تبليغاتX
دانلود آهنگ , کامپیوتر , نرم افزار و...
جادوي كار پاره‌وقت

«برايان تريسي» و «آنتوني رابينز» در زمرهء مشهورترين مربيان در حوزهء مديريت، فروش، راهبري و رفتارشناسي انسان هستند. جيم رآن، استاد اين دو مربي برجستهء جهاني است و استاد بسياري از بزرگاني نظير رابينز و تريسي. به نوشتهء كتاب، «رآن»، جزو 10 مربي برگزيده در صنعت بازاررساني شبكه‌اي است.

«جادوي كار پاره‌وقت» كتابي است مبتني بر پياده‌سازي لوح فشردهء صوتي ( CD ) «رآن». او در اين لوح فشرده، شيوه‌هاي راهبري و موفقيت را در اين صنعت معرفي مي‌كند. اين شيوه‌ها فلسفه‌هاي شخصي اوست كه رآن، زندگي خود را بر اين پايه استوار كرده و بر اين باور است كه چنين اصولي، زندگي شخصي و كاري را رشد مي‌دهد، افزون بر آن درآمد سرشاري نيز نصيب خواهد كرد.

آيا مايليد با اين اصول آشنا شويد؟ اصولي كه از خلال گفتارهاي «رآن»، معرفي مي‌شود. شايسته است تاكيد شود پس از مطالعهء اين متن بهتر است كتاب مطالعه شود، همچنين دريابيم به عدد انسان‌ها، راه‌هاي موفقيت وجود دارد.

 ضرورتي ندارد همگي انسان‌ها، به مسيري واحد براي دستيابي به موفقيت تكيه زنند اما ضروري است موفق‌ترين‌ها را شناسايي كنند، راه‌هاي رفتهء آنان را مورد مطالعه و بررسي قرار دهند، از بين راه‌هاي رفتهء آنان، دست به انتخاب بزنند، اگر در راه‌هاي رفتهء‌ديگران، نيك بنگرند درمي‌يابند با تغييراتي در آن راه‌هاي رفته، شيوه‌اي جديد براي خود بيافرينند كه در پرتو آن اقدام كنند تا به موفقيت و شادكامي دست يابند.

به هر رو آن‌چه در پي مي‌آيد، اصولي است كه «رآن» در اين كتاب برآن تاكيد مي‌ورزد، چون موفقيت خود را ناشي از به كارگيري اين اصول مي‌داند.گفتني آن‌كه جادوي كار پاره‌وقت اثري است از «جيم رآن» با پياده‌سازي، ترجمه و ويرايش توحيد فريدوني، امير رضاهاشمي و رامين درگاهي. انتشارات آسيم، ناشر اين اثر، امسال اين كتاب را با تيراژ 5000 نسخه چاپ و در اختيار علاقه‌مندان قرار داد.

رآن در اين كتاب - جادوي كار پاره‌وقت- 12 اصل ارايه مي‌دهد. اين 12 اصل كدامند. 12 اصل «جيم رآن» به شرح زير است:

1- يافتن يك فرصت كاري

2- سود بردن، بهتر از مزد گرفتن است

3- جادوي كار پاره‌وقت

4- تنظيم بادبان

5- قانون نسبت‌ها

6- قانون كاشت و برداشت

7- پرورش مهارت‌ها

8- بياييد با هم كار كنيم

9- ارتباط، معرفي و تمجيد

10- سزاواري در برابر نيازمندي

11- مهارت‌هاي شما، آينده‌تان را رقم مي‌زند

12- خوب زندگي كنيد

سود بردن، بهتر از مزد گرفتن است

«رآن» با صراحت اذعان مي‌كند نه در دبيرستان و نه در دانشگاه، هيچ‌گاه در اين باره سخني را نشنيده است و به مجرد ورود به دنياي كار، به اين اصل دست مي‌يابد.

«رآن» مي‌گويد وقتي كار مي‌كنيد، در پي كسب درآمدي هستيد براي كرايهء‌خانه، گذران اوقات فراغت، تامين نيازهاي زندگي، اين در حالي است كه اگر تغيير رويه دهيد، انرژي كاري شما افزايش مي‌يابد. جملهء صريح رآن چنين است: «باورتان نمي‌شود زماني كه براي سود و ثروت كار مي‌كنيد و نه براي پرداخت كرايهء خانه، صبح را با چه انرژي‌اي آغاز مي‌كنيد! شما با كاركردن در اين سيستم، شانس بزرگي براي ثروتمند شدن داريد

جادوي كار پاره‌وقت

سومين اصل جادويي رآن، جادوي كار پاره‌وقت است. نگاه «رآن» متفاوت از اتفاقي است كه در جامعهء ما رخ مي‌دهد.«كار پاره‌وقت» اكنون به شيوه‌اي رايج تبديل شده است.

 افراد پس از اتمام كار، كاري كاملا متفاوت و گاه در سطحي بسيار نازل‌تر را در باقي‌ماندهء روز پي‌مي‌گيرند. چنين كاري غالبا نيازي به مهارت‌هاي ويژه ندارد اما آنچه رآن بر آن تاكيد مي‌ورزد آن است كه در اين كار پاره‌وقت، ضروري است شما با مهارت‌ها و تكنيك‌هاي جديد آشنا شويد.

چنين نگاهي باعث مي‌شود شما با «قابليتي» تازه، فعاليتي جديد و بيش‌تر در سطحي عالي‌تر را پي‌بگيريد. بديهي است اين «قابليت» پله‌هاي ترقي شما را مهيا مي‌كند.

 قطعا به مرور زمان، هم درآمد بيش‌تر نصيب شما مي‌كند و هم احساس مي‌كنيد كه قابليت‌هاي بيش‌تري را براي آينده كسب مي‌كنيد.

تنظيم بادبان

چهارمين قانون جيم رآن با تمثيلي لطيف قرين است: «همهء ما، شبيه به يك قايق بادباني در وسط دريا هستيم، اين مسير وزش باد نيست كه مقصد ما را تعيين مي‌كند بلكه اين قايقران و تنظيمات بادبان است كه مسير را معين مي‌كند.

 از اين مثال، هر كسي مي‌تواند به نحوي در زندگي خود استفاده كند. بادها براي همهء ما، به طور يكسان مي‌وزند، باد مصايب، باد فرصت‌ها، باد تغييرات! آن‌ها حتي زماني كه قايق ما سروته شده است نيز مي‌وزند! بادهاي موافق و ناموافق، همواره در حال وزيدنند اما به خاطر داشته باشيد، بادها براي همهء ما، به طور يكسان مي‌وزند: «باد اقتصاد، باد اجتماع، باد سياست! فقط تفاوت در اين است كه شما قايق را كي به مقصد مي‌رسانيد؟ يكسال؟ سه سال؟ پنج سال؟ تفاوت، در زمان رسيدن و تنظيمات بادبان قايق شماست، نه بادي كه مي‌وزد

دو توصيهء جالب را «جيم رآن» در اين فصل تاكيد مي‌كند.

1-نخواه كه مسايل آسان شوند و مشكلات كم‌تري داشته باشي، بلكه تلاش كن كه تو توانمندتر شوي و مهارت‌هاي بيش‌تري كسب كني.

2-انسان، قادر به انجام كارهاي شگفت‌انگيزي است، به شرط آن كه از اتفاقات آينده نهراسد.

همچنان اين قوانين را مي‌توانيد جست‌وجو كنيد اما بخش پاياني كتاب، گفت‌وگويي است كه با جيم رآن انجام شده اين گفت‌وگو نيز در خور توجه است. براي نمونه اين پرسش و پاسخ را بخوانيد كه در صفحات انتهايي چنين آمده است:    

شما اغلب راجع به هدف‌گذاري، صحبت مي‌كنيد، چرا؟

چون آموختن هدف‌گذاري  (Setting Goal) ، زندگي مرا تغيير داده است. روزي مربي‌ام به من گفت: «فهرست اهدافت را به من نشان بده. به او گفتم، «من چنين فهرستي ندارم». او گفت: «اگر تو فهرستي از اهدافت نداري، من مي‌توانم حدس بزنم كه موجودي حساب بانكي تو نيز بيش از چندصد دلار نيست

من گفتم: «آيا اگر فهرستي از اهدافم را تعيين كنم، مقدار موجودي حساب بانكي‌ام تغيير مي‌كند؟»

او گفت: «حتما. من طرفدار اهداف هوشمندانه  (smart)  هستم. مشخص  (specific) ، قابل اندازه‌گيري  (measurable) ، قابل دستيابي  (Attainable) ، واقع‌بينانه  (Realistic) ، زمان‌بندي شده  (Time-sensitive) 

من از افراد مي‌خواهم كه فهرست‌هايي با اين عناوين، تهيه و يادداشت كنند: «افرادي را كه مي‌خواهند تا 10 سال آينده ملاقات كنند، مهارت‌هايي كه مي‌خواهند ارتقا دهند، سرمايه‌گذاري‌هايي كه مي‌خواهند انجام دهند، تجربياتي كه مي‌خواهند به دست آورند و زماني كه اين كارها را انجام دادند، كنار آن‌ها را علامت بزنند. اين مساله خيلي مهم است



منبع خبر : MLM
+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 11:5 |

 

همانند يک بازارياب شبکه اي برجسته بيانديشيد تا يک بازارياب شبکه اي برجسته شويد.در صورتي که نمونه هاي ذهني و فکري يک بازارياب برجسته را بپذيريد و قبول کنيد; مي توانيد با قدرت هر چه تمام تر; دوره زماني لازم را براي تبديل شدن به يک بازارياب برجسته تسريع ببخشيد. زيرا منطقي ترين روش يادگيري شيوه آزمايش و خطاست

در اينجا بيست روش و نکته ثابت شده براي رساندن شما به بهترين موقعيت آورده شده است:

