تبليغاتX
دانلود آهنگ , کامپیوتر , نرم افزار و...
 


آورده‌اند كه شيخ جنيد بغداد به عزم سير از شهر بغداد بيرون رفت و مريدان از عقب او شيخ احوال بهلول را پرسيد. گفتند او مردي ديوانه است. گفت او را طلب كنيد كه مرا با او كار است. پس تفحص كردند و او را در صحرايي يافتند. شيخ پيش او رفت و در مقام حيرت مانده سلام كرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسيد چه كسي (هستي)؟ عرض كرد منم شيخ جنيد بغدادي. فرمود تويي شيخ بغداد كه مردم را ارشاد مي‌كني؟ عرض كرد آري.. بهلول فرمود طعام چگونه ميخوري؟ عرض كرد اول «بسم‌الله» مي‌گويم و از پيش خود مي‌خورم و لقمه كوچك برمي‌دارم، به طرف راست دهان مي‌گذارم و آهسته مي‌جوم و به ديگران نظر نمي‌كنم و در موقع خوردن از ياد حق غافل نمي‌شوم و هر لقمه كه مي‌خورم «بسم‌الله» مي‌گويم و در اول و آخر دست مي‌شويم..
بهلول برخاست و دامن بر شيخ فشاند و فرمود تو مي‌خواهي كه مرشد خلق باشي در صورتي كه هنوز طعام خوردن خود را نمي‌داني و به راه خود رفت. مريدان شيخ را گفتند: يا شيخ اين مرد ديوانه است. خنديد و گفت سخن راست از ديوانه بايد شنيد و از عقب او روان شد تا به او رسيد. بهلول پرسيد چه كسي؟ جواب داد شيخ بغدادي كه طعام خوردن خود را نمي‌داند. بهلول فرمود آيا سخن گفتن خود را مي‌داني؟ عرض كرد آري. بهلول پرسيد چگونه سخن مي‌گويي؟ عرض كرد سخن به قدر مي‌گويم و بي‌حساب نمي‌گويم و به قدر فهم مستمعان مي‌گويم و خلق را به خدا و رسول دعوت مي‌كنم و چندان سخن نمي‌گويم كه مردم از من ملول شوند و دقايقعلوم ظاهر و باطن را رعايت مي‌كنم. پس هر چه تعلق به آداب كلام داشت بيان كرد.
بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمي‌داني.. پس برخاست و دامن بر شيخ افشاند و برفت. مريدان گفتند يا شيخ ديدي اين مرد ديوانه است؟ تو از ديوانه چه توقع داري؟ جنيد گفت مرا با او كار است، شما نمي‌دانيد. باز به دنبال او رفت تا به او رسيد. بهلول گفت از من چه مي‌خواهي؟ تو كه آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمي‌داني، آيا آداب خوابيدن خود را مي‌داني؟ عرض كرد آري. بهلول فرمود چگونه مي‌خوابي؟ عرض كرد چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب مي‌شوم، پس آنچه آداب خوابيدن كه از حضرت رسول (عليه‌السلام) رسيده بود بيان كرد.
بهلول گفت فهميدم كه آداب خوابيدن را هم نمي‌داني. خواست برخيزد جنيد دامنش را بگرفت و گفت اي بهلول من هيچ نمي‌دانم، تو قربه‌الي‌الله مرا بياموز.
بهلول گفت چون به ناداني خود معترف شدي تو را بياموزم.
بدانكه اينها كه تو گفتي همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است كه لقمه حلال بايد و اگر حرام را صد از اينگونه آداب به جا بياوري فايده ندارد و سبب تاريكي دل شود. جنيد گفت جزاك الله خيراً! و در سخن گفتن بايد دل پاك باشد و نيت درست باشد و آن گفتن براي رضاي خداي باشد و اگر براي غرضي يا مطلب دنيا باشد يا بيهوده و هرزه بود.. هر عبارت كه بگويي آن وبال تو باشد. پس سكوت و خاموشي بهتر و نيكوتر باشد. و در خواب كردن اين‌ها كه گفتي همه فرع است؛ اصل اين است كه در وقت خوابيدن در دل تو بغض و كينه و حسد بشري نباشد.

 

 

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 13:54 |
به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.
من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد. شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟

 

 

 

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 13:41 |
پدر: دوست دارم با دختري به انتخاب من ازدواج کني
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بيل گيتس است
پسر: آهان اگر اينطور است ، قبول است

پدر به نزد بيل گيتس مي رود و مي گويد:
پدر: براي دخترت شوهري سراغ دارم
بيل گيتس: اما براي دختر من هنوز خيلي زود است که ازدواج کند

پدر: اما اين مرد جوان قائم مقام مديرعامل بانک جهاني است
بيل گيتس: اوه، که اينطور! در اين صورت قبول است

بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانک جهاني مي رود
پدر: مرد جواني براي سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم
مديرعامل: اما من به اندازه کافي معاون دارم!
پدر: اما اين مرد جوان داماد بيل گيتس است!
مديرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد

و معامله به اين ترتيب انجام مي شود ................
نتيجه اخلاقي: حتي اگر چيزي نداشته باشيد باز هم مي توانيد
چيزهايي بدست آوريد. اما بايد روش مثبتي برگزينيد!

 

 

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 13:41 |
روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !!



+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 13:37 |
+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 17:6 |
جوک روز
به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

سقوط هواپیما

از بنده خدا مي‌پرسن: وقتي امام زمان بياد چي ميشه؟ بنده خدا ميگه: همه چيز خوب ميشه، همه نمازخون ميشن، همه مهربون ميشن، همه پولدار ميشن، ميشه مثل زمان شاه!

نوزاد غيرطبيعي

قزوينه به زنش ميگه عزيزم بيا حرفاي عاشقانه بزنيم، زنش ميگه تو اول شروع کن، قزوينه ميگه داداشت خوبه ؟؟

رولزرویز رضاشاه

تهرانيه داشت واسه ابادانيه خالي مي بست مي گه من يه سگ دارم وقتي مياد خونه در مي زنه .... ابادانيه مي گه : ولك مگه سگت كليد نداره ؟؟؟؟

شهر تخم مرغي

تو جهنم میبینن احمدی .... با یه زن خارجی بی حجاب داره می رقصه ! جهنمیا میرن پیش خدا میگن : خدا اگه میشه به ما هم از این عذابها بده . خدا میگه : این عذاب احمدی ... نیست عذاب اون زن خارجیه!!!!

تصاویری خوراکی

سخت‌ترين سوال كنكور امسال: سهميه خودرو سواري دوگانه‌سوز دولتي كه به صورت آمبولانس وانت است و شبها در آژانس كار مي‌كند، چقدر است؟

خیابان‌های عجیب

يه روز قزوينيه مياد تهران عروسي بر ميگرده شهرشون بهش ميگن عروسي چطور بود ميگه عجب عروسي بود پسرها با مردها قاطي بودن

درختان عجيب

توي قزوين بازي بيليارد مجانیه . . . . . ولی در عوض تماشاي بازي 3500 تومانه

جنايتي بنام ازدواج

تركه دنباله دختره ميكنه ازش جلو ميرنه

زیباترین دختر جهان

مي دوني تفاوت شهرداري با صدا و سيما چيه؟ اولي آشغال رو جمع مي کنه دومي آشغال پخش مي کنه

کوروش کبیر

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه، مامانش ميگه: بيا تو، بچه ها نيستن

جوليا رابرتس

تركه ميخواسته با دختر اسراييلي ازدواج كنه، به علامت اعتراض، شب حجله نميره

مسيحي مهستي

تركه به دوست دخترش ميگه: ميخواي اونجايي رو كه ختنه كردم بهت نشون بدم؟ دختر با خوشحالي: خوب معلومه! تركه : اون طرف خيابون، تو اون درمونگاه!

لیلا حاتمی

تركه توی گرمای تابستون میره زیر لحاف ،بهش میگن تركی میگه: مگه از زیر لحاف هم معلوم میشه

زن مرد نما

دوست داری يه خر ماچت کنه يا يه ماچ خرت کنه يا يکی خرت کنه و ماچت کنه يا يکی خرکی ماچت کنه يا يکی اينقدر خر باشه که ماچت کنه؟

فیلم:بی وفا

جاهله ميره گواهينامه پايه يك بگيره، ازش مي‌پرسن: لرزش پيستون از چيه؟ ميگه: از شل بودن سوتين!

عقدنامه شاه-فرح

یه روز یه اصفهانیه به پسرش میگه برو از همسایه دو تا نون بگیر پسرش میره وبرمیگرده میگه همسایه نون نداشت باباش میگه خاک برسر خسیسش کنن برو دو تانون از یخچال خودمون بیار

Jim Cary

از حجله عربه صداي جيغ مياد بيرون، همه دست ميزنند و كل مي‌كشند. عربه مياد بيرون و ميگه: چه خبرتونه؟ تازه نشونش دادم!

شوخي با تمساح

تركه تيپ ميزنه ميره بيرون، دخترا بهش ميگن: بخوريمت!تركه ميگه: اين گه خوريا به شماها نيومده!

رقاصي/پارتي

لره داشته به قصد كشت، خودش رو ميزده! بهش ميگن: چي شده؟ ميگه: من بي غيرت، الان فهميدم از كجاي ننه‌ام در اومدم!

آنتونيو باندراس

زن رشتيه شب عروسي مي‌پرسه: بلدي چي کار کني كه؟ رشتيه ميگه: آره منتظرم يکي بياد،

پگاه آهنگرانی

تركه سر سفره داد ميزنه: نون بربري بيارين، نون بربري بيارين! ميگن چي شده؟ ميگه: آب تو گلوم گير كرده!

عجایب هفتگانه

رشتي : انرژي هسته‌اي مسئله ناموسي نيست كه بتوان به راحتي از آن گذشت

رعنا آزادی ور

يه روز، 2 تا مگس با هم ازدواج مي کنن. ماه عسل، مي رن گه خوري

دندانپزشك

تركه ميره گل فروشي و ميگه: آقا ببخشيد، گل آفتابگردون داريد؟ فروشنده ميگه: نه. يه دفعه تركه مي‌پره و بيضه جناب فروشنده رو ميگيره! فروشنده ميگه: اين چه كاريه؟ تركه ميگه: زنم گفت اگه گل آفتابگردون نداشت، تخمشو بگير!

شوی لباس تهران

کره الاغی با حسرت از باباش میپرسه:بابایی الاغا هم زن میگیرن؟باباش میگه آره پسرم اتفاقا تو دنیا فقط الاغا زن میگیرن

آخه از حالا

یكی آزمايش ايدز ميده، جواب مثبت بوده، ميگه: عجب دوره و زمونه‌اي شده، آدم به دستاي خودش هم نميتونه اعتماد كنه!

