1. ترکه میره پیانو بخره زنش میگه : گضنفرمراقب باش به جای" پیانو" بهت " پیاز" ندازن.
2. ماره میره تو شلواره عربه و میگه : سلام اخوی خدا بد نده ، چرا رو ویلچیر نشستی.
3. هرجا میگن حسین حسین برو، شام میدن – هر جا علی علی میگن نرو ، دارن ماشین حول میدن
4. ترکه میره قم زیارت ، دست به سینه میزنه و میگه : فدای اون لب تشنه ات ، قربون اون دستای بریده ات ، آقا جان کی ظهور می کنی ؛ خسته شدم از بس اومدم مشهد

1. تو قزوین تو نانوایی نان تموم میشه ، همه میگن حالا نون تموم شد چرا صف و به هم میزنید.
2. تو قزوین تو نانوایی نفر اول و برق میگیره ، سی نفر پشت سرش توی صف همگی می میرن .
3. ترکه کلاس رقص میزنه ورشکست میشه ،تحقیق میکنن می بینن درحین آموزش جومیگرفتتش شاباش می داده.
4. به ترکه میگن تا حالا حول دادی ، گفت : نمی دونم ، ولی یه بار حول شدم ، دادم.
5. به ترکه میگن تا حالا قارچ خوردی ، گفت : نمی دونم ،اما وقتی کوچیک بودم قاچ خوردم.

از شَپَلوتکا " shapallotka@hotmail.com "
1.ترکه پسرش و میذاره ژیمناستیک ، بعد از چند ماه به پسرش میگه برای بابا یه پشتک بزن ولی پسره یه پشتک هم نمی تونه بزنه ، می ره که با مربیش صحبت کنه می بینه مربی به جای خرک از اون استفاده می کنه .
2. یه یاروبا پسرش می ره باغ وحش ، روی قفس میمون ها نوشته بودند " لطفا ذ ُرَت پَرت نکنید ( البته بدون اعراب ) ، پسره می پرسه بابا اینجا چی نوشته ، پدره میگه : پسرم نوشته : لطفا ذِ رتُ ِپرت نکنید.
3. ترکه با دوستای فارسش به یه خره میرسن که داشته عرعر میکرده که وسط عرعر کردن چند تا باد صدا دار هم در میده ، دوستای فارسش شروع میکنن خندیدن و به ترکه میگن ،غضنفر خره داره چی میگه ،ترکه هم حاضر جواب میگه : اولش ترکی میگفت فهمیدم ، ولی وسطش فارسی قاطیش کرد چیزی نفهمیدم.
4. به ترکه گفتند چرا آدم نشدی ؟ گفت :" این قرتی بازیها دیگه چیه ".
5. به یه ترکه دیگه گفتند چرا آدم نشدی ؟ گفت : " آقا زد و انقلاب شد ".
6.به یه ترکه دیگه گفتند چرا ترک شدی ؟ آهی کشید و گفت : " دوست ناباب ".

چند تا جوک ارسالی : به ترکه میگن با " ماتیز" جمله بساز ، میگه: ماتیز یور نیم matiz your name
به ترکه میگن با "با لش " جمله بساز، میگه : یه پرنده داشت پرواز میکرد با تیر زدم به با لش ، همه میگن بابا اون بالش که نه ( و با دست خوابیدن رو نشون میدن) و میگن : اون یکی بالش - ترکه میگه:یه پرنده داشت پرواز میکرد با تیر زدم به اون یکی با لش ، همه باز دوباره صداشون در میاد و میگن بابا بالش ، تشک ، فهمیدی – ترکه میگه : یه پرنده داشت پرواز میکرد تو شک بودم با تیر زدم به این با لش یا اون یکی با لش
یه پسر بچه تو قزوین گم میشه ، مادر وپدرش میرن کلانتری و مشخصات بچه رو میدن که :بچمون با موهای بوربغل زده یه بلوز قرمز و یه شلوار لی کوتاه و یه کفش فلان گم شده – افسر نگهبان هم بی سیم رو بر میداره و میگه : به تمام واحدها که آه یه پسر بچه مثل هولو گم شده