  • يک دليل بزرگ و مهم براي خود بياوريد که چرا مي خواهيد يک بازارياب برجسته شويد; دليلي که واقعا اصل قضيه و مطلب را براي شما عنوان کند و اجازه دهيد نيروي محرک روزانه شما باشد و مانند چوبي که براي افروختن آتش در درون خود نياز داريد; از آن استفاده کنيد.
  • تعداد محدودي اهداف محرک و طلايي براي خود برگزينيد.اهدافي که دستيابي به آنها انگيزه شما براي موفقيت در بازاريابي شبکه اي باشد.آنها را يادداشت کرده و گاهي مرورشان کنيد. اطمينان يابيد که آنها اهداف خود شما هستند و  نه اهداف کساني ديگر!. از برانگيختگي و اشتياق خود براي دستيابي به اهدافتان استفاده کنيد دلايل و اهداف بزرگ براي خود انتخاب کنيد تا شما را در مواجه با موانع هدايت و رهبري کنند.اهدافتان از شما فردي مي سازند که براي رسيدن به آنها ساخته شده ايد و مناسب هستيد. هدف بزرگتر براي وفادار ماندن به آن هدف نيروي بيشتري در شما ايجاد مي کند.
  • ذهنيت خود را براي سختکوشي آماده کنيد.اين فکر که موفقيت پيش از کار کردن حاصل ميشود تنها در قصه ها وجود دارد. هرکسي سختکوش تر باشد در موفق شدن هم خوش شانس تر است. از هوشيارانه بودن سختکوشي خود اطمينان حاصل کنيد.اگر چيزي درست کار نمي کند از تمرکز کردن صرف و تنها روي آن خودداري کنيد و کار ديگري انجام دهيد.
  • ذهنيت فعال داشته باشيد. يکي از بزرگترين اشتباهاتي که بازاريابان تازه کار و آماتور مرتکب مي شوند اين است که فکر مي کنند مجبورند همه چيز را درباره محصولات و فرصت هايشان پيش از آنکه بتوانند فعاليت تجاري خود را آغاز کنند; ياد بگيرند. شما بايد بدانيد 90 درصد نيروي خود را روي کار و فعاليت و 10 درصد انرژي خود را براي يادگيري کنار بگذاريد. اين يک تجارت فعال است.اصول پايه را ياد بگيريد.از ابزارهاي موجود و امکانات سيستم استفاده کنيد. بازاريابي شبکه اي; انجام دادن آن است.نه فقط مطالعه کردن در باره آن.اين نکته براي موفق شدن بسيار اهميت دارد.
  • متمرکز و وسيع فعاليت کنيد; نه اينکه فقط به طور صرف فعال باشيد. هر آنچه در توان داريد براي اين کار بگذاريد. يک تعهد و الزام کامل براي خود ايجاد کنيد و پيش برويد. اگر بازار يابي شبکه اي را به عنوان يک عادت و تفريح يا تنها به عنوان يک درآمد نيمه وقت براي خود در نظر بگيريد; آنگاه شما عضوي بي اهميت و اتفاقي براي اين کار خواهيد شد. اگر شما قصد به دست آوردن درآمد بزرگ و عظيم از بازار يابي شبکه اي را داريد; بايد متمرکز و وسيع فعاليت کنيد.
  •  تلاش و فعالیت آن چیزی است که برای شما نتیجه به بارمی آورد . اما باید توجه داشته باشید که نباید پیش از فعالیت; مثبت انديش باشيد. خود را براي فعاليت و کار مداوم و روزانه قانون مند کنيد. بدون در نظر گرفتن آنکه هر روز چه احساسي داريد يا چه چيزي فکر شما را درگير کرده ; روزانه  کاري براي بهتر کردن تجارت خود انجام دهيد. آنچه شما را به به خريداران و توزيع کنندگان مي رساند يک برنامه ريزي روزانه است. خود را براي انجام دادن مداوم و روزانه آن قانون مند کنيد. تلاش سازگار و مداوم و پايا براي موفق شدن شما بسيار مهمتر و با ارزشتر از اين است که شما يک شليک داغ و ناگهاني داشته باشيد.
  • يک نگاه و ديد دور انديش داشته باشيد. مطابق و در حدود بودجه خود براي تجارت کردن سرمايه گذاري و خرج کنيد.براي دراز مدت برنامه ريزي داشته باشيد.
  • زمان مي برد تا پايه هاي اساسي درآمد خود را بسازيد و بالا ببريد; اما وقتي که شروع به بالا آمدن و ساخته شدن بکند ( از زمان بهره دهي و به سود رسيدن) بايد بدانيد که هيچ چيزي در دنيا بهتر از آن نمي تواند باشد.
  • شما واقعا بايد محصولات و فرصت هايتان را دوست داشته باشيد. هيچ راهي وجود ندارد که شما بتوانيد موفق بشويد; بدون آنکه محصولات و فرصت هايتان را باور کرده يا درباره آنها مشتاق باشيد.لزومي ندارد که شما اشتياقي ديوانه وار داشته باشيد.تنها يک نيروي ثابت کافي است.به شرط آنکه از باور واقعي و قلبي شما برآمده باشد. يک سوال خوب که شما مي توانيد پيش از وارد شدن به هرنوع سيستم بازاريابي شبکه اي از خود بپرسيد; اين است که آيا من اين محصول را با اين قيمت پايين صرف نظر از امکانات و فرصت هايي که دارم مي خرم؟ پرسش دوم اين است که آيا من به مادرم پيشنهاد مي کنم که چنين محصولي را تهيه کند؟! اين دو پرسش; شما را در انتخاب اشتباه و احساس تاسف ناشي از آن در امان نگه مي دارد.
  • تجارت شما آنگونه که شما عمل مي کنيد به بار مي نشيند. همچنين شيوه انديشيدن شما درباره آن;  چگونگي عملکرد شما را تعيين مي کند. اگر شما فکر مي کنيد که درآمد شما در ماه 300 دلار است; به شيوه خاصي با آن برخورد مي کنيد; ولي اگر فکر کنيد که درآمدتان بالغ بر 10000 دلار يا 100000 است; به شکل ديگري به آن برخورد مي کنيد. به خاطر بسپاريد که به هر نحوي درباره اين تجارت فکر کنيد; همان طور هم نتيجه مي گيريد. نحوه انديشيدن شما; نوع درآمدزايي اين تجارت را تعيين مي کند.
  • از شکست نترسيد.بايد بيشتر دوست داشته باشيد که خيلي زود به موفقيت نرسيد.در اين صورت شما اشتباه کرده ايد و پاسخ همه پرسش ها را نخواهيد دانست.شرکتي که شما با آن کار مي کنيد ممکن است از گردونه تجارت خارج شود.ممکن است فرصت هاي بسياري را براي پيدا کردن گزينه  مناسب استفاده کنيد يا به هدر بدهيد. درک موفقيت اصول بر پايه شکست ساخته شده است.تنها زماني طرز کار کردن يک وسيله را ياد مي گيريد که شيوه کار نکردن آن را ياد گرفته باشيد.کنار گذاشتن شکست; مسبب پيروزي است.از شکست هايتان درس بگيريد. خودتان را به سمت هدفهايتان پرتاب و به آنها حمله کنيد.فهميدن و درک کردن ترس از شکست; بسيار با ارزش تر است.پيروزي شامل فروتن بودن و به ميزاني است شما به خودتان اجازه دهيد اشتباهات را کنار بگذاريد و از آنها درس بگيريد.
  • قابليت يادگيري داشته باشيد.شما در يک مدرسه هستيد و هر روز چيز تازه اي ياد خواهيد گرفت اگر در حال انجام دادن اين تجارت هستيد.شما مجبوريد اين تجارت را انجام دهيد تا آن را ياد بگيريد.راه ديگري براي ياد گرفتن بازار يابي شبکه اي وجود ندارد. با رغبت کامل به سمت پيشرفت تدريجي و مداوم پيش برويد. در اين صورت سريعتر به موفقيت مي رسيد.تمام خطوط ذهني خود را هميشه پر نگاه داريد. يکي از کليدهاي موفقيت اين است که در آن سريع حرکت کنيد تا زمان کافي براي پرداختن به شکست يا برگشت نداشته باشيد. زيرا تمام ذهن شما بر فعاليت هاي مثبت متمرکز شده است. فعاليا هايي که اساس تجارت شما را مي سازند. وقتي همه خطوط ذهني خود را پاک کنيد; عدم علاقه مندي کسي باعث قرار گرفتن شما در سختي و موقعيت بد نمي شود و شما را تحت تاثير قرار نمي دهد.
  • از خودتان بپرسيد امروز چه کاري مي توانيد انجام دهيد تا بناي تجارت شبکه اي خود را عظيم تر کنيد و سپس آن را انجام دهيد.
  • تلفن بهترين دوست شماست. بر تلفن تسلط پيدا کنيد و از آن ثروت به دست بياوريد.اگر از تلفن بترسيد; هيچ گاه درآمد مهمي در تجارت شبکه اي به دست نخواهيد آورد. از تلفن براي پرگويي رؤسا و خريداران خود استفاده کنيد. خودتان باشيد و رفتار دوستانه داشته باشيد و مشتاق و علاقه مند باشيد.هميشه لبخند بر لب داشته باشيد ; بخصوص وقتي صحبت مي کنيد.
  • ذهنيت دور انديش داشته باشيد.پيوسته به يگانه و يکتا بودن فکر کنيد و راه هاي تازه اي براي به دست آوردن خريداران و توزيع کنندگان جديد خلق کنيد و سپس آنها را انجام دهيد.فکر کردن و عمل کردن بايد دست در دست هم حرکت کنند.
  • بازار يابي شبکه اي براي همه کس نيست. سعي نکنيد به همه کس در مورد اين نوع تجارت صحبت کنيد.زيرا مجبور خواهيد شد در مورد شيوه کار کردن در اين نوع تجارت با آنها صحبت کنيد.بايد دنبال کساني باشيد که اين نوع تجارت را مي خواهند و آمادگي پذيرش و فراهم کردن آنچه را که شامل آن مي شود; دارند.
  • دقيقا از همين جايي که هستيد; آغاز کنيد. شما نمي توانيد موقعيت مالي خود را با خانه ساختن روي آن و پوشاندن آن يا با شکايت کردن از آن عوض کنيد.تنها چيزي که موقعيت شما را تغيير مي دهد; خود شما هستيد. حتي اگر کاملا ورشکست شده ايد مي توانيد موقعيت مالي خود را با بازار يابي شبکه اي بهبود ببخشيد.تنها به ياد داشته باشيد که ممکن است طول بکشد. احتمالا بايد در اين راه سختي و مشقت بکشيد و همچنين خلاق باشيد. شما مي توانيد; در صورتي که هرگز از پا نايستيد. فرصت ها هميشه در خلال کار کردن ايجاد مي شوند.
  • راستگو باشيد و از قرار دادن همه فرصت ها بر پايه حرص و طمع خودداري کنيد.
  • از خدا کمک بطلبيد.براي برکت کارهايتان; معرفت; دوام; استحکام; نيرو داشتن; خلاق و مبتکر بودن دعا کنيد. او از شما محافظت و نگهباني خواهد کرد با همه منابعي که به آنها نياز داريد.براي همه زندگيتان  نه فقط اين کار.
  • وقتي يک بازارياب شبکه اي موفق شديد; به ياد داشته باشيد که شما تنها فرد موفق در اين کار نيستيد.سپاسگزار و حق شناس باشيد. به نفس خود اجازه ندهيد که شما را حقير کند. ارزش ها هميشه پس از سقوط و هبوط پيدا مي شوند.فراموش نکنيد از کجا آمده ايد. به ديگران هم کمک کنيد تا به موفقيتي معادل موفقيت و کاميابي شما برسند.

 

و در پايان:

 زيبايي کار همواره رفتن به سوي هدف است.پس از پيمودن لذت  ببريم و تجربيات را به کوله بارمان بسپاريم.روزي  خواهيم رسيد. حتي از بدترين سفرها هم با خاطراتي خوش ياد خواهيم کرد.

 

منبع:   ذهنيت و تفکر يک حرفه اي درباره بازار يابي شبکه اي ( مترجمان: محمدرضا ديلمي و مريم مهامي )

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:58 |

( بخش دوم )

 

( مطالعه بخش نخست )                        

 

 شما به عنوان مؤسس... من لفظ «مؤسس» را نمى پذیرم، زیرا حاکى از آن است که من اول مؤسس بوده ام و سپـس یـک پدیدآورنـده نـرم افزار. درحالى که من یک مهندس نرم افزار هستم که تصمیم گرفتم یک تیم را جمع کنم. ما از ابتدا کـه شـرکـت را تأسیس کردیم، شرکت بزرگ نبود و بلکه بسیار ساده بود. تیم در طول زمان رشد کرد و محصولات نرم افزارى جدید عـرضه کرد. زمـانى که مـن و پل، مایکروسافت را تأسیس کردیم، صرفاً به کار نرم افزار پرداختیم. البته پل از من واردتر بود و چه بسـا مى خواست یـک شرکت سخت افزارداشته باشیم. در این زمینه ما بحثهاى زیادى با هم داشتیم. این فکر را با پل از دوران دبیرستان داشتیم.