نقاش سه بعدی

تركه يك نفر رو ميبره پزشكي قانوني و ميگه: لطفا جواز دفن اينو صادر كنين. ميگن: چرا مرده؟ ميگه: سم خورده! ميگن: پس چرا زخمي شده؟ ميگه: آخه نميخورد!؟

ماداگاسكار كردي

لره داشته به قصد كشت، خودش رو ميزده! بهش ميگن: چي شده؟ ميگه: من بي غيرت، الان فهميدم از كجاي ننه‌ام در اومدم!
غضنفر ميره كنسرت ابي وقتي كنسرت تموم ميشه هر كي يه چيز به ابي ميگه ::: ابي صداتو ... ابي نفستو ... غضنفر رو جو ميگيره ميگه : ابي ننتو


غضنفر تو دستشويي خوابش ميبره تابيدار ميشه تعجب ميكنه ميگه:من كيم؟ اينجا كجاست ؟كي منو ريده؟؟؟
یه روز به یه قزوینی میگن شما قربانی هم میکنین ؟ میگه فامیلیش مهم نیست هرچی باشه میکنیم


روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا
به دليل بي جنبه بودن قزوينيها توليد پفک حلقه اي ممنوع شد
غضنفر خيلي شاكي ميره تو آزمايشگاه داد ميزنه:پس چرا جواب خون شهدا رو نمي ديد؟

زن به مرد (وسط سكس): عينكتو دربيار، پاهام زخم شد! چند دقيقه بعد، زن به مرد: عينكتو بزار، الان يه ربعه كه داري قالي رو ليس مي‌زني
بنده‌خدا از دندانپزشكي مياد خونه، غذا رو لقمه لقمه مي‌كنه تو باسنش، بهش ميگن: چيكار مي‌كني؟ ميگه: دكتر گفته: غذا رو با اون طرفت بخور


يارو با رشتیه دعواش می شه رشتیه می ره بالای درخت-يارو می گه اگه بیای پایین که مادرتو........ رشتیه می گه دروغ می گی می خوای منو بزنی
مي دوني بزرگترين ريسك دنيا چيه ؟ اسهال داشته باشي بخواي بگوزي

حوا وقتي زن آدم شد پنج تا شانس آورد: مادر شوهر نداشت، خواهر شوهر نداشت، هوو نداشت، جاري نداشت، شوهرش آدم بود
مريض: آقاي دكتر! همه‌اش فكر مي كنم كه گاو شده‌ام. دكتر: از كي چنين احساسي داري؟ مريض: از وقتي كه گوساله بودم
سخت‌ترين سوال كنكور امسال: سهميه خودرو سواري دوگانه‌سوز دولتي كه به صورت آمبولانس وانت است و شبها در آژانس كار مي‌كند، چقدر است؟


اگه با یه قزوینی افتادی تو کوچه بن بست سه راه داری :آب بشی بری تو زمین - دود بشی بری تو هوا - دستتو بزنی به دیوار و توکل کنی به خدا

تركه به زنش ميگه-زن برو مهريت رو به اجرا بزار-خونه بخريم
غضنفر ميره کتابخونه کتابشو پس بده، مسئول کتابخونه ميپرسه: کتابش خوب بود؟ غضنفر جواب ميده: والله شخصيت زياد داشت ولي داستانشو نفهميدم!!! کتابدار : پس شما بودين دفتر تلفن منو اشتباهي بردين؟؟؟


آبادانیه میاد تهران سوار اتوبوس میشه بلیط آبادان میده راننده بهش میگه این مال آبادان تو تهران اعتبار نداره میگه وولک خوب نگاه کن روش نوشته آبادان و حومه

ّيک ضرب المثل چيني مي گويد: يک ايراني اگر هواپيمايش سقوط نکند،از حوادث رانندگي جان سالم به در ببرد،آلودگي هوا زنده اش بگذارد و زلزله زير آوار له اش نکند،حتما از خوشحالي خواهد مرد
به يه بچه ميگن اون چه حيووني يه که به ما گوشت، شير، ماست، کفش، لباس ميده؟ بچه ميگه: بابام


نامزد غضنفر به غضنفر می گه: عزیزم اگر می خواهی زنت بشم باید یه عالمه خرجم کنی! غضنفر هم که یک دل نه صد دل عاشق نامزدش بود از فردای همون روز راهی دشت و دمن می شه و شروع می کنه به خر جمع کردن


در پي توهين پاپ به مقدسات مسلمانان، نام «پاپ‌كورن» مجددا به «چس فيل» تغيير يافت
دنيا رو بدون خانمها تصور کنيد:
- بازارها خلوت
- پولها اضافه
- خيابونها خلوت
- شيطون بي کار
- مخابرات ورشکسته
همه ميرن بهشت


دختر اصفهانيه به دوست پسرش ميگه : شب بيا خونه مون , اگه موقعيت خوب بود يه سكه ميندازم پائين .. شب ميشه . دختره يه سكه ميندازه پائين . ولي هر چقدر صبر ميكنه مي بينه پسره نمياد بالا سرش رو از پنچره بيرون ميكنه ميپرسه : چرا نمياي؟ پسره ميگه : دارم دنبال سكه مي گردم . دختره ميگه :بيا بالا . بهش كش بسته بودم
اصفهانيه به بچش ميگه برو دو تا نون از خونه همسايه بگير . بچه ميره و برميگرده ميگه نون ندادند.باباهه ميگه : چه همسايه خسيس هست برو از تو يخچال خودمون بيار
يک روزي يک مردي به مادرزنش تلفن ميکنه که احوالپرسي کنه مادر زن ميگه حالم خوب نيست دارم ميميرم مرده ميگه پس مزاحم نمي شوم
استاد: اسپرم از پروتئین ویتامین و قند تشکیل شده است. یکی از دخترها: استاد پس چرا شیرین نیست؟ استاد: دخترم شیرینی با نوک زبون حس میشه نه با ته حلق


ترکه میره دزدی، صاحب‌خونه پا میشه میگه کیه اون جا؟ ترکه میگه: هیشکی، گربه‌ست، بعععععع
سازمان ملل جسد صدام را برای عذاب بیشتر در بین شهدای قزوین دفن کرد


ميدونی فرق حوا با زنهای ديگرچی بود... اون شوهرش آدم بود
مهمان آهسته به پسر صاحبخانه-- پسر جون شما کی ناهار می خوريد-- پسر:مامانم گفته:هر وقت شما رفتيد
خانم در حاليکه جدول روزنامه را حل ميکرد رو به شوهرش کرد وگفت ديک اختراع را نام ببر که براي جبران اشتباهات بشر درست شده باشد شوهر گفت
>محضر طلاق<


از رشتيه مي پرسن شما چجوري از بچه دار شدن جلوگيري مي كنين. ميگه در و پنجره هارو ميبنديم
طرف عروسی میکنه شب عروسی داداش طرف میشینه پشت در اتاق عروس میگن چرا اینجایی؟ میگه: بابام خودش گفت بعد از داداشت نوبت توئه
به پشه ميگن چرا زمستونا پيدات نيست؟ ميگه نيست تابستونا خيلي رفتارتون خوبه... زمستونم بيام
تركه چربي و قند خون داشته ميره دكتر : دكتر بهش دارو ميده و ميگه هر روز بايد 4 كيلومتر بدوي شماره ميده و ميگه هر وقت مشكلي پيش آمد به من زنگ بزن:تركه مي ره بعد از يك دوهفته زنگ ميزنه ميگه آقاي دكتر رسيدم لب مرز نمذارن ادامه بدم چيكار كنم
به پیره زنه میگن سایز سوتینت چنده؟ میگه من از این سوسول بازیا خوشم نمیاد میکنم تو شلوارم
همیشه عکس همسرت رو بزار تو کیفت که هر وقت مشکلی واست پیش اومد به عکسش نگاه کنی و بدونی که مشکل بزرگتری هم داری
زن رشتیه میخواسته تنها بره خارج اجازه نامه شوهرش رو میبره بهش میگن قبول نیست شما باید استشهاد محلی بیارید
رشتیه میره تو یک خانه فساد، زنشو اونجا می بینه: میزنه زیر گریه زنش میگه: چی شده؟ رشتیه میگه منو ببخش منو اغفال کردن
به شوکت میگن:شنیدی فیلم زهره دخترت -دست مردم پخش شده؟ میگه اینا همش نقشه های اون دختره ی گدا گشنه س سریالش تموم شده. هنوزم دست از سر ما بر نمیداره
شباهت آقایون با آگهی بازرگانی چیست؟ شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیزی برای زمانی بیش از ۶۰ ثانیه دوام نمی آورد
يه روز دو نفر ميرن قطب جنوب مي رسن به يک اسکيمو يکيشون مي پرسه شما آدم سفيد دارين؟ مي گه آره دوباره مي پرسه شما آدم سياه هم دارين؟ مي گه آره دوباره مي پرسه آدم سياه و سفيد چي دارين؟ مي گه نه بعد به دوستش مي گه ديدي اوني که ازش آدرس پرسيدي پنگوِِئن بود!!!
زنه میره كفاشی، میگه: آقا یك كفش میخوام پشتش باز باشه، جلوش هم منگوله داشته باشه. كفاشه یك نگاهی بهش میكنه، میگه: خانم یهو بیا پاتو بكن تو ...ون من
يارو آزمایش ایدز میده جوابش مثبت میشه!! میگه عجب زمونه ای شده آدم به دستای خودشم نمی تونه اعتماد کنه
ضمن محکوم نمودن اهانت پاپ به اسلام، هیئت دولت اعلام كرد :بعد از این نام موسیقی پاپ به موسیقی گل محمدی تغییر یافت
حاصل ازدواج ایرانی با ژاپنی: یک بچه چشم تنگ کون گشاد
: جمله عاشقانه :
هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است
اگه میخواستی یه دختر رو به زور بـ...کنی به 4 چیز توجه کن: 1. این کار نامردیه 2. نفرینه اون همیشه پستته 3. گناه داره 4. خونه ما خالیه
از قزوینی میپرسند قويترين سد دنیا چیه میگه: شلوار لی
تركه تو اتوبوس میگوزه همه بهش میخندن. اونم خوشحال میشه، میگه: اگه میدونستم اینقدر حال میكنین براتون میریدم
يه بابايي خونه اش آتيش گرفته بود ، هي ميرفت توي آتيشها و برميگشت د همسايه ها پرسيدند : چرا هي ميري تو و مياي بيرون د گفت: براي اينكه مادرزنم توي خونه ست د پرسيدند: چرا بيرونش نمياري د گفت: ميرم تو ، هي اين رو اون روش ميكنم ، حالا زوده بيارمش بيرون
به ترکه میگن اگه یه دختر بهت راه بده چکار می کنی؟ میگه ازش سبقت می گیرم
دختر به پسره میگه: شنیدی ماله عربا درازه؟ پسره میگه: آره! دختره: شنیدی میگن مال مکزیکیا کلفته؟ پسره :آره! دختره راستی اسم مال تو چیه؟ پسره: عبدالخلیل زاپاتا
ترکه مست میکنه: ولم کنین میخوام شرت زنمو در بیارم میگن: چرا شرت زنتو؟ میگه آخه کشش خیلی اذیتم می کنه!!
ترکه تو خیابون به یه دختره میرسه میگه یه بوس بده دختره میگه خفه شو کثافت ترکه میگه بدبخت واسه خودت گفتم من خودم زن دارم
ازدواج ادم و هوا تو هيچ دفتري ثبت نشده.هيچ اخونديم اونموقع نبوده که صيغه رو جاري کني. خوب بدبخت هممون حروم زاده ايم ديگه
مي دونيد خنگ ترين مرد دنيا کيه؟ احسان شوهر نرگس، آخه زنش و عوض کردن نفهميد (شايدم فهميد خودشو زد اون راه)
يه اصفهاني موز ميخوره پوستش را ميزاره تو دفتر خاطراتش
در پی شکست ایران در برابر مکزیک یک کارگردان سینمایی از میرزاپور برای بازی در فیلم "چند میگیری برینی" دعوت کرد گفته می شود نقش جنازه به علی دایی پیشنهاد شده است
بسیجیه می خواسته به دختره متلک بگه بهش میگه: خوشگله نمازتو خوندی؟
به ترکه میگن یک تصویر غمناک بکش ترکه یک نون بربری سوخته میکشه
یه پیره زن آلزایمری تو تیمارستان...لخت رو تخت نشسته بود...دکتر میاد ازش میپرسه مادر جان چرا لختی؟....میگه ننه جون نمیدونم دادم یا میخوام بدم
به پسره میگن یه پستاندار بی دندون نام ببر میگه: مادر بزرگم
به اصفهانیه میگن شیرین تر از عسل چی خوردی؟میگه ترشی مجانی
معلمه سر كلاس میپرسه:‌ كی میدونه قرص ویاگرا چیه؟! پسره میگه: قرص ضد اسحاله! معلمه میگه: چه ربطی داره؟! بچه میگه:‌ آخه هر شب مامانم به بابام میگه:‌ بخور اینو بلكه اون گهت سفت شه
قزوینیه میره نماز جمعه، همه میرن رکوع می بین قزوینه وایساده داره شعر میخونه: منو این همه خوشبختی محاله محاله
تركه می خواسته چشمای بچش عسلی شه؛ تخماش روهفت دقیقه میندازه توآبجوش
نظر آقایان در مورد سایز سوتین خانمها: هفتاد: تو رشده، هشتاد: تو مشته، هشتاد و پنج: بهشته، نود: درشته، صد: بالشته!
پیره زنه میره دندون پزشکی پاشو باز میکنه میگن اینجا پزشک زنان نیست میگه می دونم میخواستم دنونای حاج آقا را در بیارید
یه قزوینیه یه ک..ن میذاره تو ویترین قیمت می ذاره 2 میلیون تومان .میگن چرا اینقدر گرون؟میگه ماله یه خانوم دکتر بوده فقط باهاش می گوزیده
ترکه پدرو مادر خودش رو مي كشه ازش ميپرسن چرا كشتي ميگه بالاخره بعد از 30 سال به رابطه كثيفشون پي بردم
یه روز یه ترکه تو هواپیما تفنگو میذاره رو مخ خلبان و میگه:از همینجا صاف میری بندرعباس خلبانه میگه:حالا چرا بندرعباس؟ ترکه:آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقی ببردم دوبی
توی بیابون یه آبادانیه گیرمی افته . خیلی تشنش بود. دنبال آب میگشت،خلاصه دیگه داشت میمرد . آخرسرآب پیدا میکنه. آب رو میزنه به موهاش بعد میگه:وای ولک!!!مدل موهام داشت خراب میشدهاااا
یه دختره به خواستگارش که رشتی بود گفت : شما که عقیم هستید!! رشتیه میگه مشکلی نیست بابام هم عقیم بود.
دختر به دوست پسرش میگه بعد از عروسی هم همین جوری منو می....نی!!؟پسره میگه اره عزیزم البته با اجازه شوهرت
یه روز یه پسره به زن رشتیه تیكه میندازه رشتیه دنبالش میكنه گیرش میاره پسره میگه گوه خوردم رشتیه میگه كافی نیست بیا صورت خانومم رو ببوس تا از دلش در بیاد
قزوینیه میره نماز جمعه از خوشحالی سکته میکنه
ضرب المثل قزوینی: اگر رفیق، رفیق باشه، آدم منت زنشو نمیکشه
میدونی تو قزوین ملت شب های جمعه چی نذری میدن؟؟؟... وازلین
قزوینیه وارد یك جمع میشه، با همه از دم روبوسی میكنه به جز یك نفر كه فقط باهاش دست میده. یارو شاكی میشه، میگه: چرا منو ماچ نكردی؟! قزوینیه میگه: بالام تورو گذاشتم بك...م
یه دکتره از مریضش میپرسه: این همه قاشق تو شکم تو چیکار میکنه؟!! میگه: خودتون گفتین روزی یه قاشق بخور!
رشتیه به زنش میگه خداوکیلی تا حالا چند نفر کنارت خوابیدن؟زنه میگه خداوکیلی فقط تو کنارم خوابیدی بقیه تا صبح بیدار بودن
قزوینه میاد به دوستش میگه یه هفته هست که سکس نداشتم!!! دوستش میگه: مگه خانومت پریوده؟!!! قزوینه میگه نبابا اسهال داره!!!!
لره عروسی میکنه از حجله میاد بیرون دست خواهر زنشو میگره ببره تو!! پدر زنش میگه: اینو دیگه کجا می بری؟!! لره میگه 8 میلیون خرج عروسیم شده همتونو میـ...نم!!
شرایط مرد و زن هنگام ازدواج: زن باید نجیب باشه، مثل اسب! با وقار باشه، مثل طاووس! زیبا باشه، مثل آهو!! مرد کافیه فقط خر باشه!!!
كرمه میفته تو ظرف ماكارونی، میگه :آخ جون! چه بمال بمالیه
آیا فكر می‌كنید بی‌عرضه هستید؟ فكر می‌كنید به درد هیچ كاری نمی‌خورید؟ فكر می‌كنید بی‌مصرف هستید؟ به خدا درست فكر می‌كنید!
رشتیه داشته فیلم سوپر نگاه میکرده میبینه زنش توشه!!!! تموم که میشه میگه :خدا رو شکر فیلم بـــــود
رشتیه بچه ی نهمش به دنیا میاد !!!!میره سر خیابون:داد میزنه اهالیه محل دیگه شورشو در اوردینا
دوتا لره میرن هتل، اولی میره توالت فرنگی دومی میاد کتکش میزنه!!! میگن چرا میزنیش؟ میگه من دو روز از این چشمه آب می خورم این اومد ریده توش!!!!
از یه بچه میپرسن: چند تا وسیله نشستن نام ببر ؟؟؟ میگه : چهار پایه صندلی چراغ خواب .میگن: مگه رو چراغ خوابم میشینن؟؟؟ میگه اره همین دیشب بابا به مامان گفت : اون چراغ خواب رو خاموش کن بشین روش
رشتیه به دوستش: یه جا بلدم شام میدن! مشروب میدن! تریاک میدن! آخرش هم 30000 تومن میدن!! دوستش میگه: کجاست؟!! میگه: خودم نرفتم زنم رفته بلده
تو یكی از دهات اردبیل ملت برای بار اول كیوی میبینن، میرن از ملای ده میپرسن این چیه؟ ملاهه یكم میره تو نخ كیویه، بعد میگه: ایلده تخم مرغیش، كه تخم مرغه! ولی من نمی‌فهمم چرا موكتش كردن؟!!
تركه زنگ میزنه خونه رفیقش میگه: غضنفر! من لهجی دارم؟ رفیقش میگه: آره!‌ میگه: پس گحط كن دوباره میگیرم!!
اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه
زن رشتی با عجله به مطب دکتر زنان بر می گرده و می گه: ببخشین من شورتم رو اینجا جانگذاشتم؟ منشی می گه: نه. زنه می گه :" پس حتما توی دندون پزشکی جا گذاشتم!!!
دخترا می رن پیش خدا شکایت که چرا پسرا از اونا دران ولی ما نداریم؟!! ندا میاد که همه اونا مال شماست فقط حمالیش مال پسرهاست!!
از ترکه می پرسن کراوات چیست؟ میگه: خطی است فرضی میان لوزه ها و بیضه ها
زنه رشتیه به دوستاش میگه شنیدی توی تهران خفاشه شب اومده به زنا تجاوز میکنه زنه دومی میگه اووووو هرچی امکاناته ماله این تهرونی هاست
اگه بین 6 تا قزوینی گردن کلفت توی یک اتاق گیر افتادی چه کار می کنی؟!!... تو که کاری از دست بر نمیاد.... پس سعی کن بهت خوش بگذره!!!