چند تا جوك از كوچولو
به يه مرغه ميگن قسم بخور ، ميگه : به تخمم
خره لنز ميزنه ميره تو جنگل ، مي بينه كه همه حيوونا دارن نگاش ميكنن و ميگه : چيه مگه تا حالا آهو نديدين
يه فيله داشت شنا ميكرد كه دوستش آقا مورچه اومد و گفت : آقا فيله از آب بيا بيرون كارت دارم ، فيله از آب اومد بيرون ومورچهه گفت : هيچي برو شنا - آقا فيله عصباني شد وگفت : نفهميدم ، چي شد ؟ - مورچهه ادامه داد : مايوم گم شده مي خواستم ببينم پاي تو نبود
و اما زد آقا فيله مرد و دوستش آقا مورچهه زار زار گريه ميكرد ، دوستاش گفتند: مگه چي شده - مورچهه گريه ميكرد و مي گفت : حالا بايديه عمر قبر بكنم

چند تا جوك باحال از دوستي به نام پشت بازو كلفت
قبل از روز سيزده بدر امسال خانواده سه هزار قزويني به نيروي انتظامي گم شدن يكي از افراد خانواده شان را اطلاع مي دهند ، نيروي انتظامي هم در آمار بالاي گم شدن اين افراد ورابطه آن با روز بعد به نتيجه اي مي رسد و با اعلام اطلاعيه محكمي در كل ايران به تمام هموطنان هشدار مي دهد كه : هموطنان عزيز حتما فردا هنگام گره زدن چمن در پاركها و چمنزارها و هرجاي ديگر مراقب خود باشيد ، حتما بنشينيد و دولا نشويد
فرمانده پادگاني پس از چند روز مرخصي مياد براي سركشي كه مي بينه يه سرباز لخت مادرزاد را وسط ميدان بسته اند ، سريع معاونش را صدا كرده و جوياي آن مي شود ، معاون آرام مي گويد : قربان يه سرباز قزويني گم شده ، براش طعمه گذاشتيم
و اما ناگهان زلزله شد و شهري تكان خورد و سقفي خراب شد و يه بچه افتاد رو دست قزوينيه ، قزوينيه فرياد ميزنه بابا اي وا... ، دمتون گرم ، عجب آدمهاى انساندوستى ، هنوز زلزله نيومده كمكهاي مردمي رسيد

تركه پوست موز مي بينه دو دستي مي زنه تو سرش و ميگه : واي بازم بايد بخورم زمين
از تركه راجع به گل سوال ميكنن و مي گه : والا گل چيزه خوبيه ، لطيفه ، خوشبو و با طراوت ، هم براي عروسي ، هم براي عزا حتي خداوند هم راجع به آن در قرآن فرموده است - گل هو ا... احد و

چند تا جوك با حال كوتاه
تركه ميره سربازي دور كلاش ( كلاهش ) قرمزي
تركه ميخوره زمين هوا مي ره ، نميدوني تا كجا مي ره
تركه داشته شناي قورباغه ميرفته ، لك لكه مياد ميخوردش
تركه بعد از كلي درس خوندن قاضي ميشه ، ميگن حكم كن ، ميگه : پيك
تركه جونش به لبش رسيده بوده ، تف ميكنه مي ميره
تركه تو قرعه كشي بانك شركت مي كنه ، براش 6 ماه زندوني در مياد
تركه ميره عروسي ، نه بابا ، يه ميخ ميره عروسي اينقدر قر ميده پيچ ميشه
به لره ميگن دختر فلاني رو برات نشون كرديم ، ميره با سنگ ميزندش

از 5 راه ميشه تشخيص داد يه نفر اصفهانيه ، اول اينكه همشون زيرشلواري آبي راه راه مي پوشن ( البته شايد با خوندن اين مطلب سريع اونو عوض كنن ) ، دوم اينكه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهي به شيشه ميكنن به كجا رسيده ، سوم اينكه تا در بستني رو باز ميكنن سريع يه ليس به درش ميزنن ، چهارم اينكه وقتي براشون مهمون مياد دم در مي ايستند و به جاي اينكه بگويند بفرمائيد تو ميگن چرا نمياي تو ، پنجم اينكه من اصفهاني نيستم ، ولي چرا اين كار ها رو ميكنم
+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت
11:50 |