من به پل گفتم ریزپردازنده اینتل 8088 به اندازه کافى قدرتمند نیست و بنابراین، ما بایدیک شرکت را راه اندازى کنیم. بعدازیک سال و نیم کار پیاپى به عنوان اولین محصولمان Basic را نوشتیم. در سال 1983 به فکر افتادم هیأت مدیره اى از افراد برجسته و خبره بگمارم و از مشورتهایشان استفاده کنم. Jim Towine را به عنوان اولین رئیس مایکروسافت آوردیم و به مرور افراد مستعد را جذب کردیم. پس از آن Jon Shirley را آوردیم که کار تیمى را به خوبى بلد بود و به کسب و کار علاقه داشت. پس به نظر مى رسد شرکت کاملاً متکى به شما باشد؟ نه کاملاً. من از جوانترین مدیر عامل هائی هستم که مى توانید در شرکتها سراغ بگیرید. تغییر مدیرعامل معمولاً یک انتقال توأم با خطر براى سازمان است. اما من سعى کرده ام سیستمى پدید آورم که متکى به فرد نباشد. دارایى حقیقى شرکت ما کارکنان ماست. باید به کارکنان اجازه داد وظایف و کارهایشان را به خوبى مدیریت کنند. امروزه شما چکار مى کنید؟ من در مقام رئیس شرکت بیشتر درصدد جذب و به کارگیرى افراد نخبه، بستن قراردادهاى جدید و فروش نرم افزار هستم. استخدام افراد باهوش از همان ابتدا مهمترین نکته براى ما بوده است. بسیار تلاش کرده ایم که افراد متناسب با فرهنگ سازمانى خود را پیدا و جذب کنیم. مایکروسافت اکنون به یک شرکت عظیم تبدیل شده است. چگونه یک شرکت چند ده هزار نفرى را اداره مى کنید؟ نگهدارى و هدایت شرکتهاى بزرگ در سطح عالى بسیار مشکل است. منظور من جذب و استخدام و نگهدارى کارکنان بزرگ و داشتن آرمان والاست. کار ما نوشتن نرم افزارهاى عالى است. ما باید در این زمینه برتر باشیم. به زمینه هاى دیگرکارى نداریم. ما به خوبى مى دانیم چطور استخدام کنیم، چطور مدیریت کنیم و چگونه محصولات نرم افزار جهانى تولید کنیم. ما شرکتى به وجود آورده ایم که مى خواهد نرم افزارهاى برتر بنویسد و کارکنان بزرگى داریم که این ارزشها را نگه مى دارند. شرکت ما براى این هدف خاص تأسیس شده است. کسب و کار ما همین است. تولید محصولات برتر، ملاقات و نشست با مشتریها، تماسهاى تلفنى و جذب و به کارگیرى کارکنان باهوش. فکر مى کنید چه وقت رشد مایکروسافت به انتها مى رسد؟ ما بر اساس رویکرد درازمدت خود معتقدیم این کسب و کار به صورت سیکلى جلو مى رود، یعنى فراز و نشیب دارد. ما به کسب سود خود مطمئنیم. البته تولید نرم افزارهاى برتر سود بیشترى دارد. تنها سؤال این است که چگونه رهبرى خود را در تولید و عرضه نرم افزار حفظ کنیم. ما نسبت به توانایى خود در این زمینه اطمینان داریم. ما یک شرکت با آینده غیر قابل باور هستیم. فکر مى کنید روزى مایکروسافت از بین برود؟ بى تردید روزى فرا خواهد رسید که ستاره بلندپروازى، گوى کسب و کار را از دست مایکروسافت برباید.تنها امید من آن است که آن روز 50 سال دیگر باشد نه 2 یا 5 سال دیگر. آرمان شرکت طى سالها چه تغییراتى داشته است؟ چشم انداز اولیه شرکت عبارت بود از: یک رایانه شخصى PC در هر خانه و روى هر میز. در این بیست و چند سال این آرمان را تغییر دادیم و تکمیل کردیم: در هر زمان و هر مکان و روى هر دستگاهى. یعنى ایده آل آن است که روى هر میز و هر خانه و هر اتاق و هر ماشین و هر جیب یک کامپیوتر باشد. آرمان جدید مایکروسافت عبارت است از: توانا ساختن مردم به اینکه نرم افزارهاى عالى و برتر را در هر زمان و مکان و روى هر دستگاهى داشته باشند. از هدفهاى بى پروایانه کنونى آن است که رایانه شخصى را بسیار پرتوان تر از آنچه هست، کنیم، به گونه اى که ببیند، بشنود و یاد بگیرد. ما ناچاریم براى ساختن آینده درازمدت خود به خطرهاى بزرگى تن دهیم. بلوغ صنعتى هنگامى پدید مى آید که دیگر به خطرپذیرى نیاز نباشد، اما در صنایع روبه رشد باید همواره به استقبال خطر رفت تا بتوان فرآورده هاى نوین و بى مانند آفرید. رشد صنعت رایانه را مى توان با صنعت خودروسازى دهه 1920 یا هواپیماسازى دهه 1930 سنجید. پس معتقد هستید مایکروسافت مى تواند بهتر از این باشد؟ این مسأله بستگى به آن دارد که چطور سریعتر حرکت کنیم و افراد مناسب را براى آینده جذب کنیم. من نسبت به روند پیشرفت خوشحالم، اما کارهاى بسیارى وجود دارد که باید انجام دهیم. بیشتر وقت جلساتى که من با بخشهاى مختلف مایکروسافت دارم، راجع به آن است که کارکنان باید کارها را بهتر انجام دهند. وقت کمى اختصاص دارد به کارهایى که خوب پیش رفته است. ما هنوز از آرمانمان که روى هر میز و در هر خانه یک کامپیوتر باشد، فاصله داریم. براى رسیدگى به کارها وقت خود را چگونه تنظیم مى کنید؟ وقت من در ملاقات با گروههاى تولید و سایر بخشهاى شرکت و مشتریان تقسیم شده است. علاقه شخصى من آن است که با گروههاى تولید کار کنم و بیشتر وقت ملاقات من با آنهاست.

 

ادامه دارد ...

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:57 |

 ( بخش نخست )

 از آنجا که بیل گیتس به عنوان مدیر و راهبری نمونه و موفق در عرصه فعالیت های اقتصادی بین المللی از جایگاه ویژه ای برخوردار است ، نگاهی هرچند کوتاه به عوامل تأثیرگذار در توفیق جهانی این مدیر توانا و همکاران او بدون شک می تواند برای مدیران و راهبرانی که در اندیشه دستیابی به راهکارهای کاربردی برای موفقیت بیشتر سازمان خود هستند ، الگوئی کارآمد باشد. از همین رو ، برای نیل به این هدف گزیده ای از معیارهای راهبردی مدیریت شرکت مایکروسافت را که در پی می آید برای اعضاء محترم انتخاب نموده ایم :

 

● بیل گیتس درسال 1955 میلادى درشهرسیاتل آمریکا به دنیا آمد. پدرش وکیل و مادرش آموزگار بود. در دوران دبیرستان با رایانه آشنا و به آن علاقه مند شد و از 13 سالگى نوشتن برنامه هاى رایانه اى را شروع کرد و اولین نرم افزار خود را که یک بازى ساده رایانه اى بود در همان سن نوشت. او این کارها را به همراه دوستش پل آلن (PAUL ALLEN) انجام مى داد. پل دو سال از او بزرگتر بود و مهارت خاصى در سخت افزار نیز داشت. در سال ۱۹۷۳ به دانشگاه هاروارد وارد شد و در آنجا با استیو بالمر (STEVE BALLMER) ـ از مسؤولان فعلى شرکت مایکروسافت ـ آشنا شد. یک سال بعد در 19 سالگى دانشگاه را ترک گفت تا به همراه دوست دبیرستانى اش پل آلن شرکت مایکروسافت را تأسیس کند. در ابتداى راه، برنامه زبان بیسیک (BASIC) را ارائه دادند. کار شرکت با 40 کارمند و فروش سالانه 2/4میلیون دلار آغاز شد. در سال 1980 شرکت با ارائه سیستم عامل براى ریزپردازنده هاى ۱۶ بایتى 8088 اینتل که به سفارش شرکت IBM انجام شد به شهرت و ثروت رسید. یک سال بعد اولین نسخه سیستم عامل WINDOWS از سوى شرکت عرضه شد. در سال 1992 شرکت مایکروسافت با انتشار نسخه WINDOWS 1، 3 اولین سیستم عامل گرافیکى را ارائه کرد که قبول عام یافت و این مقبولیت با انتشار نسخه هاى 95، 98 ، 2000 و XP به اوج رسید. به گونه اى که هم اکنون بیش از 95درصد کاربران رایانه هاى شخصى در دنیا از نرم افزارها و محصولات مختلف این شرکت استفاده مىکنند. امروزه مایکروسافت شرکت بزرگى است که سالانه بیش از ۲۵میلیارد دلار درآمد دارد و 50 هزار کارمند آن در 78 کشور و منطقه در سراسر دنیا مشغول کار هستند. مایکروسافت براى سال جارى میلادى 5/2 میلیارد دلار در امور تحقیق و توسعه هزینه مى کند. بیل گیتس به عنوان مؤسس و رئیس شرکت با بیش از 77 میلیارد دلار ثروت سالهاست که عنوان ثروتمندترین فرد دنیا را به خود اختصاص داده است. گیتس در سال 1994 ازدواج کرد و با همسرش بنیاد خیریه اى با 24میلیارد دلار سرمایه تأسیس کرده که در امور بهداشت جهانى و آموزش فعالیت مى کند. او تاکنون دو کتاب منتشر ساخته و در آن نظرات خود را راجع به نحوه اداره شرکتش و نیز فناوریهاى عصر اطلاعات و آینده آن ارائه کرده است: در سال 1995 کتاب «جاده پیش رو» و در سال 1999 کتاب «سرعت اندیشه». این کتاب به 25 زبان ترجمه و در 60 کشور جهان منتشر شده است. علاوه بر آن، او با ملاقاتها و مسافرتهاى متعدد و سخنرانى در مجامع مختلف که تفصیل همه آنها در سایت خود او در اینترنت آمده است، جزئیات افکار و اندیشه هاى خود را به عنوان یکى از تأثیرگذاران عصر دیجیتال ارائه داده است. در این مقاله مجموعه اى از افکار و عقاید او در زمینه ویژگیهاى عصر دیجیتال، اینترنت شاهراه اطلاعاتى، سیستم عصبى دیجیتالى، الگوى زندگى و کار شبکه اى، فناورى اطلاعات، شتاب تغییرات در کسب و کار، کارهاى دانش بر و کارکنان فرهیخته، مدیریت دانایى و ابزارهاى دیجیتالى مدون و درقالب یک مصاحبه ارائه شده است. مصاحبه فعلى هم هیچگاه صورت نگرفته است و تنها به عنوان شکل وقالبى براى تفکیک و تنظیم و عرضه نظرات او در بخشهاى مختلف انتخاب شده و بنابراین گاه در پاسخ ارائه شده به یک سؤال، از لابه لاى کتابها، سخنرانى ها و مقالات او مطالبى استفاده شده است. به هر روى این مقاله تلاشى است براى مرور کلى اندیشه هاى یکى از معماران برجسته عصر دیجیتال. مرد خودساخته اى که در 19 سالگى دانشگاه را رها کرد تا شرکتى تأسیس کند که امروزه غول نرم افزارى جهان محسوب مى شود و خود با تصاحب بیشترین ثروت در دنیا بیش از هر فرد دیگرى در تاریخ نیز ثروت و افراد ثروتمند آفریده است. ویژگى «عصر اطلاعات» از نظر شما چیست؟ اطلاعات یک ابزار جدید کسب و کار است و مى تواند به سرعت اندیشه جابه جا شود و حرکت کند. اگر ویژگى دهه 80 رویکرد به کیفیت و دهه 90 دوران مهندسى مجدد بوده است، ویژگى دهه 2000 سرعت است. شرکتهاى موفق آنهائى هستند که اطلاعات به آسانى در آنها جریان دارد. اگرمى خواهیدشرکت طراز اول باشید، باید اطلاعات بیشترى به دست آورید و به آن سریعتر عمل کنید. من یک باور ساده اما قوى دارم: آنچنان که اطلاعات را جمع آورى، مدیریت و استفاده مى کنى، پیروز مى شوى یا شکست مى خورى. قرن بیست و یکم قرن شتاب خواهدبودوسرعت تغییر. کلید موفقیت کسب و کار در این قرن "سرعت اندیشه" است . 

ادامه دارد ...

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:56 |

 ( بخش نخست )

 

مقدمه

توانايي انتقادكردن و انتقادپذيري مطلوب براي موفقيت هاي سازماني و فردي حياتي است . عدم بكارگيري موثر نظام انتقاد منجر به ايجاد خصومت و ارتباطات نامطلوب ومخرب مي شود، اما استفاده اثربخش ، توانمندي زيادي را براي تغيير ايجاد مي كند.كاركنان براي بهبود مهارتهاي خود لازم است تا از انتقاد موثر استفاده كنند. رعايت اين روشها، به ايجاد تحول در زمينه انتقاد از خود ، راهبران ، مدیران ، روسا، همكاران ، مشتريان و زيردستان منجر مي شود. انتقاد موثر ، ابزار بالقوه اي براي ارتقا مهارتهاي انتقادي و افزايش ظرفيت انتقاد است . همچنين افراد را قادر به جمع آوري اطلاعات براي افزايش ظرفيت آنها درانتقادكردن و انتقادپذيري مي كند.

در اينجا بيست روش مهم براي كمك به ارتقا مهارت انتقاد مثبت تشريح مي شود.

بابكارگيري اين روشها در صحنه هاي واقعي كار و زندگي مي توان به نتايج ذيل دست يافت ؛

1 - ايجاد تحول اساسي از وضعيت انتقاد منفي و غيرموثر به وضعيت انتقاد مثبت وموثر.

2 - دست يافتن به روحيه خونسرد، آرام و هوشيار به هنگام انتقادكردن و انتقادشدن .

3 - بكارگيري انتقاد براي برانگيختن ، اثربخشي ، افزايش يادگيري و ايجاد روابط مطلوب با ديگران .

4 - انتقاد از افراد قدرتمند و مافوق بدون ترس و خشم .

 

نتايج انتقادپذيري و انتقادكردن موثر و مثبت عبارتند از:

 1 - افزايش رضايت شغلي

 2 - ايجاد روابط كاري مناسب

 3 - تقويت سلامتي فكري و روحي

 4 - ايجاد عزت نفس

 5 - افزايش سطح بهره وري

 6 - افزايش رقابت براي تضمين موفقيت

 

انتقاد نقش عمده اي در روابط اجتماعي ايفا مي كند. از انتقادها مي توان براي ايجادتحرك در اشخاص و نفوذ در آنها، آموزش آنها، بيان نيازها و خواسته ها و يا محركي براي اصلاح و پيشرفت خود استفاده كرد. باوجود اين ، آنچه مي گوييم و نحوه گفتارمان طوري است كه غالبا بانتيجه اي كه مي خواهيم در تضاد است .