ازعلي دايي علت کمر دردش رو مي پرسند ميگه خودتون هم 90 دقيقه بازي رو سر پا تماشا کنيد کمرتون درد مي گيره
دوست خوب مثل سوتين مي‌مونه، نزديك‌ترين چيز به قلبت، بهت اعتماد به نفس ميده، ازافتادنت جلوگيري مي‌كنه، هميشه بالا نگهت مي‌دار
یك بابایی رو تو قزوین میندازن زندان، روز اول هم سلولیش ازش میپرسه: بالام جان، ‌بچه ...ردی افتادی این تو؟! یارو میگه: نه آقا این حرفا چیه؟ من هیچ وقت همچی كاری نمیكنم! قزوینیه میگه: خوب پس حتما اوا ...ردی؟! باز یارو میگه: نه برادر، چی میگی؟! قزوینیه میگه: نكنه پیرمرد ...ردی؟! یارو میگه: آقای عزیز عفت كلام داشته باش، این حرفا یعنی چی، من جرمم سیاسیه! قزوینیه میگه: آهــان! بالام جان فهمیدم، رئیس‌جمهور
!!!ردی...


یه تهرانیه و یه اصفهانیه و یه تركه داشتن كنار خیابون میشاشیدن. یه دفعه نیرو انتظامی میرسه، به تهرونیه میگن: مرتیكه! داری چی كار میكنی؟! میگه: دارم مرگ بر شاه مینویسم. میگن خوب اشكال نداره. به اصفهانیه میگن: تو داری چه غلطی می كنی؟! ‌میگه دارم مینویسم: استقلال آزادی جمهوری اسلامی! بازم می گن خوب اشكالی نداره. نوبت به تركه میرسه، هول میشه نمیدونسته چی بگه، ‌میگه: آقا والله من سواد ندارم، بیا خودت بگیر هر چی میخوای بنویس
میتونم یه چیزی بهت بگم؟ مطمین باش که از ته قلبم میگم... همیشه از خدا میخواستم که تو زندگیم یه همراه خوب بهم بده.. . همراهی که همیشه کنارم باشه و بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم... خدا یکیشو به من داد.... مال من نوکیاست... مال تو چیه؟
+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 12:3 |

تركه هر شب خواب مدونا رو ميديده،‌ولي تا ميومده ترتيبش رو بده از خواب ميپريده! ميره دكتر ماجرا رو تعريف ميكنه، دكتره ميگه: مشكلي نيست، اين قرصها رو برات مينويسم، ازين به بعد ديگه ازين خوابا نميبيني. تركه ناراحت ميشه، ميگه: نه آقاي دكتر! بي زحمت يه دوايي به من بدين كه از خواب نپرم و بتونم كارم رو بكنم! دكتره هم يه دوايي براش مينويسه و يارو ميره. فرداش تركه شاكي برميگرده مطب دكتره، دكتره ميپرسه: ديشب چي شد؟ بالاخره كارتو كردي؟! تركه شاكي ميگه: آقاي دكتر توام با اين دوا نوشتنت! ديشب آرنولد اومده بود به خوابم ميخواست ترتيبم رو بده، هر كاري كردم نتونستم بيدار شم!

 

تركه و لره با هم ميرن شكار، منتها فقط لره تفنگ داشته. خلاصه وسطاي جنگل بودن كه يهو يك شير هيكلي ميگذاره دنبال تركه! خلاصه اون بدبخت هم جفت ميكنه، شروع ميكنه با آخرين سرعت دويدن، و درضمن سر لره داد ميزده كه: بكشش...بكشش! لره هم تفنگشو در مياره، نشونه ميگيره، بنگ! ميزنه يك تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره شاكي ميشه، سريع تر ميگذاره دنيال تركه.... اون بدبخت هم باز در عين دويدن، داد ميزنه: بكشش...بكشش!! باز لره نشونه ميگيره، اينبار ميزنه اون يكي تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره ديگه پاك شاكي ميشه، با چشماي خون گرفته ميگذاره دنبال تركه... اون بدبخت هم در عين اينكه داشته با همه وجود ميدويده، داد ميزنه...بابا بــكـــشــــش! بـــكـــشـــش!! لره دوباره نشونه ميگره،...بنگ! اينبار كير اقا شيره كنده ميشه! تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: بابا اين ميخواد منو بخوره، نميخواد كه بكنه!

 

تركه با دوتا از رفقاش تو كافه نشسته بودن، هر سه تا هم دستتاً دمق! خلاصه شروع ميكنن به درد دل، اول يكي از رفيقاش ميگه: ديروز تو كيف دخترم يك بسته سيگار پيدا كردم، آي حالم گرفته شد. تاحالا فكرشم نميكردم كه دخترم سيگاري باشه. اون يكي رفيقش ميگه: بابا اين كه چيزي نيست، من پريروز تو كيف دخترم يك بست حشيش پيدا كردم، ازون موقع تاحالا فقط ميخوام بميرم! عمري فكر نميكردم دخترم عملي باشه. تركه يك آه از ته دل ميكشه، ميگه: بابا اينا كه چيزي نيست. من ديروز تو كيف دخترم يك بسته كاپوت پيدا كردم. تا امروز فكرشم نميكدم كه دخترم كير داشته باشه!