اگر هدف نهايي انتقاد، تغيير شرايط حاضر به وضع بهتر است ، هميشه امكان دستيابي به آن وجود ندارد. هريك از شكايتها ممكن است پايه و اساسي داشته و يادست كم بيانگر رفتار نادرستي باشد كه مي تواند مورد انتقاد قرار گيرد، اما نحوه گفتن آن وآهنگي كه انتقادكننده در آن آزردگي و نارضايتي خود را ابراز مي دارد نيز مي تواند بردشواري مساله بيفزايد و به عوض آن كه نتيجه مثبتي عايد شود، رنجش و كدورتي به وجود مي آيد و اصل مطلب هم فراموش مي شود. انتقاد غالبا با كلمات _ بايد يا نبايد _ شروع مي شود. اين عبارتها و نظاير آن ، به دو دليل مانع از پيشرفت جريان انتقاد مي شوند.اول آنكه چنين كلماتي نگرش يك بعدي انتقادكننده را آشكار مي سازد. بايد و نبايد : تلويحا مي گويد كه تنها عقيده انتقادكننده است كه صحيح است . اين به نوبه خود كافي است كه سبب دلسردي كساني شود كه واقعا مايلند در جهت مثبت گام بردارند.

دوم اين كه ، اين فرض يك جانبه كه راه پيشنهادي انتقادكننده تنها راه صحيح است ،مفهوم رايج انتقاد را به عنوان جرياني كه شق سوم ندارد تثبيت مي كند؛ يعني هرچيز يادرست است يا نادرست و هيچ حد وسط و يا رفتار قابل قبولي كه بتوان جايگزين كرد وجود ندارد. بسيار احتمال دارد كه شخص مورد انتقاد واكنش دفاعي نشان دهد و از خودبپرسد : چرا نبايد اين كار را به روش خودم انجام دهم ؟ نتيجه اي كه از اين نگرش به دست مي آيد يك عدم توافق سرسختانه متقابل است . اگر بخواهيد انتقادتان موثر واقع بشودبه زمان ، مكان ، حضور اشخاص و وضعيت روحي انتقاد شونده توجه داشته باشيد. كسي كه ذهني مغشوش دارد، يا افسرده ، نگران و يا عصباني است و يا بيش از حد به نظريات ديگران درباره خودش حساس است به آن چه انتقادكننده مي گويد توجهي نشان نمي دهد و مسلما از انتقادي هم كه تحت آن شرايط گفته شده باشد بهره اي نمي برد.

تيزبيني و اندك توجهي به احساسات فردي ، مي تواند ما را نسبت به شرايطي كه براي انتقاد مناسب است آگاه كند. البته هنگامي كه كنترل احساسات خود را از دست داده ايم ويا فكر مي كنيم لازم است بلافاصله با رفتار مورد انتقاد برخورد شديدي داشته باشيم ،نقش اين عوامل جنبي را ناديده مي گيريم . به هرصورت ، بسيار اتفاق مي افتد كه محيط نامناسب ، انتقاد را از ارزش و اعتبار خود مي اندازد.

بسياري ، براي پرهيز از انتقاد مستقيم از ديگران ، مشكلات زيادي دارند. فردي مي گفت ؛ من هميشه فكر مي كردم كه انتقاد شنيدن كار دشواري است ، اما حالا درك مي كنم كه انتقادكردن از ديگران به مراتب دشوارتر است چون نمي دانم چگونه بايد انتقادكنم . براي اينكه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودي كنيم ، بايد به يك پرسش كليدي پاسخ دهيم ؛ اطلاعاتي كه مي خواهيم به طرف مقابل بدهيم ، چگونه بيان كنيم كه طوري آن را بپذيرد كه هم از آن سود ببرد و هم به بهبود روابطمان كمك كند.

اين پرسش ، مركز ثقل مساله را از عيب جويي به حل مشكل تغيير مي دهد و بر سه كيفيت ضروري انتقاد مثبت و سازنده تاكيد مي كند:

1 - انتقادكننده را وادار مي كند كه به انگيزه هايي كه براي طرح انتقاد دارد، با تيزبيني ودقت بيشتري بنگرد.

2 - بر امكاناتي كه براي تغيير و اصلاح رفتار وجود دارد، تاكيد مي كند.

3 - طرفين انتقاد را نسبت به موضوع انتقاد، متعهد مي كند، يعني براين نكته تاكيدمي ورزد كه هر دو طرف در مورد بهبود رفتار مورد نظر مسئوليت دارند. منظور اين نيست كه انتقادي كه به طريق مثبت طرح شده ، الزاما به نحو مثبت هم پذيرفته شود. زيراصرف نظر از نيت انتقادكننده ، برداشت طرف مقابل ممكن است برداشت سازنده اي نباشد.

اگر انتقادكننده و انتقادشونده مي خواهند به هدف انتقادسازنده كه تغيير رفتار خاصي است دست يابند، بايد با يكديگر همكاري كنند. براي دستيابي به نتايج مذكور و باتوجه به اصول اشاره شده و با پاسخ به سوالات فوق ضروري است تا از روشهاي انتقاد موثر وسازنده كه در ادامه تشريح شده است مطلع بوده و به بهترين نحو از آنها بهره برداري به عمل آيد.

 

ادامه دارد ...

 

گرد آوری و تنظیم : گروه پژوهشی آسو راهبر

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:56 |

آیا می دانید که کارمندان شما چگونه پاسخ گوی تماس های تلفنی شرکت تان هستند؟ نحوه ی پاسخ گویی به تلفن همواره دارای اهمیت بوده است، با این حال برخی از شرکت ها هیچ تلاشی برای آموزش آداب پاسخ گویی تلفنی به کارمندان، از خود نشان نمی دهند 

 

در قرن بیست و یکم به سر می بریم. آیا می دانید که کارمندان شما چگونه پاسخ گوی تماس های تلفنی شرکت تان هستند؟ نحوه ی پاسخ گویی به تلفن همواره دارای اهمیت بوده است، با این حال برخی از شرکت ها هیچ تلاشی برای آموزش آداب پاسخ گویی تلفنی به کارمندان، از خود نشان نمی دهند. این بی توجهی ها در بیش تر مواقع نتیجه ای جز شکست در تجارت، آزار مشتریان و از دست دادن فرصت های تازه نخواهد داشت. در این نوشتار سعی شده است به مواردی که بیش ترین تاثیر نامطلوب را بر تجارت تلفنی می گذارند، اشاره شود. این موارد براساس تجربیات موسسه ی "دکتر تلفنی" واقع در بخش مرکزی شهر "سن لوییس" در طول دو دهه فعالیت این موسسه به دست آمده است.

پیش از پرداختن به این موارد یادآوری این نکته ضروری است که نزدیک به ۹۴ درصد مشتریان شیوه ی پاسخ گویی ماشینی (منشی تلفنی) را بسیار نامطلوب و حتا گاه نامحترمانه می خوانند. در زیر به ۱۰ مورد از پاسخ گویی های مخرب در تجارت تلفنی اشاره می شود؛ البته پاسخ گویی به شکل "نه! نه! گوشی را نگه دارید"، در دسته ی این گونه پاسخ گویی ها قرار می گیرد. به یاد داشته باشید که رعایت ادب در پاسخ گویی به تلفن، همانند رعایت دیگر موارد اخلاقی به طور چشم گیری افکار عمومی را نسبت به شما تغییر می دهد. آن گونه که شخصیت اخلاقی شما اجازه می دهد با دیگران رفتار کنید. بنابراین اگر خواهان حفظ و افزایش مشتریان خود هستید، به کارمندان تان گوشزد کنید، از موارد زیر در پاسخ گویی به مشتریان پرهیز کنند:

۱-سیاست ما این نیست؛

این بهانه که متاسفانه در بیش تر موقعیت ها شنیده می شود بیش تر برای رفع تکلیف در برابر شکایات و نیازمندی هاست؛ که نه تنها یک ضعف اخلاقی به شمار می آید، بلکه مسوول سیاست های یک مجموعه را نیز زیر سوال می برد. حال قضاوت کنید ناخرسندی مشتریان را در برابر سیاست یک موسسه چه گونه می توان توجیه کرد؟ اگر کارمندی نمی تواند پاسخ گوی نیاز مشتریان باشد یا این که به شکایتی رسیدگی کند باید ضمن مشورت با مافوق خود بهره گیری از نصایح و تجربیات او به بینشی مناسب دست یابد تا بتواند مشتری ناراضی خود خوشحال و راضی نگه دارد. در این صورت می توان در هر مرحله از تجارت آگاهی های لازم را در اختیار مشتری قرار داد.

۲-از حوزه ی اختیارات من خارج است و یا کار من نیست؛

همان گونه که می دانیم تک تک افراد مشغول به کار در یک موسسه، باید همیشه آماده ی پاسخ گویی به نیازهای مراجعان باشند یا دست کم اطلاعات اندکی درمورد نیازهای یک مشتری داشته باشند. برای این کار می توانید نخست شماره تماس مشتری را از وی دریافت کنید، سپس با مدیر مربوط در مورد موضوع مشورت کنید و پس از یافتن راه حل در زودترین هنگام با مشتری تماس بگیرید.

۳-ممکن است در زمان بهتری تماس بگیرید؟ الان به هیچ وجه وقت ندارم؛

این جمله می تواند به شدت در تجارت کاستی ایجاد کند. اما کارکنان بیش از آن که فکرش را بکنید از آن استفاده می کنند. این گفته همیشه مثل تلنگری به ذهن مشتری است تا از خود بپرسد: "مشغول به چه کاری بوده اند؟ یا "آیا من در زمان صرف غذا تماس گرفته ام؟" مطمئن شوید که هیچ یک از کارکنان شما چنین جمله ای یا حتا جملات مشابه آن را به کار نمی برند.

۴-کامپیوتر من از کار افتاده است یا سرورهای ما دچار مشکل شده اند.

در واقع این مشکل نه تنها مشکل مشتریان نیست بلکه دلیلی برای معلق کردن خدمات نیز به شمار نمی آید. تجارت چه با نظارت افراد آگاه چه بدون آن، راه خود را پیش می گیرد. اما به هر صورت اگر مشکلی با کامپیوتر خود دارید باید از مشتری خود عذرخواهی کنید و ناتوانی خود را از کمک به آن ها ابراز کنید، سپس شماره تماس مشتری را یادداشت کنید و به محض رفع شدن مشکل با او تماس بگیرید و به او کمک کنید.

۵-پیام من را دریافت نکردید؟

آن زمان که تلفن ها را خود اشخاص جواب می دادند و فناوری عرصه ی ارتباطات را قبضه نکرده بود، اشخاص همیشه به نحوی می توانستند ادعا کنند که پیامی به دست شان نرسیده است. اما امروزه با پشرفت فناوری و با وجود دستگاه هایی که این پیام ها را نمایش می دهند، این امر امکان پذیر نیست. همچنین نمی توان در آن هنگام که پیامی وجود ندارد تظاهر به پاسخ گویی به یک پیام کرد. اگر نمی توانید به پیامی به موقع و مودبانه پاسخ دهید، شایسته ترین کار عذرخواهی است. این روش بیش تر درمورد کسانی صادق است که عادت دارند در هنگامی که افراد به شبکه متصل نیستند مانند ساعت ۷ صبح و هنگام ناهار و ساعت ۱۰ شب؛ آن هنگام که احتمال حضور نداشتن فرد در شبکه زیاد است، پیام بفرستند. اما صحبت کردن از پیامی که هرگز ارسال نشده است، بسیار باورنکردنی است؛ چرا که دستگاه پیام نما همه ی پیام ها را به نمایش می گذارد.

۶-قبل از تماس با شما در انتظار به دست آوردن اطلاعات بیش تر بودم.

این جمله بهانه ای آشکار بیش نیست. همه می دانند که این هم شیوه ای برای گمراه کردن مشتری است. اگر قصد شما در واقع جمع آوری اطلاعات بیش تر باشد، حتما پیام الکترونیکی یا پیام صوتی فوری در این باره برای شخص ارسال خواهید کرد. این همان کاری است که هر کارمند باتجربه آن را نجام خواهد داد. با این بیانیه شما به گونه ای به مشتری خود توهین کرده و به او ناخواسته فهمانده اید که یا طرح و برنامه ی وی را در اولویت کاری قرار نداده اید و یا شما فردی شایسته برای انجام این کار نبوده اید. به هر حال اگر قصد پرهیز از پاسخ گویی به شخصی را دارید در این کار خلاقیت بیش تری به خرج دهید.