 

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 12:2 |

يه یارویی ميره مكه باخودش ارپي جي ميبره. ميگه : ميخوام بزنم يك باره شيطون و داغون كنم.بااين سنگريزه هاازرو نميره

 

بهاره:»

یادت باشه دنباله ۳ چیز ندویی

۱ـاتوبوس
۲ـمترو
۳ـپسر
حالا چرا؟
چون هر کدومشون برن ۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد

 

 

ميتوني تصور كني با هم لب دريا نشستيم؟ ميتوني تصورش رو بكني كه با هم به يه سفر طولاني ميريم از جنگل تا دريا.؟ ميتوني تصور كني كه تو يه شب باروني شونه به شونه هم قدم بزنيم؟ همه اينا رو هم كه بتوني تصور كني نميتوني تصور كني كه آشپزي با تك ماكارون چقدر راحت

 

چشمهاي درشت و زيبايت را که به من ميدوزي وبا لبهاي زيبا آواز ميخواني، احساس ميکنم که بيش از هميشه عاشقت هستم ، تو زيباترين قورباغه ي اين برکه اي

 

نگاهت چون عقاب دلت چون دریا
دستانت چون اتش گرم
قدت هم چو سرو
صدایت چو اواز پرنده ها
.
.
.
.
.
.
.
.
ای بابا هیچ چیزت مثل ادما نیست

 

یه ضرب المثل نمیدونم کجایی میگه که : به هیچ کس به جز خودت و خرت اعتماد نکن
منم به جز خودم و خودت به هیچ کس اعتماد ندارمااااااااا

 

علت سفيد شدن موهاي بهروز چي بود؟اون موضوع خواهرشو زودتر از همه فهميده بود...اصلا به خاطر همين برگشت..ولي چون 4-3 قسمت ديگه مونده بود فيلم نرگس تموم شه/مجبور بود گندشو در نياره..

 

ایستاده مردن بهتر از زانو زده زیستن است

 

يه لري ميره دستشويي يكي مياد بهش ميگه اقا اب داره قطع ميشه لره هم اول سيفون رو ميكشه بعد كارشو ميكنه

 

مي دوني چرا رنگ غروب سرخه؟ چون خورشيد وقتي مي بينه من وتو با هم دوستيم آتيش مي گيره

 

اي همه وجود من . اي كسي كه پا گذاشتي رو قلب من . اي كسي كه درو بستي به روي من. درو باز كن دستم مونده لاي در

 

فراموش كن چيزي را كه نميتواني به دست اوري.............و به دست اور چيزي را كه نميتواني فراموش كني

 

پس از استقبال گسترده مردم از فيلم زهره شوکت به زودي فيلم ننه قربون به بازار خواهد امد...... ;))

كشاورز پير در كنار گاو اهني فرسوده اش ايستاده بود و به مزرعه شخم نخورده اش مينگريست و همچنان منتظر بود .... چون گاوش داشت این جوکو مي خوند

 

پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ..... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش ساختی هنر کردی

 

هيچگاه آخرين نگاهت را فراموش نمي کنم نگاهي سرشار از عشق صميميت و محبت .امروز سالها از آن روز مي گذرد ولي تو هر گز بر نگشته اي ..صدايت در گوشم زمزمه مي شود و نگاهت در ذهنم مجسم ولي من تو را مي خواهم نه خيالت را

 

خیلی معروف شدی دیگه حالی از ما نمی پرسی ما رو تحویل نمی گیری ..شهرت ما رو از یادت برده ؟؟ باز خوبه فقط یه میدون تو برره به اسمت شده ها

 

من به خورشيد اعتقاد دارم, حتي اگر ندرخشد من به عشق اعتقاد دارم, حتي اگر تنها باشم من به خدا معتقدم, حتي اگر ساکت باشد

 

قلب من به اندازه ي دست مشت کرده ام است….من در عجبم که تو با اين همه عظمتت چگونه در آن جاي گرفتي؟…چنان جاي گرفتني که تا ابد خيال رفتن نداري

 

هفت به هشت می‌گه دومیلیون بهت می‌دم جات و با من عوض کن،هشت جواب می‌ده: من واسه مال دنیا لنگم و هوا نمی‌کنم

 

فرقی نمی کنه که من اول اومدم یا تو ……مهم اینه که…..کی تا آخرش می مونه

 

میدونی قشنگ ترین گله دنیا چه شکلیه؟ نمیدونی؟ پس برو خودت رو یه نیگا تو اینه بکن!!!

 

يه بار يه ديوونه دنباله رئيس تيمارستان ميدوه بعد به يه بن بست ميرسه ته بن بست به رئيس تيمارستان دست ميزنه بهش ميگه حالا تو گرگي

 

يه پسر مثبت مثل هميشه تيپ كرده بود داشت تو پياده رو با قر كمر راه مي رفت يه دفته يه دخره كه خيلي كرمكي بوده به پسره مي گه بخورمت پسره هم بهش بر مي خوره مي گه از اين گوه خوريا به تو نيومده...

 

با تولد دومين گوسفند شبيه سازي شده , ديگه نميتونم بهت بگم : "دنيا ديگه مثه تو نداره !!!! نداره نميتونه بياره !!!

 

فيلسوف آلماني مي گويد: انسان موجود عجيبي است! اگر به او بگوييد در آسمان خدا, يكصد ميليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد بي چون و چرا مي پذيرد اما اگر در پاركي ببيند روي نيمكتي نوشته اند: رنگي نشويد, فورا انگشت خود را به نيمكت مي كشد تا مطمئن شود

 

حمام رفتن دخترها و پسرها

حمام رفتن دخترها و پسرها

دخترها

 ۴ بعد از ظهر.

۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره.

۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش.

۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان.

۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده.

۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره.

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره.

۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه.

۸ ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي!!!!

۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته.

۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده.

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت.

۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه.

۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه.

۱۴ـ ۴۵ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه.

ساعت ۸ شب.



يك پسر در حمام....

ساعت ۴ بعد از ظهر.

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق.

۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم.

۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه.

۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش...

۵ ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره.

۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون.

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره.

۸ ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخنده .

۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش.

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش.

۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه)

۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق.

۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه.

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر

 

 

من بهت شک دارم

من بهت شک دارم


به روش اراذلی يا جواتی

مرد : صد بار نگفتم وقتي من نيسم نرو بيرون ! ها‌ ؟؟


زن : غلط كردم ! گه خوردم ! توروخدا نزن


مرد : چرا تيليفون همش اشغاله ؟! با كي لاس ميزني عوضي ؟


-
زن : به خدا اگه اين تلفن نباشه از تنهايي دق ميكنم


مرد : به چپم كه دق ميكني ! خودت بميري بيتره ! خونتم نميوفته گردن ما


زن : خداااااااااااااا ! منو بكش راحتم كن


مرد : از صب تا شب جون ميكنم كه يه لقمه نون بيارم تو اين خونه ! نميشه يه شب نشاشي تو اعصاب ما ؟؟!! ها نميشه ؟


زن : به خدا ديگه نميتونم ... ديگه بسه ... ميرم خونه بابام


مرد : اي شاشيدم تو صفحه اول شناسنامه بابات ... هرررررررررررررري

 

 

به روش رشتي - ته غيرت

مرد : خانوم جان ببخشيدا ! عذر ميخواما ! شما ديشب تا حالا كجا بودين ؟

زن : خونه عفاف ! مشكليه ؟


مرد : نه خانوم جان خيليم خوبه ! بالاخره شما هم استخدام دولت شدي


زن : ببينم كسي به من زنگ نزد !؟


مرد : عباس آقا جند بار زنگ زد ! گفتم نيستي ! كلي فوش داد بهت


زن : بابا جون يكم هم بكش يه كاري دستو پا كن واسه خودت


مرد : خانوم جان هر چي شما بگي ! اصلا اگه شما بخواي شبا تو كوچه ميخوابم


زن : لوس نكن خودتو حالا ! پاشو اون ?? كيلو كون رو تكون بده يه چايي ور دار بيار


مرد : چشب خانوم جان ! ميخواي دو تا بيارم اصن ؟


زن : راستي ببين امشب ساعت ? قرار دارم اون شورت گول گوليمو شستي؟


مرد : حانوم جان جسارته ها ! فضوليه ! با كي قرار دارين ؟


زن : با عباس اقا ! به تو ربطي داره ؟


مرد : آها خانوم جان خيالم راحت شد ! منو عباس آقا نداريم كه


زن : ولي خودمونيما دماغت خيلي ضايست


مرد : چي ؟! چي ؟! دماغ من ؟! توهين ميكني ؟! دماغ مسئله ناموسي نيست كه بشه به همين راحتي ازش گذشت ! اصن ‍خانوم جان من ميرم خونه ننم


زن : به سلامت ! عباس از تو كمد بيا بيرون



به روش تركي - نمنه

مرد : فكر كردي من نميدانم ؟! فكر كردي من خرم ؟! شعور دارم ؟

- زن : ببين من هيچ گونه بيگناهم ! كاري نكردم


مرد : آخه من بدون بي دليل كه بهت گير نميدم ! ميدم ؟


زن : اونشو من نميدونم ! فقط اينو بگم كه من به تو وفادارم


مرد : الله اكبر ! خود درخت كرم ميريزه ها ! خجالت بكش زن


زن : اگه باورت نميشه خوب طلاقم بده


مرد : بيبن كشيدن تو به دادگاه واسه من مثل كشيدن مو از ماسته


زن : من به اين چيزاش هيچ كاري بيلميرم


مرد : اي پوخ گويوم سوزون آقزووا


زن : سيكتير بابا

به روش سوسولي - ايش



مرد : چرا انقد دير كردي ؟ دلم هزار را رفت ! آرايشگاه نبودي مگه ؟
زن : اوا اين چه سواليه ؟ خب معلومه آرايشگاه بودم ! مگه به من شك داري ؟


مرد : چه حرفا ميزني !! من به تو بيشتر از خودم اعتماد دارم


زن : آخه ميدوني چي شد ؟ از آرايشگاه تا خونه پياده اومدم كه آرايشم خراب نشه


مرد : اوا خوب كردي ! انقد نگران شدم ! فكر كنم فشارم افتاده پايين


زن : آخ بميرم الهي ! تو راه كه ميومدم يه چند تا از اين عوضياي جلف لجن بهم

تيكه انداختن منم جوابشونو ندادم


مرد : خوب كاري كردي ! از اين آدما خيلي زياد شده ! فقط بلدن جلف بازي در بيارن


زن : حالا تو خودتو خيلي ناراحت نكن بچت ميوفته


مرد : اوا خيلي بدي تو

 

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 11:58 |

1. ترکه میره پیانو بخره زنش میگه : گضنفرمراقب باش به جای" پیانو" بهت " پیاز" ندازن.

2. ماره میره تو شلواره عربه و میگه : سلام اخوی خدا بد نده ، چرا رو ویلچیر نشستی.

3. هرجا میگن حسین حسین برو، شام میدن – هر جا علی علی میگن نرو ، دارن ماشین حول میدن

4. ترکه میره قم زیارت ، دست به سینه میزنه و میگه : فدای اون لب تشنه ات ، قربون اون دستای بریده ات ، آقا جان کی ظهور می کنی ؛ خسته شدم از بس اومدم مشهد

horizontal rule

1. تو قزوین تو نانوایی نان تموم میشه ، همه میگن حالا نون تموم شد چرا صف و به هم میزنید

2. تو قزوین تو نانوایی نفر اول و برق میگیره ، سی نفر پشت سرش توی صف همگی می میرن .

3. ترکه کلاس رقص میزنه ورشکست میشه ،تحقیق میکنن می بینن درحین آموزش جومیگرفتتش شاباش می داده. 

4. به ترکه میگن تا حالا حول دادی ، گفت : نمی دونم ، ولی یه بار حول شدم ، دادم.  

5. به ترکه میگن تا حالا قارچ خوردی ، گفت : نمی دونم ،اما وقتی کوچیک بودم قاچ خوردم.

horizontal rule

از شَپَلوتکا " shapallotka@hotmail.com "

1.ترکه پسرش و میذاره ژیمناستیک ، بعد از چند ماه به پسرش میگه برای بابا یه پشتک بزن ولی پسره یه پشتک هم  نمی تونه بزنه ، می ره که با مربیش صحبت کنه می بینه مربی به جای خرک از اون استفاده می کنه .