۷-سلام "پت" یا "سم" یا "مورگان" یا "تایلر" تشریف دارند؟

"کریس تسیر" (chris Tessier) مدیر روابط عمومی شرکت "پیتنی بوز" در استانفورد می گوید: "امروزه اسامی مشترک بین زن و مرد زیاد شده است. "سم" خلاصه ی اسم "سمانتا" است. اگر شما به اشتباه با شخصی تماس بگیرید که او نیز "سم" باشد، در مدت زمان کوتاهی متوجه می شود که تماس، به اشتباه برقرار شده است. پیش از برقراری این گونه تماس ها باید در صفحه ی وب شرکت ها فرد مورد نظر را جست و جو کنید و یا تحقیق کاملی درباره ی او داشته باشید. وظیفه ی خود را به خوبی انجام دهید تا بتوانید با اطمینان نام کامل افراد را به کار برید."

۸-لحظه ای صبر کنید تا صدای شما را بر روی بلندگوی تلفن بگذارم.

برای این کار هم چون کلید انتظار تلفن باید از مشتری اجازه بگیرید. بسیاری از متخصصان گمان می کنند که اگر مشتری به آن ها اجازه ی این کار را بدهد دیگر هیچ مشکلی وجود ندارد اما من، به شخصه، با این گونه مکالمات تلفنی مخالفم و آن ها را زشت و ناپسند می دانم. چون با استفاده از بلندگو به هر حال به خوبی نمی توان صدای مشتری را شنید و یا حتا تشخیص داد که چه کسی در حال صحبت است. به علاوه هیچ گاه متوجه نمی شوید که آیا کسی در حال استراق سمع مکالمه ی شما هست یا نه؟

۹-مطمئنم که او با شما تماس خواهد گرفت.

هرگز از طرف دیگران قول ندهید به عقیده ی من این کار بدین تنها برای اثبات وفاداری و خوش خدمتی انجام می شود. شما فقط باید در مورد رساندن پیام به شخص مورد نظر وفادار باشید نه این که درباره ی تماس او با مشتری قولی دهید. قول دادن در مورد توجه دیگران به پیام مشتری به شما هیچ ارتباطی ندارد. چرا که اگر شخص با مشتری تماس حاصل نکند، شما مشتری را به گونه ای از خدمات خود نا امید کرده اید. چه بسا که موجبات رنجش او را فراهم کنید.

۱۰-همین الان از مراسم به خاک سپاری مادرم بازمی گردم.

من هرگز فکر نمی کردم که بیان اتفاقات غم انگیز به دیگران ضرورت داشته باشد. اما این مورد را خود تجربه کرده ام. روزی با یک فروشگاه اینترنتی برای خرید تماس گرفتم، اما آن ها تا ۳ هفته ی بعد جنس مورد نیاز را به من عرضه نکردند. پس از تماسی دوباره با مالک فروشگاه، اولین جمله ای که به زبان از وی شنیدم این بود: "درگیر مراسم به خاک سپاری مدیر فروشگاه بودیم" و چند لحظه بعد ادامه داد "اکنون از مراسم به خاک سپاری مادرم برمی گردم" برداشت من از این موضوع این بود که او تمام هم دردی های مرا پذیرفت اما دیگر فراموش کرد که من یک مشتری هستم. به خاطر داشته باشید که هیچ گاه مسایل شخصی را وارد مکالمات تجاری نکنید مگر این که مدتی مدید از زمان دوستی شما با یک مشتری گذشته باشد.

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:55 |

 

گرچه ايده هاي جديد با تغيير وضع موجود ، کارها را آسانتر مي کنند ؛ اما قطعا با خطرات بيشتری همراهند معمولا همه ی افراد از سطوح پايين تا سطوح بالا با ايده هاي جديد مخالفت مي کنند . دسته اي ازمردم که آينده را استمرار گذشته مي دانند , با ايده هاي نو و خوب مخالفند و مي گويند ايده هايي که ما را تا اينجا رسانده اند , براي ادامه راه نيز کافي هستند .

در قرن شانزدهم گاليله نيز با همين مشکل روبرو بود او معتقد بود خورشيد مرکز منظومه شمسي است . براي اثبات اين نظريه , گاليله رهبران وقت را به بالاي برج ” سن مارکو “ برد وبا دوربين مخصوص خود , به آنها نشان داد که زمين به دور خورشيد مي چرخد و نه برعكس . اين نظريه برخلاف همه باورهاي رايج آن زمان بود و با آن به شدت مخالفت مي گرديد , بالاخره هم در آن زمان نظريه او کنار گذاشته شد . اما سوال اين است ” چرا مقاومت در مقابل تغيير ؟ “ فرقي نمي کند که مقاومت در قرن شانزدهم باشد يا بيست و يكم , سوال اساسي اين است که “ چه چيزي باعث مي شود که ما ايده هاي جديد را نبينيم , نفهميم و نپذيريم ؟

 “ هر يك از تغييرات در دهه هاي اخيردر مراحل تكوين خود با مقاومت هاي جدي مواجه بودند . يكبار ديگر اين سوال مطرح مي شود : چه چيزي باعث مي شود که ما ايده هاي جديد را نفهميم , نپذيريم و يا با آنها مخالفت کنيم ؟ اگر پاسخ آن را بدانيم از پذيرش بيشتري در برابر نوآوريها برخودار مي شويم و آينده بهتري خواهيم داشت , پاسخ تمام اين سوالات به پارادايم مربوط مي شود .

 

پارادايم

برای پارادايم معنايي مانند الگو يا مدل مطرح شده است , اما اين کلمه معاني ديگري دارد ” توماس کن “ يكي از کساني است که در کتاب خود از کلمه پارادايم براي توضيح ساختار انقلاب علمي استفاده کرده است او بررسي نمود که دانشمندان چگونه پارادايم هاي خود را تغيير داده اند و اين تغيير چه نتايجي در برداشته است . آنچه که وي بدان دست يافت , ما را در چگونگي برخورد با تغييرات ياري مي كند . بنابر کشف توماس کن پارادايم ها به مثابه فيلترهايي هستند که داده ها را تصفيه مي کنند و افراد فقط آن دسته از داده ها را دريافت مي كنند و مطلوب مي پندارند که موافق پارادايم هاي آنها باشد . او همچنين تاثير منفي پارادايم ها رانيز کشف کرد . برخي افراد اساسا اطلاعاتي را که موافق پارادايم هايشان نباشد درك نمي کنند , بعضي اوقات نيز به جاي پذيرش استثنائات سعي دارند اطلاعات را طوري دستكاري کنند تا با پارادايم هايشان سازگار باشد . ما در زندگي خود فقط آن دسته از داده ها را که موافق با پارادايم هاي خود بيابيم مي پذيريم و بقيه را رد مي کنيم ؛ در نتيجه ممكن است موضوعي از نظر فردي کاملا واضح باشد و آن را بپذيرد و همان موضوع از نظر فردي با پارادايم ديگر غيرقابل قبول باشد . اين پديده را تاثير پارادايم مي ناميم . سازمانها زيادي را ديده ايم که از درك شرايط جديد ناتوان بوده وبه بيراهه رفته اند . به هر حال تاثير پارادايم مي تواند ما را در يافتن راه حل مشكلات ناتوان سازد . پارادايم ها هميشه با ما هستند و مانع پيش بيني موفقيت آميز آينده خواهند شد , چون ما آينده را با عينك پارادايم هاي قديمي مي بينيم .

 

يكي از مخترعان در سال ١٩٣٠ تلاش کرد تا ايده خود را به شرکتها بقبولاند ولي موفق نشد و سرانجام ابتكار خود را به يك شرکت عكاسي ارائه کرد , او در اين ايده , صفحه فلزي مخصوصي را روي صفحه شفافي گذاشت و آنها را در معرض نور قرار داد , سپس پودر سياهي رابرروي صفحه ريخت , آنچه که برصفحه باقي ماند , تصوير کم رنگ عكسي بود که روي صفحه قرار گرفت . او در حقيقت تصويري از آن عكس ايجاد کرده بود که امروزه آن را زيراکس مي ناميم . آن ايده مورد قبول آن شرکت قرارنگرفت و مخترع آن يعني ” چشتر کارستون “  بي نتيجه از آن جا خارج شد , اما آيا امروز مي توان شرکتي را يافت که بي نياز از دستگاه تكثير باشد . آنجه باعث شد آن شرکت ايده زيراکس را نپذيرد , اين بود که باپارادايم قبلي اش سازگار نبود , آن شرکت نمي توانست ماوراي پارادايم هاي خود را ببيند . در نتيجه اين شرکت يكي از سودآورترين صنايع قرن بيستم يعني زيراکس را از دست داد .

 

تغيير پارادايم

دريك جلسه سخنراني از مديران خواسته شد تا برداشت هاي خود را در خصوص کيفيت محصولات دهه ۶۰ کشور ژاپن اعلام نمايند پاسخ ها اين بود ، نامرغوب , ارزان , کيفيت پائين , تقليد ضعيف , و تكنولوژي پائين . حال اگر سئوال براي محصولات دهه ٨٠ ژاپن تكرار شود اين پاسخها شنيده مي شود : کيفيت عالي , تكنولوژي پيشرفته , گران قيمت , نوآور و باارزش . همانطور که ملاحظه مي شود جواب کاملا برعكس مي باشد . اين تغييرات , تغيير در پارادايم ها را نشان مي دهد .  يك حقيقت مهم و عميق در پشت پرده تمام مثالهايي که در مورد پارادايم مطرح شد وجود دارد که آن را قانون ” برگشت به صفر “ گويند ؛ که به اين معني مي باشد : با تغيير پارادايم همه به وضعيت صفر باز خواهند گشت ؛ اصلا مهم نيست که سهم سازمان شما از بازار چه ميزان مي باشد يا شهرت شما چقدر است يا در ارتباط با پارادايم پيشين تا چه ميزان کارآزموده باشيد , با ظهور پارادايم جديد شما به وضعيت صفر باز خواهيد گشت . موفقيت شما در گذشته هيچ چيز را براي شما تضمين نمي کند . ممكن است تصور کنيد که اين کلمه اغراق آميز است , بنابراين مثالي مطرح مي شود .

البته کشور سوئيس که براي بيش از ١٠٠سال سرآمد کشورها در ساعت سازي و مسلط بر بازار بود و ٨٠ درصد سود اين صنعت و ۵۶ درصد سهم بازار را در اختيار داشت ؛ ١٠ سال بعد سهم آن از بازار به کمتر از ١٠در صد تنزل يافت و سه سال بعد از آن ۵۰ هزار از ۵۶ هزار کارگر شاغل در صنعت ساعت سازي اخراج شدند .

امروز کدام کشور برصنعت ساعت سازي جهان تسلط دارد ؟ البته کشور ژاپن . در سال ۱۹۸۶ آنها هيچ بخش از بازار را در اختيار نداشتند . اما چه شد که سوئيس با آن سابقه درخشان با اين سرعت نابود شد؟ پاسخ ساده و آسان است , آنها با تغيير پارادايم , در وضعييت صفر قرار گرفتند . آيا مي دانيد که ساعت هاي الكترونيكي توسط خود سوئيسي ها اختراع شدند ؟ اما آنها در سال ۱۹۷۶ ايده ساخت ساعت به شكل جديد را به اين دليل که با طرز کار ساعتهاي قديمي ومكانيكي فرق مي کرد نپذيرفتند , در همان سال محققان سوئيسي اين نوع ساعت ها را در کنگره سالانه ساعت به جهانيان عرضه کردند و کارشناسان شرکت هاي ژاپنی ساعت جديد را به دقت ديدند و آن را توليد کردند و سپس واقعه حذف سوئيس از بازار ساعت رخ داد . واقعا چرا سوئيسي ها از اختراع اعجاب انگيز مردم خود قدر داني نكردند ؟ علت را بايد در قدرت تاثير پارادايم ها در پذيرش ايده هاي جديد جستجو کرد .

 

 هنر کشف آينده ، مولف : ژول بارکر

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:54 |

 وقتی سایتی را می بینید و از طراحی آن خوشتان می آید، دنبال طراح آن بگردید. اطلاعاتی از این قبیل در پایین صفحه می آِیند، یا می توانید با شرکت مورد نظر تماس گرفته و اطلاعات کسب کنید. 