2. یه یاروبا پسرش می ره باغ وحش ، روی قفس میمون ها نوشته بودند " لطفا ذ ُرَت پَرت نکنید ( البته بدون اعراب ) ، پسره می پرسه بابا اینجا چی نوشته ، پدره میگه : پسرم نوشته : لطفا ذِ رتُ ِپرت نکنید. 

3. ترکه با دوستای فارسش به یه خره میرسن که داشته عرعر میکرده که وسط عرعر کردن چند تا باد صدا دار هم در میده ، دوستای فارسش شروع میکنن خندیدن و به ترکه میگن ،غضنفر خره داره چی میگه ،ترکه هم حاضر جواب میگه : اولش ترکی میگفت فهمیدم ، ولی وسطش فارسی قاطیش کرد چیزی نفهمیدم.

4. به ترکه گفتند چرا آدم نشدی ؟ گفت :" این قرتی بازیها دیگه چیه ".  

5. به یه ترکه دیگه گفتند چرا آدم نشدی ؟ گفت : " آقا زد و انقلاب شد ".

6.به یه ترکه دیگه گفتند چرا ترک شدی ؟ آهی کشید و گفت : " دوست ناباب ".

horizontal rule

چند تا جوک ارسالی : به ترکه میگن با " ماتیز" جمله بساز ، میگه: ماتیز یور نیم matiz your name

 به ترکه میگن با "با لش " جمله بساز، میگه : یه پرنده داشت پرواز میکرد با تیر زدم به با لش ، همه میگن بابا اون بالش که نه ( و با دست خوابیدن رو نشون میدن) و میگن : اون یکی بالش - ترکه میگه:یه پرنده داشت پرواز میکرد با تیر زدم به اون یکی با لش ، همه باز دوباره صداشون در میاد و میگن بابا بالش ، تشک ، فهمیدی – ترکه میگه : یه پرنده داشت پرواز میکرد تو شک بودم با تیر زدم  به این با لش یا اون یکی با لش

 یه پسر بچه تو قزوین گم میشه ، مادر وپدرش میرن کلانتری و مشخصات بچه رو میدن که :بچمون با موهای بوربغل زده یه بلوز قرمز و یه شلوار لی کوتاه و یه کفش فلان گم شده – افسر نگهبان هم بی سیم رو بر میداره و میگه : به تمام واحدها که آه یه پسر بچه مثل هولو گم شده

horizontal rule

چند تا جوك از كوچولو
به يه مرغه ميگن قسم بخور ، ميگه : به تخمم
خره لنز ميزنه ميره تو جنگل ، مي بينه كه همه  حيوونا دارن نگاش ميكنن و ميگه : چيه مگه تا حالا آهو نديدين 
يه فيله داشت شنا ميكرد كه دوستش آقا مورچه اومد  و گفت : آقا فيله از آب بيا بيرون كارت دارم ، فيله از آب اومد بيرون ومورچهه  گفت : هيچي برو شنا - آقا فيله عصباني شد وگفت : نفهميدم ، چي شد ؟ -  مورچهه  ادامه  داد : مايوم گم شده مي خواستم ببينم پاي تو نبود
و اما زد آقا فيله مرد و دوستش آقا مورچهه  زار زار گريه ميكرد ، دوستاش گفتند: مگه چي شده  - مورچهه گريه ميكرد و مي گفت : حالا بايديه عمر قبر بكنم  

horizontal rule

چند تا جوك باحال از دوستي به نام پشت بازو كلفت

 قبل از روز سيزده بدر امسال خانواده سه هزار قزويني به نيروي انتظامي گم شدن يكي از افراد خانواده شان را اطلاع مي دهند ، نيروي انتظامي هم در آمار بالاي گم شدن اين افراد ورابطه آن با روز بعد به نتيجه اي مي رسد و با اعلام اطلاعيه محكمي در كل ايران به تمام هموطنان هشدار مي دهد كه : هموطنان عزيز حتما فردا هنگام گره زدن چمن در پاركها و چمنزارها و هرجاي ديگر مراقب خود باشيد ، حتما بنشينيد و دولا نشويد

 فرمانده پادگاني پس از چند روز مرخصي مياد براي سركشي كه مي بينه يه سرباز لخت مادرزاد را وسط ميدان بسته اند ، سريع معاونش را صدا كرده و جوياي آن مي شود ، معاون آرام مي گويد : قربان يه سرباز قزويني گم شده ، براش طعمه گذاشتيم

               و اما ناگهان زلزله شد و شهري تكان خورد و سقفي خراب شد و يه بچه افتاد رو  دست قزوينيه  ، قزوينيه فرياد ميزنه  بابا اي وا... ، دمتون گرم ،  عجب آدمهاى انساندوستى ، هنوز زلزله نيومده كمكهاي مردمي رسيد 

horizontal rule

تركه پوست موز مي بينه دو دستي مي زنه تو سرش و  ميگه : واي بازم بايد بخورم زمين 

از تركه راجع به گل سوال ميكنن و مي گه : والا گل چيزه خوبيه ، لطيفه ، خوشبو و با طراوت ، هم براي عروسي ، هم براي عزا حتي خداوند هم راجع به آن در قرآن فرموده است - گل هو ا... احد و

horizontal rule

چند تا جوك با حال كوتاه 

تركه ميره سربازي        دور كلاش ( كلاهش ) قرمزي

تركه ميخوره زمين        هوا  مي ره ، نميدوني تا كجا مي ره 

تركه داشته شناي قورباغه ميرفته ،  لك لكه مياد ميخوردش

تركه بعد از كلي درس خوندن قاضي ميشه ، ميگن حكم كن ، ميگه : پيك

تركه جونش به لبش رسيده بوده ، تف ميكنه مي ميره 

تركه تو قرعه كشي بانك شركت مي كنه ، براش 6 ماه زندوني در مياد

تركه ميره عروسي ، نه بابا ، يه ميخ ميره عروسي اينقدر قر ميده پيچ ميشه 

به لره ميگن دختر فلاني رو برات نشون كرديم ، ميره با سنگ ميزندش 

horizontal rule

از 5 راه ميشه تشخيص داد يه نفر اصفهانيه ، اول اينكه همشون زيرشلواري آبي راه راه  مي پوشن ( البته شايد با خوندن اين مطلب سريع اونو عوض كنن ) ، دوم اينكه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهي به شيشه ميكنن به كجا رسيده ، سوم اينكه تا در بستني رو باز ميكنن سريع يه ليس به درش ميزنن ، چهارم اينكه وقتي براشون مهمون  مياد دم در مي ايستند و به جاي اينكه بگويند بفرمائيد تو ميگن چرا نمياي تو ، پنجم اينكه من اصفهاني نيستم ، ولي چرا اين كار ها رو ميكنم  

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 11:50 |
۱: ترک دیش ماهوارشو می ذاره روی پشت بوم روش می نویسه : کولر

۲: ترکه میره اون دنیا ازش می پرسن میری بهشت یا جهنم؟؟!!! نگاه میکنه میبینه جهنم دارو درخت و اب و بلبل داره میگه میرم جهنم تا درو باز میکنن میبینه شعله های آتش از همه جاش میباره ..شاکی میشه میگه این که اینطوری نبود میگن یه مدته کسی نیامده بود رفته بود رو Screen Saver

۳: به ترکه میگن: اگه یک کامیون طلا بهت بدن چیکار میکنی؟ میگه: ایلده یکلام 2500 میگیریم‌ خالی میکنیم!!
۴: به ترکه می گن اگه همه دنیا رو بهت بدن چیکار میکنی؟؟ میگه: میفروشم میرم خارج
۵: ترکه کفترشو گم میکنه ، تو روزنامه آگهی میده: بیوه بیو!!
۶: ترکه میخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گیرش نمیاد کمپوت می‌بره!!!
۷: یک روز یه سوسک از سوراخ دستشویی میاد بیرون. از اون میپرسند: چرا اومدی بیرون؟ میگه: به امید یه هوای تازه تر... گفتیم از رفتن و خوندیم از سفر...!
۸: ترکه می‌میره شب اول قبرش ۶۲ نفر میان بالا سرش، ۲ نفرشون سوال میپرسن، ۶۰ نفر حالیش میکنن.
۹: میدنی تو تبریز برای دوشیدن گاو چند نفر لازمه؟ ۲۰ نفر، یه نفر پستون رو نگه میداره، ۱۹ نفر هم گاو رو بالا پایین میکنن ...
۱۰: به ترکه میگن از قفل فرمونت راضی هستی ؟ میگه آره فقط سر پیچ ها یه کم اذیت میکنه!
۱۱: میخواستن لره رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک گوشه بشین!
۱۲: عربه با دو تا خیار در دست میره توی یک بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. عربه میگه: پس ولک بی زحمت این دوتا رو هم بشور!
۱۳: ترکه کلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میکنن!
۱۴: از عربه نوار مغزی میگیرند، میبینند بیست دقیقه اولش خالیه!
۱۵: ترکه میره زیر ماشین، رفقاش با دمپایی میزنن درش میارن!
۱۶: ترکه دنبال دزد میکنه، از دزده جلو میزنه!
۱۷: ترکه از طبقه صدم یه ساختمون مي‌پره پایین، به طبقه پنجاهم که میرسه میگه: خب الحمدالله تا ینجاش که بخیر گذشت!
۱۸: زنِ ترکه دو قلو میزاد،‌ ترکه میره صورت حساب بیمارستان رو حساب کنه،‌ به یارو میگه:‌ حاج آقا ارزون حساب کن هردوشو ببرم!
۱۹: ترکه میره واسه تلفن همراه ثبت نام میکنه، بهش میگن: تا سه ماه دیگه بهت تحویل میدیم. ترکه هم رو کمربندش مینویسه: به زودی در این مکان یک عدد موبایل افتتاح خواهد شد!
۲۰: به ترکه میگن با شیشه یه جمله بساز؟ میگه: ساعت یک ربع به شیشه!!

 

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 11:48 |
.::: اینا رو فعلا داشته باشید تا بعدا :::.

بگیرش توی دستت، سرش رو بیار جلوی سوراخ، آروم بکنش تو، عقب و جلو که می کنی مواظب باش که پرده اش پاره نشه، عجب فیلمی داریم ما با ... گوش پاک کن

یه بچه میمون از مامانش میپرسه : مامان چرا من اینقده زشتم مامانش میگه : پسرم برو خدا رو شکر کن که به شکل اونی که این جک رو میخونه نشدی

ترکه زنگ میزنه به موبایل دوستش که خانم اپراتور شبکه مخابرات میگه : مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد , ترکه میگه اونو ولش کن خودت چطوری

خانم ها مثل موتور گازی هستند : پر سر و صدا , کم سرعت , کم طاقت

 نگاه اولت بر من اثر کرد، نگاه دومت دیوونه‌ام کرد، نگاه سومت عاشق‌ترم کرد، اه، گندشو در آوردی، نگاه آخرت دیگه هیزبازی بود!

به رشتیه می گن جون زن و بچت رو قسم بخور می گه به جون رشت و حومه

 ببخشید که مزاحمتون شدم .. من نمی خواستم این خبر ناراحت کننده رو بدم اما سعی کن قوی باشی....... نامرد ها بلخره گیتار شماعی زاده رو بردن هیچ وقت به خودت مغرور نشو ....... برگ ها همیشه وفتی می ریزن که فکر می کنن طلا شدن

 فاصله ها : از نفرت تا علاقه یک محبت . از دشمنی تا دوستی یک لبخند . از جدایی تا پیوند یک قدم . از دوری تا صمیمیت یک اس ام اس

قزوینه به زنش میگه عزیزم بیا حرفای عاشقانه بزنیم، زنش میگه تو اول شروع کن، قزوینه میگه داداشت خوبه

 ترکه قرص اکس میخوره میره نماز بخونه اخر نماز که میشه میگه: اسلام و علیکم و رحمة و الله و برکاتو تو تو خودت قند نباتی شکلاتی ابنباتی

تو زیبا تو ماه تو بی نظیر تو جزاب تو بهترین تو مهربون تو یه فرشته تو دوست داشتنی ولی من چی؟ یه ادم خالی بند!!!

 عدد 666 سه تا 6 داره حاجی که از مکه میاد ریش داره بچه که به دنیا میاد جیش داره این اس ام اس که داری میخونی اخر ماه فیش داره

 ترکه با یکی دعواش میشه .بعد از کلی حرف زدن طرف میگه : گیر عجب خری افتادیما ? ترکه میگه :خودت گیر عجب خری افتادیا

 ترکه میره آمپول بزنه. تا یارو آمپول میزنه ترکه از جاش بلند میشه و داد میزنه: حیوون مگه کوری؟ سوراخ به این گندگی رو نمی بینی میزنی بغلش؟

 جهان بیش از ۶ میلیارد نفر جمعیت داره، یکی نیست به من احمق بگه: چرا واسه تو مسیج می‌فرستم؟

 چمن زیر پاتیم، حالا یه وقت خر نشی بخوریمون!

یه جوجه تیغی با یه کیوی داشته میرفته، ازش می‌پرسن: این کیه؟ میگه: داداشمه، سربازه

نگریستم به گریستنت، گریستم به نگریستنت، گریستم و تو نگریستی، نگریستم و تو گریستی، گریستم تا نگریستی! مخت چت کرد یا بازم بگم؟

امروز روزجهانی مزخرف‌ترین دوست دنیاست، تو هم مثل من این اس‌ام‌اس رو به مزخرف‌ترین دوستت بفرست

آن کس که تو را از دست داد، که را یافت و آن که ترا یافت که را از دست داد!

همه میگن باید برای رسیدن به عشقش از تموم دنیا بگذره ولی تو که دنیای منی چطور ازت بگذرم

 زندگی سه چیر بیش نیست 1ولی: به اجبار به دنیا اومدن دومی: با غم زیستن سومی : با آرزو مردن

 همیشه برای کسی بخند که میدونی به خاطر تو شاد میشه... واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه داری و اشک میریزی برات اشک میریزه... برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه... عاشقه کسی باش که دوستت بداره!

 بخند..............آخه اینو فرستاده بودم که یکم بخندی..................و چهره ی قشنگت قشنگتر بشه............................................

فرشته از سنگ میپرسه چرا از خدا نمیخوای که تورو انسان کنه؟؟؟سنگ میگه هنوز اونقدر سخت نشدم که انسان بشم!!!!!

 عشق: سرطان دوست داشتن است. عشق: عقد دائمی ما با غربت است. عشق :شماره تلفنی است که سالها به دنبال آن می گردیم. عشق: آمپول ب کمپلکس معرفت است. عشق: اتوبانی است که تا ته ابدیت می رود

 چشمم وقتی زیباست که پر از اشک باشه. اشک وقتی زیباست که برای عشق باشه. عشق وقتی زیباست که واسه تو باشه. تو وقتی زیبایی که واسه من باشی!

عشق یعنی امید، یعنی طراوت باران، یعنی سفیدی برف، یعنی ساز زندگی و لبریز از خوشی،و عشق یعنی راز زیستن!

 یک نصیحت: مواظب خودت باش! یک خواهش: اصلاً عوض نشو! یک آرزو: فراموشم نکن! یک دروغ: تورو دوست ندارم!!، یک حقیقت: دلم برات تنگ شده!

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شاید هیچ وقت ،هیچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته

اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است، غمی نیست. همین انتظار رسیدن شب برایم کافیست! بگیرش توی دستت، سرش رو بیار جلوی سوراخ، آروم بکنش تو، عقب و جلو که می کنی مواظب باش که پرده اش پاره نشه، عجب فیلمی داریم ما با ... گوش پاک کن

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 11:47 |
انا هم باهاله

ترکه دلش میگیره محلول لوله بازکن میخوره.

- آهنگ مورد علاقه در قزوین :عزیزم بگو بر میگردی.

به غضنفرمیگن 14 معصوم رو میشناسی؟ میگه آره. میگن یکی یکی نام ببر. میگه والا اسمن که نه.

از نظر ترکها فرق بین حادثه و فاجعه چیه ؟

حادثه یعنی اینکه ۱۰۰۰ تا ترک در یک کشتی غرق بشن.

فاجعه یعنی اینکه هر ۱۰۰۰ تا شون شنا بلد باشن.

) از ترکه میپرسن نظرت راجع به زندگی چیه ؟ میگه مربع زندگی سه ضلع دارد ایمان و تقوا .

بسیجی رییس فدراسیون شطرنج میشه شاه رو بر میداره جاش امام رو میزاره .

از ترکه که قهرمان شنا بوده میپرسن شما از کجا شروع کردین میگه والا ما از زمینهای خاکی .

به ترکه میگن تو شهرتون آثار باستانی دارین میگه نه ولی دارن میسازن.

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

به یه ترکه میگن :‌ راسته شما به خر میگین داداش میگه آره داداش

ترکه میره آمپول بزنه میره تو درمانگاه پیش پرستاره میگه خانم من اومدم آمپول بزنم پرستاره نگاه میکنه میبینه پنی سیلین هستش میگه آقاشما آخرین بار کی پنیسیلین زدین ؟ میگه دیروز پرستاره میگه خیلی خب آمپول رو میزنن و ترکه غش میکنه حالش بد میشه و .... بعد از اینکه حالش رو جا میارن پرستاره با عصبانیت میگه مرتیکه مگه نگفتی دیروز پنی سیلین زدی ترکه : آره ولی دیروز هم همینجوری شد

از ترکه میپرسن شیشه چه جوری ساخته میشه میگه به پشم شیشه واجبی میزنن

ترکه زنش دو قلو می زاد به دکتره میگه: دکتر ارزون حساب کن جفتشو ببرم!!!

ترکه میره پیتزا فروشی، میگه: ببخشید پیتزا بزرگ چنده؟ یارو میگه: 2000 تومن. ترکه یکم بالا پایین میکنه، میگه: پیتزا متوسط چنده؟ یارو میگه: 1000 تومن. باز ترکه یوخده با پولای جیبش ور میره، میگه: پیتزا کوچیک چنده؟ یارو میگه: 700 تومن. ترکه دست میکنه تو جیبش یک صد تومنی درمیاره، میگه: قربون دستت داداش، یک جعبه اضافه به ما بده!

ترکه میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن که: جواب خیاره، فقط تو زود نگو که ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، ترکه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. ترکه میگه: بابا این عجب خیار گنده‌ایه!

ماشین ترکه رو تو روز روشن، جلو چشماش میدزدن، رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن: آااای دزد! بگـــیـــرینش! یهو ترکه داد میزنه: هیچ خودشو ناراحت نکنید.. هیچ غلطی نمیتونه بکنه! رفیقاش وامیستن، میپرسن: چرا؟ ترکه میگه: ایلده من شمارشو برداشتم!



زن ترکه حامله میشه، میرن دکتر. دکتر یک معاینه می‌که به ترکه میگه: خانم شما حامله نیستن،‌ این فقط بادِ شکمه. ترکه هم دست خانوم رو می‌گیره و برمی‌گردن خونه. بعد از یک ماه شیکمه زنه کلی میاد بالاتر، دوباره پامیشن میرن دکتر، دکتره بعد از معاینه میگه: عرض کردم که، خانم شما حامله نیستن، این فقط باد شکمه! خلاصه چهار پنج ماه،‌ هی شکم زنه میومده بالا و بالاتر و هی دکتر می‌گفته این فقط باد شکمه. آخر ترکه شاکی میشه،‌کیرش رو در میاره می‌گذاره رو میزِ دکتره، میگه: ‌ببخشید آقای دکتر، اگه میشه اینو یک معاینه کنید، ببینید ....یره یا تلمبه‌ست؟!!!

ترکه رو به جرم سرقت محاکمه میکنند، میگن طبق حکم شرع باید یک دستشو قطع کنیم. میان دست راستشو قطع کنند، میبینند روش با خال کوبی نوشته: مرگ بر آمریکا! میگن این دستو که نمیشه قطع کرد... میرن دست چپش رو قطع کنند، میبینن نوشته: مرگ بر اسرائیل! میگن ای بابا این دستم که صلاح نیست قطع شه. خلاصه هرجاشو میان قطع کنند، میبینن یک شعار انقلابی روش خال کوبی شده، تا اینکه میرسن به ...یر ترکه، میبینن روش نوشته: جاکوزی! میگن: کس خل نگاه کن چی نوشته! همینو ببرین! یهو ترکه میگه: جناب سروان دست نگه دارید! این وقتی خوابیدس این ریختیه، وقتی پاشه میشه: جنگ جنگ تا پیروزی!!!

ترکه زن میگیره، شب اول تو حجله تا میان مشغول شن یهو عروس سکته میکنه میمیره! ترکه خیلی ناراحت میشه، میگه: بابا اینکه نشد، اینهمه خرج کردیم و حالا یک دور هم حال نکنیم خیلی ستمه! میکنیم، به ملت میگیم بعد از کار مرد! خلاصه مشغول میشه، همچین که نوک کار فرو میره یهو زنه شکه میشه و بلند میشه میشینه. ترکه میزنه تو سرش شروع میکنه بلند بلند گریه کردن! عروسه میگه: بابا من زنده شدم، باید خوشحال باشی، چرا گریه میکنی؟ ترکه وسط همون گریه زاریش، میگه: بابام! عروسه میگه: بابات چی؟ باز ترکه میکوبه تو سرش، میگه: بــــابـــام! عروسه میگه: خوب بابات چی؟! ترکه میگه: اگه میدونستم نمیگذاشتم بمیره!!!



اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند
-----------------------------------
تنها کسانی که مارا میرنجانند. عزیزانی هستند که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند.
------------------------------------
پس از آخرین دیدار با دوستانت یادت باشد که ، به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
----------------------------------------
سعی کن یک مشت آب را در دست بفشاری. خواهی دید که بسرعت ناپدید می شود. اما اگر به آرامی دست ات را در همان آب رها کنی می بینی که با تمام وجود آب را حس می کنی
-----------------------------------
اگر همیشه همان کاری را که انجام داده اید تکرار کنید ، چیزی بیش از آنچه تا کنون به دست آورده اید، به دست نخواهید آورد.
-----------------------------------------
بعضی فکر می کنند منصفانه نیست که
.خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است
.بعضی دیگر خدا را ستایش می کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است
-----------------------------------
خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بیاموزید بدون جلب توجه متفاوت باشید.
-------------------------------------------
در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد . در کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد
---------------------------------
اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای ، به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید ...
-------------------------------------
اگر می دانستی چه قدر دوستت دارم
هیچ گاه برای آمدنت باران را بهانه نمی کردی
رنگین کمان من!!!
-------------------------------------

 

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 11:45 |
بالای ۱۸ فقط
خرگوشه تو جنگل میمونه رو میبینه میگه: به به آقا میمونه! چی کارا میکنی؟! میمونه میگه: هیچی! این ور نگاه میکنیم، اون ورو نگاه میکنیم،‌ آقا شیره رو میکنیم! این حرف میرسه به گوش شیره، میگه: الان میرم دهنش رو میگام! میره پیش میمونه میگه: به به آقا میمونه! چی کارا میکنی؟! میمونه میفهمه هوا پسه، میگه: هیچی قربان، ‌اینورو نگاه میکنیم،‌ اونور رو نگاه میکنیم،‌ کس میگیم !

ترکه هر شب خواب مدونا رو میدیده،‌ ولی تا میومده ترتیبش رو بده از خواب میپریده! میره دکتر ماجرا رو تعریف میکنه، دکتره میگه: مشکلی نیست، این قرصها رو برات مینویسم، ازین به بعد دیگه ازین خوابا نمیبینی. ترکه ناراحت میشه، میگه: نه آقای دکتر! بی زحمت یه دوایی به من بدین که از خواب نپرم و بتونم کارم رو بکنم! دکتره هم یه دوایی براش مینویسه و یارو میره. فرداش ترکه شاکی برمیگرده مطب دکتره، دکتره میپرسه: دیشب چی شد؟ بالاخره کارتو کردی؟! ترکه شاکی میگه: آقای دکتر توام با این دوا نوشتنت! دیشب آرنولد اومده بود به خوابم میخواست ترتیبم رو بده، هر کاری کردم نتونستم بیدار شم!