● چند نکته برای طراحی و آغاز یک سایت موفق برای کسب و کار آفلاین شما

امروزه کارت ویزیت شما وب سایت تان می باشد. هنگامی که مردم در مورد شرکت شما می شنوند مایلند به صورت آنلاین و در هر زمانی که مایل باشند در مورد شما بیشتر بدانند. آنها می توانند از این طریق برای شما email بزنند و یا در صورت ارائه محصولات، سفارش دهند. درحقیقت، با میزان داد و ستدی که روی سایت انجام می شود، هیچ تعجبی ندارد که چرا بیزینس های کوچک به سمت تجارت اینترنتی خیز برداشته اند.تصمیم گیری برای راه اندازی یک وب سایت برای صاحبان تجارت در عرض یک دهه از "اگر" به "وقتی" تبدیل شده است. اگرچه تعداد ویزیتورهای سایت نیز در همین مدت تغییر یافته است. وب سایت های پیش پاافتاده و با دیزاین ضعیف دیگر قابل قبول نیستند. سایتی که برای بیزینس خود طراحی می کنید، مهری بر اعتبار آن است. بنابراین، پروسه طراحی و به راه اندازی سایت می باید جدی گرفته شده و به آن به عنوان سرمایه گذاری جدی نگاه شود.

اگر می خواهید در تجهیزات و وسائل نقلیه و یا حتی کارمندان جدید سرمایه گذاری کنید، باید زمان کافی برای انتخاب بهترین، موثرترین و باکیفیت ترین داشته باشید. مطمئنا شما اولین وسیله نقلیه ای را که ببینید خریداری نمی کنید یا اولین فردی را که به اداره شما قدم بگذارد استخدام نمی نمایید. همین دقت و توجه را هنگام برگزیدن طراح وب داشته باشید.

● در زیر نکاتی برای یافتن طراح وب مناسب ارائه شده اند:

برای یافتن طراح وب مسابقه ندهید. عجله برای چیست؟ پیدا کردن طراح وب مناسب همانند یافتن یک آرشیتکت برای ساختن دفتر اداره جدید می باشد. زمانی که در وب سایت های مختلف می گذرانید، از دوستان می پرسید، در کالج ها جستجو کرده و رزومه ها را مطالعه می کنید، ارزش زیادی دارد اگر بدانید بعدها هزینه زیادی باید صرف کنید وقتی طراح وب ناواردی به سایت شما لطمه زده و مجددا می باید سایت را از ابتدا طراحی کنید!

وقتی سایتی را می بینید و از دیزاین آن خوشتان می آید، دنبال طراح آن بگردید. اطلاعاتی از این قبیل در پایین صفحه می آِیند، یا می توانید با شرکت مورد نظر تماس گرفته و اطلاعات کسب کنید. اگر آنها از کار طراح وب خود راضی باشند مطمئنا شما را راهنمایی می کنند. اگر در حال تصمیم گیری بین چند طراح می باشید، به دقت نمونه کار هریک را بررسی و رزومه هرکدام را مطالعه کنید.

با خود نمونه همراه داشته باشید. در وب بگردید و قبل از آنکه به دفتر طراح وب قدم بگذارید، مواردی را که دوست دارید یا نمی پسندید معین کنید. اگر در مورد UI سایت خود نظری دارید با وی در میان گذارید حتی اگر نظر شما ناشیانه باشد. طراحان وب اصولا خلاق هستند اما اگر به آنها در مورد طرح سایت نکاتی ارائه ندهید، خودشان آن را بدون ورودی از جانب شما خلق می کنند.

یادداشت بردارید. قبل از امضای قرارداد با طراح سایت از صحبت ها یادداشت برداری کنید. تمام یادداشت ها را حفظ کرده و email ها و ارتباطات مکاتبه ای را نگهداری کنید. اینها در هنگام بررسی کار و اینکه چه مواردی قرار بوده اضافه شوند و... به کار می روند. با مرور اینها شما می توانید روند کار را در کنترل داشته باشید.

آیا باید از یک شرکت طراحی وب استفاده کنم یا یک برنامه نویس مستقل را استخدام نمایم؟ شرکت های طراحی وب تنها انتخاب شما برای راه اندازی وب سایت نیست. برنامه نویسان زیادی هستند که می توانند برای شما و با هزینه کمتر سایت طراحی کنند. بسیاری از این برنامه نویسان پیش از این با شرکت های طراحی وب کار می کرده است.

البته این کار محاسن و معایب خود را نیز دارد. درسته که برنامه نویسان هزینه کمتری از شما دریافت می کنند اما بسیاری از تجربیات و مهارت های یک طراح وب را ندارند. بسیاری از شرکت های طراحی وب برنامه نویسان را استخدام می کنند تا با مشتری صحبت کرده و نیازهای وی را بررسی کنند.اگر مایل بودید از برنامه نویسان استفاده کنید مجددا از همان پروسه انتخاب طراح وب استفاده کنید. البته بهتر است برنامه نویس را کسی به شما معرفی کند که به وی اعتماد دارید.

ویرایش و تغییرات. زمانی که با یک شرکت طراحی قرارداد می بندید متاثر از برنامه زمانی آنها هستید. ممکن است تغییرات مورد نظرتان را بیان دارید اما زمانی بیش از انتظار شما طول می کشد تا آنها اعمال شوند.

برخی شرکت ها ابزار مدیریتی برای سایت دارند و شما می توانید تغییرات ساده رزا خود اعمال کنید. این تکنولوژی ممکن است کمی گران باشد اما ارزش دارد زیرا شما کنترل سایت خود را در دست دارید.

بدانید برای چه چیز پول می دهید. تعیین look & feel سایت و طراحی سایت دو پروسه جدا از هم در ابتدای راه اندازی یک سایت می باشند. از مفاد قرارداد و هرآنچه که قرار است بابت آن پول اضافه بپردازید کاملا مطلع باشید. اگر بخواهید سیستم خبرنامه الکترونیکی داشته باشید، آیا باید پول بیشتری بپردازید؟ آیا بابت هر تراکنش باید پولی پرداخت نمایید؟ آیا پذیرفتن پرداخت با کارت اعتباری برروی سایت هزینه ای برای شما خواهد داشت؟ اینها سوالاتی هستند که شما باید در هنگام تعیین قیمت و خروجی های کار بپرسید.

ممکن است مجبور شوید خودتان مباحث مربوط به Merchant Account را انجام دهید و برنامه نویسان خودتان آن را در سایت بگنجانند. "تجارت اینترنتی" یعنی وب سایت امکان پرداخت با کارت اعتباری داشته و این یعنی از Merchant Account استفاده کند. Merchant Account بانک شما را به سایت شما و به شرکت کارت اعتباری شما و در نهایت به مشتریان شما متصل می کند. تامین کنندگان Merchant Account زیادی موجودند شما باید یکی را برگزیده، ماهانه مبلغی برای نگهداری این حساب پرداخته و بابت هر تراکنش مبلغی بپردازید. شما باید یک قرارداد طولانی مدت با بانک خود و تامین کننده Merchant Account ببندید. پرداخت آنلاین آخرین چیزی است که شما باید قبل از تبلیغات برای سایت تان به آن بپردازید!

صبور، اما دقیق باشید! طراحی یک وب سایت حرفه ای پروژه یک شبه ای نمی باشد. برای ایجاد سایت دلخواه شما زمان لازم است. هر روزی که شما و طراح برروی دیزاین سایت سپری می کنید، روزی است که شما را از تبلیغ برای سایت، جلب بازدیدکننده، یا فروش آنلاین باز می دارد. صبور باشید اما همواره زمان بندی را مدنظر داشته باشید.

همچنین پیشنهاد می کنم که یک وکیل متخصص در امور تجارت اینترنتی استخدام کنید. زیرا شما می باید "سیاست سایت" را تعیین کنید و برای مشکلات قانونی که ممکن است پیش بیایند نیاز به مشاوره حقوقی دارید.

وب سایت خود را یک ویترین در نظر بگیرید. اگر شما یک خرده فروش در مغازه بودید،

۱) یک طرف قرارداد مناسب می یافتید؛

۲) تعیین می کردید بیزینس شما به چه صورت در معرض دید قرار گیرد و شامل چه مواردی باشد؛ برای وب سایت خود نیز این دو مورد را در نظر بگیرید.

ایجاد وب سایت برای تجارت اینترنتی پروژه ای جذاب و ارزشمند است. این کار را در اولویت اول قرار دهید زیرا بدون آن تجارت اینترنت عملا معنا و مفهوم و جذابیتی ندارد.

  

منبع خبر : واحد پژوهش و تحقیق MLM 

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:54 |

مدیریت روابط مشتری یا CRM، چالش بزرگی برای تمامی شركتها در صنایع مختلف است. 

مدیریت روابط مشتری یا CRM، چالش بزرگی برای تمامی شركتها در صنایع مختلف است. مقالهی حاضر، روشهای چهار برندهی بزرگ در زمینهی جمع آوری و استخراج دادههای مشتریان به منظور كسب ارزش واقعی را، به اختصار ارایه میدهد. آیا واقعاً بهتر نبود چنانچه تنها یك بار، یكی از خدمههای شركتهای مطمئن هواپیمایی بابت گم شدن بار یا چمدان شما و یا به خاطر تأخیر در پرواز، عذرخواهی خالصانه و بی پیرایهای را به شما تقدیم میكردند؟ چنانچه با خطوط هواپیماییContinental و با سرویس first class پرواز كنید، در صورت وقوع چنین مواردی، حتماً از شما عذرخواهی به عمل خواهد آمد. از سال ۲۰۰۱، بخش حمل و نقل مستقر در Houston با توجه به نظرات و پیشنهادهای مشتریان، در حال ارتقای گزارشهای مربوط به پروازها است.

 این گزارشها درست پیش از پرواز با تمامی جزییات مربوط به مسافران آن پرواز، به مهمانداران ارایه میشود. به عنوان مثال، علاوه بر این كه مشخص میشود كه هر مسافری چه نوع غذایی را دوست دارد و در پروازهای قبل چه چیزی سفارش داده است، گزارشهای تفصیلی مشتریان مهم و تك تك جزییات مربوط به هر یك را نیز نشان میدهد. برای نمونه، آیا در پروازهای اخیر، با مشكل گم شدن بار یا تأخیر در پرواز مواجه بودهاند یا خیر. به كمك این اطلاعات، مهمانداران میتوانند در طول پرواز به مسافران نزدیكتر شده و مثلاً برای پروازهای پیشین بابت هر نوع مشكلی كه برایشان به وجود آمده بوده است تك به تك و رو در رو عذرخواهی كنند. چنین سرویسهای اختصاصی با سطح ارتباط بالا به طور حتم باعث افزایش درجهی وفاداری مشتری میشود و به خصوص در میان مشتریان دایمی و ارزشمند این خط هوایی در نهایت منتج به سود شركت خواهد بود. شركت Continental مشتریان را از جنبهی میزان منفعت زایی، به گروههای مختلف طبقهبندی میكند: این خط هوایی از زمان استقرار سیستم جدید خود، درآمد حاصله از هر مشتری باارزش را كه بالغ بر ۰۰۰/۴۰۰ مشتریست، ۲۰۰ دلار و بابت هر مشتری سودآور كه ۰۰۰/۳۵ نفر هستند، ۸۰۰ دلار گزارش كرده است و این موفقیت، ثمرهی ارایهی سرویس بهتر بوده است. از اواسط دههی ۱۹۹۰، شركتها در تلاش برای نوسازی و ارتقای دادههای مربوط به مشتریان و معاملات تجاریشان بودهاند. آنها به ارزش این دادهها واقف هستند، اما واقعاً نمیدانند كه چگونه این اطلاعات و دادهها را به صورت مؤثر و كارا استخراج و بهرهبرداری كنند. تلاشهای بسیار این شركتها معمولاً مشتمل است بر ساخت پایگاههای عظیم اطلاعاتی، صرف میلیونها دلار برای سیستمهای CRM و تغییرات طاقت فرسایی كه مربوط به ابتكارات و خلاقیتهای مدیریتی میشود كه البته در اغلب موارد این نتایج خیلی درخشان نیستند. چهار شركتی كه امسال برندهی جایزهی Enterprise value Award شدهاند، روشهایی را برای استخراج و بهره برداری مؤثر از دادههای تجاری و مشتریان پیدا كردهاند كه به مزایای شركت افزوده شده است. خدمات مدیریت آكادمیك یا AMS (Academic Management Services) كه عرضه كنندهی وامهای دانشجویی است و توسط Sallie Mae در نوامبر ۲۰۰۳ پایهگذاری شده است، در اوایل سال ۲۰۰۱ كسب و كار خود را از طریق توسعه و بسط رابطی (Interface) برای سیستمهای اطلاعاتی محصولات و مشتریان گوناگون به سوی بازار وامهای مختلط پرسود، توسعه داده است. شركت كاریابی Korn/Ferry International، كسب و كار ارزیابی و تعیین سطح مدیریت را كه متخصص ارزیابی استعداد مدیران اجرایی و همچنین كار تحقیقات اجرایی است، به وسیلهی ایجاد سیستمی كه فرآیندهای كاملاً خصوصی شركت را برای درجه بندی ظرفیتها و قابلیتهای راهبری مدیران و معاونان اجرایی خودكار میساخته، حفظ كرده است. هر دو خط هوایی continental و فروشگاه تعاونی Ace Hardware یك پایگاه دادههای بازرگانی enterprise data warehouse)) تشكیل دادهاند كه سطح وفاداری مشتری را از طریق عملیاتهای بازاریابی هدف گذاری شدهی كاراتر و مؤثرتر ارتقا داده است. ضمن این كه سودآوری نیز از طریق ساختارهای قیمت گذاری قویتر، افزایش یافته است. درآمد هر یك از این شركتها از ساخت سیستمهای بالا بوده است: هر دو شركت مذكور، چندین میلیون صرف این پایگاههای اطلاعات كردهاند. اگر این سیستم ابداعی شركت Korn / Ferry به طور مؤثر عمل نمیكرد، هم اعتبار و هم سهم بازار را از دست میدادند، زیرا وقت و هزینهی بسیاری برای این سیستم صرف كرده بودند. اگر چه مؤسسهی AMS یك سرمایهی اولیهی ۵۰۰/۳۱۱ دلاری را تنها برای تجهیز رابطها و زیر ساختهای لازم سیستم CRM خود پرداخت كرده است، اما در عین حال وجوه بیشتری را برای ساخت یك مركز Call center كه تماماً وابسته به ICE بوده، صرف كرده است. اثر بخشی و موفقیت این شركتها ناشی بوده است از این كه آنها در ابتدا نیازها و اهداف كسب و كار خود را تجزیه و تحلیل كردهاند و سپس فرآیندها و پروسههای تجاری - بازرگانی موجود را به منظور اخذ مزایای دادهها و اطلاعات در دسترسی، مهندسی مجدد كرده و دست آخر تكنولوژی را در جایی استفاده كردهاند و در مسیری قرار دادهاند تا هم برای استفاده و پشتیبانی نیازهای كاربران آسان باشد و هم برای اهداف شركت.