شباهت ترک ها و اسپرم چیه؟ تو هردوتاشون از هر چند میلیون یکیش آدم در میاد!

پسر ترکه میره پیش یک افسره پلیس، ازش می‌پرسه: ببخشید ساعت چنده؟ یارو میگه: ده دقیقه به ده. میگه: ساعت ده بیا بکنمت! بعد هم می‌زنه به چاک، افسره هم میفته دنبالش. پسره می‌دوه تو خونشون، درو پشت سرش می‌بنده. پلیسه در خونه رو میزنه، ترکه میاد دم در، ‌می‌گه: ‌بعله؟ افسره نفس-نفس زنان میگه: آقا این چه وضعیه؟! پسرتون به من گفته ساعت ده بیا بکنمت!! ترکه هم میگه: خوب بابا چه خبرته؟! هنوز که پنج دقیقه مونده!

رشتیه میره تو اتاق خواب، میبینه یک نره خری زیر تخته. میگه: خانم جان، این زیر تخت چی کار میکنه؟! زنش ‌میگه: ‌زیر تخت رو نمی‌دونم اما رو تخت که غوغا میکنه!

حضرت آدم شاکی میره پیش خدا میگه: خدایا یه چیزی به این حوا بگو، خیلی منو اذیت میکنه. خدا میگه: چی شده؟ این دفعه چی کار کرده؟! میگه: هیچی بابا، همه شورتهای منو برداشته باهاشون دلمه درست کرده!

رشتیه میخواسته زن وبچش رو بفرسته مسافرت. ماشین میگیره، به زنش میگه خانم جان! شما اینجا صبرکن. خودش سوار ماشین میشه، تفنگ در میاره میذاره رو شقیقه راننده، میگه: برو! یارو رو میبره توجنگل وصحرا. میگه: یالا جلق بزن! یارو میزنه. میگه دوباره بزن! یارو بازم میزنه. بعد سوار میشن برمیگردن. رشتیه به زنش میگه: خانم جان! خیالت راحت باشه، زهرشو گرفتم!

ترکه هفت تا پسر داشته. یک بار همه پسراش با عروساشون اومده بودن تبریز یک چند روزی دیدنش. شب اول همشون تو اتاق خوابیده بودن، یهو پسر بزرگه کیرش راست میکنه ترتیب زنشو بده! هرچی زنه میگه بابا اینجا دست از سر ما وردار، جلو فامیلت آبرومون میره، پسره قبول نمیکنه و میگه: تو پاشو به هوای آب خوردن برو سر یخچال، تو نورش نگاه کن ببین همه خوابن یا نه! زنه پا میشه میره و برمیگرده میگه آره همه خوابیدن پسره هم دیگه امون نمیده و یالله مشغول میشه! بعد از یک نیم ساعت پسر دومی کیرش راست می‌کنه که یک حالی بکنه، ‌خلاصه اونم خانوم رو می‌فرسته سر یخچال تا چک کنه ببینه همه خوابن یا نه، و خلاصه تا صبح همین برنامه رو هر هفت تا پسر با زناشون پیاده میکنن (البته با کمک یخچال)! صبح که میشه همه دور هم جمع میشن صبحونه بخورن، ترکه میگه: دیشب خیلی خوب خوابیدم ولی از تشنگی مُردم! همه میگن: خب باباجان میرفتی سر یخچال آب میخورد?! ترکه میگه: والله دیدم هر کی رفت آب بخوره تا صبح گاییدنش خایه نکردم! Join
+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 11:44 |

نماینده زنان در مجلس گفت: تا این شکاف در بین ماست، مردها همیشه روی ما سوارند  (ببخشید!)

 

««««« جک روز »»»»»

 

به یه نفر میگن چرا به ترکا میگن خر؟

 میگه : ما یه همسایه ترک داریم هنوز نتونستم حالیش کنم این زن منه!

 

««««« جک روز »»»»»

 

ترکه به یه دختر میگه اسمت چیه؟ دختره بهش میگه "شراره" ولی بچه ها صدام میکنن شراب. ترکه میخواد یعنی کلاس بذاره میگه اسمه منم علی اصغره بچه ها صدام میکنن عرق سگی!

 

««««« جک روز »»»»»

 

اون چیه که با عظمتش کون زمین رو پاره کرده؟ درخت

 

««««« جک روز »»»»»

 

بسیجییه میره داروخونه میگه آقا شربت شهادت دارین؟دکتر میگه نه ولی شیاف ولایت داریم میخوای؟

 

««««« جک روز »»»»»

 

مرد سالخورده ای کنار زن سالخورده اش نشسته بود، درحین گفتگو مرد به زن میگه: یاد جوانی ها به خیر چه خوش روز گاری بود وقتیکه به موهات دست میزدم ک ی رم سیخ میشد ولی حالا که توبه ک ی رم دست میزنی موهای سرم سیخ میشه.

 

««««« جک روز »»»»»

 

رییس بیمارستان از دکتر(که احتمالاً ترک بوده) می پرسه عمل چه طور بود.ترکه هم می گه مگه برای کالبد شکافی نیاورده بودینش

 

««««« جک روز »»»»»

 

احمدی نژاد: من ورزشکار نیستم اما شبها با شلوار ورزشی میخوابم!!

 

««««« جک روز »»»»»

 

از بچه تهرونیه می پرسن : امام اول کیه ؟ یخورده فکر می کنه میگه : بابا یکم راهنمایی کنید ... میگن : شمشیرش معروفه ... میگه : آها ...ZORO رو میگید؟

 

 

««جکهای بچه ها»»

 

آرزو:»

تا حالا کفشاتو نگاه کردی؟ 2 تا عاشق 2 همراه که بی هم میمیرن
با هم خاکی میشن بدون هم زیر بارون نمیرن
کاش آدما کمی از کفشاشون یاد بگیرن..

 

وقتی به آسمون آبی می نگرم تو را میبینم
وقتی به ابرها مینگرم تو رو میبینم
وقتی به خورشید مینگرم تو را میبینم
میشه بری کنااااااااااااااااار؟؟!!!

 

پروانه:»

وقتی که تو را دیدم
دستام شروع کرد به لرزیدن !
قلبم شروع کرد به تپیدن !
پاهام سست شد !
فقط تونستم بگم :
واااااای سوسک

 

خیلی پستی.................................................................... و بلندی در زندگی هست که باید از آنها درس بگیریم!

 

سوال بینش کنکور امسال: چه کسی میتواند دایی را تعویض کند؟ 1- خداوند 2- رهبر 3- اراده ملت 4- هیچکدام

 

ازعلی دایی علت کمر دردش رو می پرسند میگه خودتون هم 90 دقیقه بازی رو سر پا تماشا کنید کمرتون درد می گیره

 

لره بچه اش کور در میاد اسمشو می ذاره حیدرمریم زاده . !

 

کارت عروسی قزوینی ها : به همراه داشتن حداقل یک کودک الزامی است . !

 

به ترکه می گن از چه رنگی خوشت میاد ؟ میگه از کم رنگ !

 

 

 

 

مهدی محمدی:»

معتاده 200 تومن بیشتر نداشته میره جنس بخره با التماس ساقی رو راضی میکنه بهش جنس میده و از خماری همون جا میشنه شروع میکنه به کشیدن و چند تا دود میگیره جنسش خوب نبوده  رو میکنه به ساقی و میگه این که سینه میزنه ساقیه میزنه تو سرش میگه الاغ 200 تومن دادی میخواستی واست زنجیر بزنه

 

««««« جک روز »»»»»

 

پیر زنه با نوه اش داشت بازی میکرد که یهو یه موش رفت داخل اونجای مادر بزرگه
نوه اش دستش رو کرد تو شرت مادربزرگه و بعد از چند دقیقه دم موش رو گرفت
خواست که موشه رو بکشه بیرون که مادربزرگش که حالی به حالی شده بود
گفت:ننه جون درش نیار همون تو زجرکشش کن

 

طبق آخرین آمار بعد اززن بازی12% مردها دوش می‌گیرند، 6% یه لیوان قهوه میخورند، 9% می‌خوابند و 4% یه بار دیگه حال می‌کنند اما 69% بقیه میرن خونه پیش زنشون

 

یارو ازون تیمسارهای عوضی ارتش بوده، یک روز کله سحر میاد پادگان به اولین نفری که میرسه، داد میزنه: سرگرد! من دیشب زنمو کردم! انجام وظیفه بود یا بیگاری؟!! سرگرده جفت میکنه، با خودش میگه باز این میخواد یک چیزی از دهن ما بکشه بیرون بدبختمون کنه. خلاصه با تته پته میگه: چه‌چه عرض کنم قربان. تیمساره شاکی میشه، میگه: خاک بر سر احمقت کنند! میره یکم جلوتر، یک گروهبانه رو میبینه، باز همون سؤالو میپرسه، گروهبانه بدبخت هم یکم من و من میکنه، چیزی نمیگه و فحشش رو میخوره. تیمساره شاکی‌تر میشه، میره یکم جلوتر میبینه یک سرباز صفر داره جارو میکشه، میره جلو میگه: سرباز! من دیشب خانوم رو کردم. انجام وظیفه بوده یا بیگاری؟! سربازه خیلی مطمئن میگه: انجام وظیفه بوده قربان! تیمساره کف میکنه، میگه: واسه چی انجام وظیفه؟! ترکه میگه: آخه اگه بیگاری بود میدادید ما بکنیم!

 

تهرونیه و اصفهانیه و قزوینیه میمیرن، اون دنیا میرن کارنامه اعمالشون رو میگیرن، میبینن بدجوری افتضاحه و اگه این ریختی پیش بره هر سه تایی از قعر دوزخ سر در میارن! خلاصه میرن پیش جبرئیل و کلی دستمال بازی درمیارن که بابا یک فرصت دیگه به ما بدین بلکه جبران کنیم و آخر مخ جبرئیل رو میزنن و راضیش میکنن که یک فرصت دیگه بهشون بده، منتها با یک شرط و اون اینکه اگه اینبار یک دفعه تهرونیه خانوم بازی کنه، اصفهانیه دنبال پول باشه یا قزوینیه قزوینی بازی در بیاره، درجا سنگ میشه و صاف از ته جهنم سر در میاره! خلاصه سه تایی برمیگردن رو زمین و خوشحال و خندان داشتن میرفتن که یهو چشم تهرونیه میخوره به یک کس‌ اساسی و هرچی میخواد جلوی خودشو بگیره نمیشه و آخر میره یک تیکه بهش میندازه.. تیکه انداختن همان و درجا سنگ شدن همان! قزوینیه و اصفهانیه خوب حساب کار دستشون میاد، یک نگاه به هم میکنند و راه میافتند. یخورده جلوتر اصفهانیه یک 100 تومنی رو زمین میبینه، هی با خودش چک و چونه میزنه، آخر میبینه راه نداره... خم میشه ورش داره، یهو قزوینیه میگه: آی بالام‌جان! خدا ازت نگذره که هم خودتو سنگ کردی و هم منو!

 

غضنفر کنار ساحل نشسته بود و هی میگفت:
بارک الله اصگر, آفرین اصگر.
از او پرسیدند:
چرا اینقدر اصغر رو تشویق میکنی؟
باهم مسابقه نفس گذاشتیم, اصگر دو ساعته زیر آبه اما هنوزم نفس داره!!

 

زن رشتیه میاد به رشتیه میگه خیلی بی غیرتی رشتیه میگه چرا زنه میگه یه مرتیکه سر چهارراه منو انگشت کرد تو همین جوری نشستی!!!
رشتیه به غیرتش بر میخوره با زنه بلند میشن میرن سر چهارراه رشتیه میبینه یه سیبیل کلفته اونجا وایساده به زنش میگه این که اصغر اقاست بابا بیا بریم این دیونس منو هم چند بار تا حالا انگشت کرده

 

 

هویجه با بچش تو خیابون می رفتن یهو بچه هویج می زنه زیر گریه مامانش می گه چیه؟بچه می گه مامان مامان آب هویج دارم.