نیازهای كسب و كار خود را تجزیه - تحلیل كنید

تمامی تلاش این شركتها برای استخراج و استفاده از ارزش اطلاعات و دادههای مشتریان به وسیلهی ابداعات سازمانی استراتژیك پشتیبانی میشود. آنها ابتدا نیازهای كسب و كار خود را شناسایی كرده و سپس سیستمهای خود را گسترش دادهاند.شركت Ace Hardware تشخیص داده است كه به منظور رقابت با فروشگاههای خردهفروشی بزرگی نظیر Home Depot and Low و تعاونیهای دیگری نظیر TruServ وDo it Best، میباید كه هر چه بیشتر و بیشتر بر روی خرده فروشها و مشتریان جزء تمركز میكرده است. از زمان آغاز به كار واحد I ۱۱ Oak Brook در سال ۱۹۲۴ تا اوایل دههی ۱۹۹۰، شركت Ace به طور مشخص و اساسی به صورت یك عمده فروش عمل میكرده است، یعنی كالاها و اجناس مختلف را در حجم بالا خریداری و آنها را دوباره بین ۵۰۰۰ فروشگاه مستقل توزیع میكرده است. از آن جایی كه این شركت بیش از حد بر جنبهی عمده فروشی در كار خود تأكید میكرده، طبیعتاً از عملكردهای خرده فروشی خود هیچ تصور و دركی نداشته است. شركت Ace به پایگاه دادهها به عنوان روشی برای جمعآوری و تجزیه و تحلیل دادههای مكان فروشی (Point - of - sale data: Pos) از فروشگاهها مینگریسته است. چالشی كه این شركت با آن مواجه بوده، متقاعد كردن یاورانش (یا فروشگاههایی كه با این شركت كار میكردهاند) برای شركت در تسهیم اطلاعات pos بوده است. به این معنی كه كلیهی اطلاعات مشتریان را ثبت كرده و دراختیار شركت قرار دهند.از سوی دیگر، در شركت AMS، مدیران اجرایی شركت، روند كاهش نرخ بهره در سال ۲۰۰۰ را به عنوان فرصتی برای بسط سهم بازار شركت از طریق ورود به بازار وامهای مختلط دانستهاند.این شركت به روشی نیاز داشته تا بتواند از میان مشتریان موجود، كاندیداهای واجد شرایط را برای اعطای وام، شناسایی كند و همچنین برای كمك به پشتیبانی كسب و كار جدیدش، نیازمند ایجاد یك سیستم Call – service بوده است. John Mariono، مدیر انفورماتیك شركت AMS و دو همكارش پیشنهاد دادهاند كه رابطی را برای ۶ سیستم External , Internal پیاده كنند تا نمایندهها درcall centerها امكان ارایهی خدمات به مشتریان را داشته باشند. سیستم ICE به نمایندگیهای خدمات وام كمك میكند كه مشخص كنند كدام یك از قرض گیرندگان سرویسهای وام شركت Perkins برای وام مستعد و واجد شرایط هستند. Moriano میگوید: «ما به جای خرید Leads در بازار آزاد، Leadsهای خود را با استخراج دادههای داخلی Internal، خلق كردهایم». شركت Korn / Ferry میدانسته كه در یك فضای اجرایی استخدامی، مزیت رقابتی (competitive advantage) تنها زمانی حاصل خواهد شد كه شركت فراتر از برنامههای تحقیقی اجرائی، ارایهی خدمات خود را به خدماتی مانند برنامههای مشاورهای بیشتر، خدمات مدیریت سرمایهی انسانی مانند ارزیابی مدیریت راهبری، تخمینهای مربوط به تواناییهای حرفهای و راهبری مدیران ارشد و مدیران اجرایی، بسط و گسترش دهد. البته در همان مقطع، زمانی كه شركت شروع به توسعهی سیستم جدید خود كرد، از یك روش و سیستم ارزیابی مدیریت استراتژیك استفاده میكرده، اما آن فرآیند كه آنها برای برآورد عملكرد تك تك كاركنان یا تیم مدیریت از آن استفاده میكردهاند، دستی (paper - based) بوده است نه به صورت مكانیزه و كامپیوتری. اگر چه فرآیند برآورد مدیریت راهبری پرزحمت بوده، اما شركت korn / ferry مطمئن بوده است كه این فرآیند، مزیتی رقابتی است. تنها كافی بوده است كه روشی را پیدا كنند كه این فرایند برای مقیاس بزرگ و در حجم بالای كار و اطلاعات، راحتتر مورد استفاده قرار گیرد. معاون ارشد و مدیر انفورماتیك شركت، Dan Demeter، راه حلی مبتنی بر استفاده از اینترنت خلق كرده است كه میتوانسته فرآیندهای ارزیابی و برآورد را خودكار كند. در حال حاضر، مشاوران در كار ارزیابی مدیریت، به آسانی میتوانند دادهها و یا تخمینهای خود را برای موكلان، از طریق Email ارسال كرده و بهسرعت و به سادگی هر چه بیشتر، نتایج این برآوردها را با استفاده از سیستم برآورد و ارزیابی مدیریت یا Management Assessment system جدول بندی كنند. شركت continental تمایل زیادی دارد تا رتبهی خود را در این صنعت رقابتی، از طریق روزآمد ساختن EDW بالا برد. زمانی كه شركت، EDW را برای اولین بار در ۱۹۹۸ تأسیس كرد و گسترش داد، هدف اصلی و اولیهی آن، جمع آوری دادهها و اطلاعات از ۲۷ سیستم مختلف و یك جا كردن آنها بوده به منظور این كه شركت بتواند به درستی میزان درآمد را پیشبینی كند. شركت Continental با تست كردن ۳۰.۰۰۰ مشتری، به این نتیجه رسیده است كه آن دسته از مشتریانی كه برایشان نامهی عذرخواهی و یا نوعی فرستاده شده بوده، آن قضیه را فراموش كردهاند و هیچگونه ناراحتی در دل نگه نداشتهاند. در حقیقت، شركت Continental اعلام میكند كه درآمدی كه از بابت این مسافران كه نامهی عذرخواهی دریافت كردهاند، ۸% افزایش داشته است. (منظور از غرامت، همان پاداش یا جبرانی است كه این شركت در پروازهای بعدی به مسافران مذكور داده است. از قبیل انواع نوشابههای مجانی یا cocktail یا طیكردن مسافتی بیشتر به صورت مجانی). این شركتها با چنین اهداف استراتژیك در دستور كار خود، اقدام به شناسایی فرآیندهای بازرگانی - تجاری موجود كردهاند كه میباید تغییر هم میكردهاند و آنها را به منظور استخراج و استفادهی بهتر از دادههای مشتریان و كسب و كار و محصولات و خدماتشان گسترش و ارتقا دادهاند.

 

منبع خبر : واحد پژوهش و تحقیق MLM 

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:53 |

فرمول دوست يابي

 

آيا تاكنون با خود عهد بسته ايد كه من بعد در انتخاب شريك رابطه خود بيشتر دقت كنيد؟ اما آيا قادر خواهيد بود بدون يك فرمول منطقي به خواسته خود دست يابيد؟ 

Xnفرمول دوستیابی شما را یاری میدهد تا الگوی  روابط ناموفق پیشین خود را شناسایی كرده و آنها را تغییر دهید. همچنین نیازها و شرایط مقتضی روابط آینده را برای شما ترسیم میسازد.

 

 

خانم و یا آقای دلخواه =F + P + CS = R + N

 

 F= فاكتور شكست = دلایل شكست روابط پیشین.

 

 P= دلایل شما برای عدم انتخاب مجدد شریك پیشین خود.

 

 CS= تغییر در خود = تغییراتی كه شما در خود ایجاد خواهید كرد چنانچه به گذشته بازگشته و مجددا انتخاب كنید.

 

 R= احتیاجات = خواسته هاییكه در رابطه شما باید برآورده گردند. این شرایط و خواسته ها می باید مشخص و ثابت باشند. احتیاجات مواردی است كه همواره در رابطه شما باید برآورده گردند وگر نه موجب ناخشنودی و شكست  در رابطه شما میگردند.

 

 N= نیازها = نیازها خوسته هایی است كه شما تمایل دارید در رابطه برآورده گردند اما در صورت عدم برآورده شدن در 100% موارد، موجب شكست و مشكل خاص در رابطه شما نمیگردند.

 

فرمول میزان شكست در ازدواج (طنز آمیز):

 

میزان شكست = (صداقت، علاقه و عشق - نفرت، حسادت و خیانت)  + (میزان سهم خانم از ثروت شوهر - میزان ثروت شوهر) + (میزان و كیفیت روابط جنسی  - میزان مشاجرات)/  تارنمای مردمان

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:52 |

مردم می توانند رفتارها و احساسات مختلفی نسبت به اطرافیانشان نشان دهند. گناه، عصبانیت، تقصیر، خشم، ترس، حسادت، و گوشه گیری نمونه هایی از این احساسات هستند. 

آدم های شاد و خوشبخت نیازی نمی بینند که چنین احساساتی از خود نشان دهند. آنها می دانند که بیشتر این احساسات موقتی هستند و به میزان استرس، درگیری ها یا آسیب های فردی بستگی دارند. انسان های خوشبخت دلیلی نمی بینند که بخواهند عمداً به دیگران درد و رنج وارد کنند. آنها لازم نمی بینند تا با حس غرور و خودپسندی خود، دیگران را تحت کنترل خود درآورند.

 

  

 

اگر در طول زندگیتان با چنین انسانهایی برخورد داشته باشید، خوب می دانید که میخواهم در مورد چه کسانی صحبت کنم. اگر خودتان هم چنین خصوصیاتی دارید، مطمئن باشید تا زمانی که این احساسات در شما هست، به خوشبختی دست نمییابید.

 

اگر می خواهید دیگران را تحت تاثیر خود قرار دهید، باید این احساسات منفی را دور بریزید و به تکنیک های حسی مثبت متوسل شوید. ممکن است بتوانید با آن احساسات منفی تا مدت زمانی کوتاه موفق شوید که دیگران را تحت کنترل خود درآورید، اما مطمئناً خیلی زود متوجه خواهید شد که هم به خودتان و هم به دیگران صدمات جبران ناپذیری وارد آورده اید.

   

اگر کسی در زندگیتان است که این احساسات را روی شما پیاده می کند، سه راه حل پیش روی شماست: اول اینکه سعی کنید آن فرد را متوجه رفتارش و عواقب آن کنید. دوم اینکه آن رفتارها را پذیرفته و سعی کنید با آن کنار بیایید. و راه سوم این است که از رابطه بیرون آیید و از آن فرد کناره بگیرید چون ماندن در چنین رابطه ای دیر یا زود درهای رسیدن به موفقیت را به رویتان می بندد.