 

به ترکه میگن: با «هندونه» جمله بساز. میگه: هند اونه که بغل پاکستانه!

 

دختر رشتیه تو خیابون میرفته یه هو یه پسره محکم بغلش میکنه
دختره میگه ببین تا هزار میشمارم اگه ولم نکنی جیغ میزنم .

 

یکی از خدا می پرسه :ای خدا۱۰۰۰۰۰۰۰ سال برات چقدره؟ خدا میگه یک دقیقه .بدش می پرسه۱۰۰۰۰۰۰۰ دلار برات چقدر ارزش داره؟خدا میگه ۱ سنت.میگه پس ای خدا واسه من ۱ سنت بده خدا میگه باشه فقط ۱ دقیقه صبر کن

 

معلم :حسن بگو بین فیل و کک چه تفاوتی هست؟

حسن: یک فیل ممکن است در بدنش کک وجود داشته باشدولی کک ممکن نیست در بدنش فیل داشته باشد!

 

ترکه ساعت سه نصفه شب مست و پاتیل میرسه در خونه، هرکار میکرده نمیتونسته ‏کلید رو بکنه ‏تو قفل در. خلاصه اونقدر سر و صدا میکنه تا زنش بیدار میشه، ازون بالا داد ‏میزنه: اصغر اقا کلید ‏بندازم؟! ترکه میگه: نه بابا کلید دارم، سوراخ بنداز!

 

عربه میره شورت بخره،‌ یارو بهش یه شورت زنونه میده. عربه بهش بر می‌خوره، میگه: ‏ولک، اینکه ‏زنونست! یارو میگه: خوب آقا شورت شورته، چه فرقی داره؟! عربه شاکی ‏میشه میگه: میخوای ‏‏‌فرقشو بکنم تو باسنت تا بفهمی؟

 

یه نفر رفته بود تو یه رودخونه کم عمق و داشت ماهی میگرفت و میخووند: من مرد ‏ماهگیرم آب ‏رسیده به زانوم! یه نفر داشته رد میشده، وقتی شعر طرف رو میشنوه ‏میگه: یه کم برو جلوتر تا ‏قافیه شعرت درست شه!

 

پسره خونشون خالی بوده، دوست دخترش رو دعوت کرده بوده. همین جور که نشسته ‏بودند، ‏پسره به دختره میگه: شبنم جون قهوه میخوری؟ دختره میگه: نه مرسی، میل ‏ندارم. پسره میگه: ‏ببین اینجا اومدی، نمیخورم، میل ندارم، نمیخوام، نمیدم نداریم‌ها!

 

معلمی به شاگردانش گفت که عجیبترین حکایتی را که میدانید انشا بنویسید. یکی از ‏شاگردان ‏نوشت: کون مادرم. معلم تعجب کرد و از شاگرد پرسید: این چیه که نوشتی؟ ‏شاگرد گفت: آخه ‏آقا بابام هر شب دو تا میزنه در کون مادرم و میگه: عجب حکایتی ‏است.

 

یک نفر زنگ می‏زنه به جایی و می‏گه: آقا اونجا شماره 2222222 است؟ جواب ‏می‏شنوه: بله، ‏درست گرفتید. می‏گه: آقا! من انگشتم توی سوراخ شماره 2 گیر کرده، ‏تو رو خدا به آتش‏نشانی ‏خبر بدین بیان منو نجات بدن.

 

ترکه تو جاده داشته می رفته لاستیک ماشینش می ترکه می میره

روی قبرش می نویسند

او کسی بود که با ترکیدن یک لاستیک به دنیا امد و با ترکیدن یک لاستیک از دنیا رفت

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 11:43 |

-1دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و يك كلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!


-2 به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!


-3  غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!


-4 اصفهانيه موز می‌خوره معده‌اش تعجب می کنه !


-5 بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمی‌گيريم. علی می‌گه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !


-6 غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه‌ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!


-7 به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!


-8 باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچه‌اش می‌گه برو کلاه منو بيار. بچه می‌گه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه می‌گه: اه...پس...نمی‌خواد بری بياريش!


-9 آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد!


-10 از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني می پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چيه؟آمريکايي می‌گه: کوپن چيه؟ آفريقايي مي‌گه: گوشت چيه؟ ايرانيه مي‌گه: نظر چيه؟!


-11 غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.


-12 مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: مي‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيه‏اش هم براي خودم يه پيرهن مي‏دوزم.


-13 جواد عطسه كرد. بهش گفتند: عافيت باشه. گفت: يه بار ديگه زرت و پرت كني مي‏زنم پك و پوز تو خورد مي‏كنم.


-14 لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره!


-15 معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف ب پ ت ث چهار پنج شش هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: ا بي سي چهل پنجاه شصت هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا بتا ستا چهارتا پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج پنج شش هفت...


-16 تركه مي‌رسه، مي‌خورنش.


-17 دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!


-18 تركه خبر داغ مي‌شنود، گوشش مي‌سوزد!


-19 موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من داريد؟


-20 تركه چهار تا قالب صابون مي‌خوره تا به مرز خودكفايي برسه!


-21 تركه نبض بيمار را گرفت و گفت: نمي‌دانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده!


-22 در نيويورك خانم مستر اسميت رفت پيش وكيل دادگستري و گفت: من مي‌خوام از شوهرم طلاق بگيرم. وكيل گفت: بسيار خوب، مانعي ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهيد تا ترتيب كارتان را بدهيم. خانم گفت: زكي! 500 دلار مي‌گيرند كه او را بكشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟


-23 تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته!


-24 ببينم، داداش شما چيكاره است؟ راننده است، «روي» ماشين بابام كار مي‌كنه، داداش شما چطور؟ داداش من مكانيكه، «زير» ماشين مردم كار مي‌كنه!


-25وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!


-26تركه مي‌خوره زمين، كمونه مي‌كنه بعدش تو كلانتري مي‌گه: من رضايت نمي‌دهم!


-27يه تركه سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه: بيني‌ام چكه مي‌كرد!


-28روزي راننده كاميون به يك پيچ رسيد، دولا شد آن را برداشت!


-29تركه مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين!


-30راستي فهميدي ديشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بيمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هيچي، زنم فكر كرد، كه دير اومدم خونه!


-31سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟


-32معتادي كه در حال كشيدن سيگار بود، مي‌گويد: يه ژمين لرژه هم نمياد كه خاكشتر شيگارم بيفته!


-33 بچه‌اي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف مي‌زنيم بيا گوش كن. آن وقت مي‌فهمي فرقش چيه!


-34 مردي در خانه‌اي مي‌رود و از پسر صاحبخانه طلب آب مي‌كند. پسر كاسه‌اي پر از آب آورده، به دست مرد مي‌دهد. ناگهان كاسه از دست مرد مي‌افتد و مي‌شكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي مي‌كند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد مي‌گويد: عيب نداره، به بابام مي‌گم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!


-35 رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!


-40 مرد خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفشي خريده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمديم!


-41 دو ديوانه با هم گفتگو مي‌كردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره!


-38 چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد!


-39 اولي به دومي: آن دو نفر را مي‌بيني؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر مي‌كند اصلا ازدواجي بين‌شان صورت نگرفته است!


-36 تركه تي‌شرت تايتانيك مي‌پوشه، مي‌ره دريا غرق مي‌شه!


-37 شنيدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بيماريش چي بود؟ سرماخوردگي. يعني بر اثر سرماخوردگي فوت كرد؟ آره، آخه وسط خيابون يهو عطسه‌اش ميگيره، تا مي‌ايسته عطسه كنه يه ماشين بهش مي‌زنه!


-42 مشتري: آقا چرا ديگه مي‌خواهي توي حلقم را كيسه بكشي؟ دلاك: آخه خودتون گفتين گلوتون چرك كرده!


-43 زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب مي‌مونه!


-44 احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد!


-45 پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نمي‌دانم چرا شب‌ها كه دلم نمي‌خواهد بخوابم به زور مرا مي‌فرستي بخوابم ولي صبح‌ها كه دلم نمي‌خواهد از خواب بيدار شوم به زور مرا بيدار مي‌كني؟


-46 صاحبخانه: هر وقت مي‌گويم اجاره را بده، مي‌گويي: بگذار حقوق بگيرم، پس كي حقوق مي‌گيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم!


-47 تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!


-48 ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!


-49 مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!


-50 اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!


-51 به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!


-52 تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!


-53 آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه:‌ احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!


-54 تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!


-55 تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!


-56 تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!


-57 تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!


-58 تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم


-59 از تركه مي‌پرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!


-60 يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!


-61 به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه:‌ والله من اولش كه ترك نبودم، ‌تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!


-62 تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه،‌ پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!


-63 تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!


-64 تركه مياد تهران،‌ يه دختر خوشگل ميبينه،‌ بهش ميگه:‌ خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!


-65 تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!


-66 تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!


-67 تركه ميره حرم امام رضا، ميگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!


-68 تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند!


-69 تركه ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!


-70 تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مرده‌ها تقسيم مي‌كرد!


-71 يه روز به يه اسكلت ميگن يه شعر بخون! ميگه: تپلويم تپلو! صورتم مثله هلو!


-72 از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راه‌راهمون تو آفريقاست!


-73 تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!


-74 تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه


-75 تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!


-76 تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن!


-77 تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!


-78 يه رو ز به يه تركه ميگن با بنزين جمله بساز. ميگه: خوش به حاله شما كه سواره بنزين! 


-79 چندنفر داشتن ميرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع مي‌كنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يكم نگاش مي‌كنن ببينن چي‌ميخواد بگه،‌ بعد مي‌بينن نمي‌تونه حرفش رو بزنه، بي‌خيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ‌ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر مي‌گفتي، حالا بايد برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاكي بودن و كسي توجه نمي‌كرده، وقتي مي‌رسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي كردم!


-80 يه روز به يه تركه ميگن با ماهيچه جمله بساز ميگه: خر در برابره ما هيچه! 


 81- يه روز يه تركه ميره مشهد ميگه: اي امام علي قربون دست بريدت پس كي ظهور مي كني آخه من چه قدر بيام قم؟!


-82به یکی میگن با جام جم جمله بساز میگه :من هر روز صبح که از خواب پا میشم جامو جم میکنم!!


-83به یارو می گن با ابریشم جمله بساز می گه هوا ابریشم خوبه!!


-84به یارو می گن با لوبیا جمله بساز می گه کوچولو بیا!!


-85یه یارو می گن با ماشین جمله بساز می گه خانوم میاین همسایه ما شین!! 


-86به  غضنفرمی گن با توکیو جمله بساز میگه من خدیجه رو دوست داریم توکیو!


 -87تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن، بعد تركه ميگه: ‌ولی وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!!


-88یه روز یه گاوی میره کلاس زبان وقتی از کلاس بیرون میاد به جای اینکه بگه مو مو میگه we we: 


-89حرف از سرعت بود .... بين يه آباداني و آمريكايي و فرانسوي! فرانسوي ميگه ما برج ايفل رو دو هفته اي ساختيم. آمريكايي ميگه ما پل سانفرانسيسكو رو يك هفته اي ساختيم .بعد سه تاييشون داشتن تو آبادان رد ميشدن ميرسن پالايشگاه نفت و آمريكاييه و فرانسوي ميگن شما اينجارو چند وقت طول كشيد كه ساختين ؟ ... آبادانيه ميگه : اٍ اٍ اٍ ...... من ۲ روز پيش از اينجا رد شدم اين اينجا نبود!


-90يه روز به يه تركه ميگن ناراحت نمي شي اين قدر براي شما جك مي سازن؟ ميگه: اينا براي شما جكه برايه ما خاطرست!


 -91تركه بالاي درخت چنار بوده يارو ميگه اون بالا چي كار ميكني ميگه دارم توت ميخورم ميگه اين كه درخت چناره ميگه توت تو جيبمه


-92ترك ميشينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه


                         

 

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 11:40 |