 

 اختلافات را بپذیرید

 

 همه ما در دیدگاه ها، ادراکات، رفتارها، احساسات، تجربیات و تاریخچه ی زندگیمان با یکدیگر تفاوت داریم. هیچ فرد دیگری را در کل دنیا نمی توانید پیدا کنید که از نظر خصوصیات کاملاً شبیه به شما باشد.

  

همین تفاوت هاست که زندگی را جذاب و زیبا و البته چالش انگیز می کند. برخورد با افراد دیگری که زندگی را از دریچه ای کاملاً متفاوت با ما می بینند باعث زیبا شدن رابطه ها می شود. این اختلافات است که در زندگی فرصت رشد، بینش و آگاهی ایجاد می کند. تنها نقطه تاسف در این است که این تفاوت ها گاهی ایجاد درگیری، استرس، و ناامیدی میکند.

  

آندسته از افرادی که زندگی هایی سعادتمند دارند و خوشبخت زندگی می کنند، توانسته اند یگانگی هر انسان را بپذیرند و تفاوت های بین افراد مختلف را درک کنند. آنها سعی نمی کنند مردم دیگر را تغییر دهند، آنها را اصلاح کنند یا تحقیرشان کنند. آنها می دانند که هر فردی در زندگی راه خودش را می رود و کارهایی را انجام می دهد که به نظر خودش درست بیاید.

  

افراد موفق و خوشبخت، خود را همان که هستند و به همان علت که هستند قبول میکنند. آنها عجله ای برای رسیدن به پایان بازی ندارند. در مقابل رفتارهای خود و دیگران صبور هستند چون می دانند این تفاوت ها لازمه ی زندگی است.

  

چه کسی را می خواهید تغییر دهید؟ قصد دارید رفتار کدامیک از دوستان یا اطرافیانتان را اصلاح کنید؟ اگر افراد زیادی به ذهنتان رسید، بدانید که راه را اشتباه رفته اید و تا رسیدن به خوشبختی فاصله ی زیادی دارید. پس بهتر است به جای اصلاح دیگران، اول خودتان را بشناسید! / تارنمای مردمان

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:52 |

می خواهیم چند دزد بزرگ در زندگی تان را معرفی کنیم !...

 دزدان زمان

 ( بخش نخست )

 خيلی از ما ادعا می‌كنيم كه هرگز اوقات‌مان را تلف نمی‌كنيم. جملاتی از قبيل "من استاد سازماندهی هستم" و "من دقيقا می‌دانم كجا هستم و چه می‌خواهم بكنم" از زبان بسیاری از ما شنيده می‌شود. اما اگر حقيقتا چنين احساسی داريد، بنابراين در اقليت هستيد، چون اغلب مردم وقتی يك روز از کارهای خود نتيجه نگيرند مايوس می‌شوند. ما دوست داريم در طی روز تا آن‌جا كه می‌شود كارهای بيشترو مفید تری انجام دهيم.

 

تفكر و ايده‌ی مديريت زمان بيش‌تر از صد سال است كه وجود دارد ، اما متاسفانه واژه‌ی مديريت زمان يا Time Management به اشتباه به معنی كاری كه شخص توانايی انجام آن را دارد تلقی می‌شود ، در حالی‌كه زمان، مديريت نمی‌شود و تحت كنترل ما نيست، بلكه ما تنها خودمان و نحوه ی استفاده‌ از زمان را مديريت می‌كنيم. در حقيقت مديريت زمان، يك جور خود مديريتی‌ ست (Self Management). جالب اين‌كه مهارت‌هايی كه‌ برای مديريت خودمان به كار می‌بريم همان‌هايی هستند كه برای مديريت بر ديگران نياز داريم ؛ مثل توانايی برنامه‌ريزی (ability to Plan)، تفويض اختيار (Delegate)، سازماندهی (Organizing)، هدايت (Directing) و كنترل (Control) داشتن هدف ( mission )

برای شروع فرآيند مديريت زمان، دانستن اين‌كه چه جنبه‌هايی از مديريت شخصی ما نياز به بهبود دارند مهم است. در ادامه، مهم‌ترين دلايل كاهش اثر‌بخشی هنگام ‌كار را مطالعه خواهید کرد . آن‌هايی را كه باعث ايجاد بزرگ‌ترين موانع در كار شما می‌شوند علامت بزنيد. به اين عوامل، دزدان زمان گفته می‌شود.

 

به مسائل زير دقت کنيد، بسيار از راهبران و مديران به آنها "دزدان زمان" مي گويند :

 

- تلفن هايي که بصورت وقفه (Interruption) در حين انجام کار به شما زده مي شود.

- افرادي که بی وقفه در حين انجام کار وارد معرکه مي شوند و کار شما را متوقف مي کنند.

- جلسات غير ضروري.

- کارهايي که مي توانيد به ديگران محول کنيد ولي با کمال تعجب اين کار را نمي کنيد.

- شک و دو دلي در اتخاذ تصميم و ايجاد يک مشغوليت ذهني براي اينکار.

- تمام نکردن کارها بصورت کامل و سر و کله زدن با تعداد زيادي کار نا تمام.

- صحبت کردن با گروه براي به تفاهم رسيدن در حالي که مي توان با نمايند آن گروه به تنهايي صحبت کرد و به تفاهم رسيد.

- ادامه دادن صحبت هايي که به نتيجه مفیدی منجر نمي شوند.

- نداشتن برنامه کاري روزانه.

- دخالت در کارهاي تخصصی در حالي که آگاهي تخصصی لازم را نداريد.

- خسته بودن و استرس داشتن.

- نا تواني در "نه" گفتن.

- ميز و محيط کاري شلوغ داشتن.

 

... شما با کمي دقت به مواردي که در بالا به آنها اشاره شد بسادگي خواهيد ديد که چگونه مي توانيد نکات بالا را مديريت کنيد. اگر دقت کنيد بسياري از موارد مطرح شده ، خود ، از جمله کليد هايي براي رفع مشکلات ديگر مي باشند، بعنوان مثال تلفن براي ايجاد ارتباط سريع راه دور مي باشد، ورود افراد به اتاق شما يا برگزاري جلسات عموما" براي هماهنگي انجام کارها مي باشد و ... که به دليل عدم استفاده صحيح نه تنها کمکي در حل مشکلات ما نخواهند کرد بلکه خود براي ما مشکل جديدي خواهند آفريد.

برخي ديگر از موارد ذکر شده به ضعف برنامه ريزي و توانايي هاي شخصي خودمان برمي گردد، مانند عدم توانايي "نه" گفتن، نداشتن برنامه کاري، محيط کاري شلوغ و کثيف، ناتواني در به نتيجه رساندن بحث ها و ... که همه و همه به محدوديت توانايي ما برمي گردد.

راه حل بسيار ساده مي باشد، از يکطرف بايد توانايي هاي خود را بشناسيم و در حد خودمان از توانايي هايمان استفاده کنيم و از طرف ديگر بايد در رودربايستي را کنار بگذاريم. بايد تمرين کنيم که "نه" بگويم، وارد هر کاري نشويم، اگر سرگرم انجام کار مهمي هستيم تلفن هاي غير ضروري را جواب ندهيم يا افراد متفرقه را به حضور نپذيريم و ....

مشاهده مي کنيد که موضوع آنقدرها هم پيچيده يا دشوار نيست و شما با کمي سعي و اراده خواهيد توانست بهترين استفاده را از وقت خود بکنيد.

ادامه دارد ...

گروه پژوهشی آسو راهبر

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:51 |

 

 ( بخش نخست ) 

1 – از امروز به مدت چهار روز و هر روز به مدت ده دقیقه وقت خود را صرف هدفگذاری كنید.

( توجه : هدفهای خود رادر دفترچه ای یادداشت كنید)

2 – در هنگام انجام این تمرین مرتبا از خود بپرسید ، ( اگر مطمئن بودم كه به هر خواسته ای خواهم رسید و در هیچ زمینه ای شكست نخواهم خورد ، در آن صورت چه چیزی را می خواستم و چه می كردم ؟)

3 – خوش باشید و به عوالم كودكی بر گردید . در یك فروشگاه بزرگ اسباب بازی ، روی زانوی بابانوئل ( یا عمو نوروز ) نشسته اید . در آن حالت هیجان و انتظار ، هیچ خواهشی آنقدرها بزرگ نیست . بهای هیچ چیزی آنقدرها گزاف نیست. همه چیز در دسترس است... 

 

روز اول : هدفهای مربوط به رشد فردی

 

احساس رفاه و دارندگی ، پایه ای است برای رسیدن به هر نوع موفقیت دیگر در زندگی

 

1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات را در نظر بگیرید : دلتان می خواهد چه مطالبی را بیاموزید ؟ چه مهارتهایی را می خواهید فرا بگیرید ؟ چه خصلتهایی رامی خواهید در خود به وجود آورید ؟ دوستان شما چه كسانی باید باشند ؟ خود شما چه كسی می خواهید باشید ؟

2 – برای رسیدن به هر هدف مهلت معینی قائل شوید ( مثلا شش ماه ، یك سال ، پنج سال ، ده سال ، یا بیست سال).

3 – بزرگترین هدفی را كه می خواهید تا یك سال دیگر به آن دست یابید مشخص كنید.

4 – ظرف دو دقیقه شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید كه چرا باید حتما و به طور قطع ظرف یك سال آینده به آن هدف برسید.

     

 روز دوم : هدفهای شغلی واقتصادی

 

خواه آرزوی شما این باشد كه در رشته حرفه ای خود سر آمد و پیشتاز باشید و میلیونها بر ثروت خود بیفزایید و خواه علاقمند باشید كه به عنوان دانشجوی رشته تخصصی ، سرمایه ای از علم بیندوزید ، اكنون فرصت دارید كه نسبت به هدفهای خود اطمینان یابید.

 

1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات را درنظر بگیرید. چه مبلغ پول می خواهید بیندوزید؟ از شغل خود و یا شركتی كه در آن كار می كنید چه انتظاراتی دارید ؟ درآمد سالانه مورد انتظار شما چقدر است ؟ چه تصمیمهایی در زمینه مالی باید بگیرید ؟

2 – برای رسیدن به هریك از هدف های خود مهلتی قائل شوید( مثلا شش ماه ، یك سال ، پنج سال ، ده سال، یا بیست سال).

3 – بزرگترین هدفی را كه می خواهید ظرف یك سال آینده به آن دست یابید مشخص كنید.

4 – ظرف دو دقیقه شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید كه چرا باید حتماٌ ظرف یك سال آینده به آن هدف برسید. 

    

 روز سوم : هدفهای تفریحی و ماجراجویانه

 

اگر از نظر مالی هیچ محدودیتی نداشتید ، دلتان می خواست چه كنید و یا چه چیزهایی را داشته باشید ؟ اگر هم اكنون یك غول جادویی در مقابل شما حاضرمی شد تا شما را به آرزوهاتان برساند چه آرزویی می كردید ؟

 

1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات رادر نظر بگیرید . دلتان می خواهد چه چیزهایی را بسازید یا بخرید ؟  دلتان می خواهد در چه اتفاقاتی حضور داشته باشید ؟ به چه ماجراهایی علاقمند هستید ؟

2 – برای رسیدن به هر یك از هدفهای خود مهلت معینی قائل شوید( مثلا شش ماه ، یك سال ، پنج سال ، ده سال ، یا بیست سال).

3 – بزرگترین هدفی را كه می خواهید ظرف یك سال آینده به آن دست یابید مشخص كنید.

4 – ظرف دو دقیقه ، شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید كه چرا باید بطور قطع ظرف یك سال آینده به آن هدف برسید

 

 روز چهارم : هدفهای معنوی و اجتماعی

 

اكنون فرصت دارید كه اثری از خود باقی بگذارید. میراثی به وجود آورید كه تغییری واقعی در زندگی دیگران پدید آورد.

 

1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات رادر نظر بگیرید.چه خدمتی از شما ساخته است ؟ در چه اموری و به چه كسانی می توانید كمك كنید ؟ چه چیزهایی را می توانید ایجاد كنید ؟

2 – برای رسیدن به هر یك از هدفهای خود مهلت معینی قائل شوید ( مثلا شش ماه ، یك سال ، پنج سال ، ده سال ، یا بیست سال).

3 – بزرگترین هدفی را كه می خواهید ظرف یك سال آینده به آن دست یابید مشخص كنید.

4 – ظرف دو دقیقه ، شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید كه چرا باید بطور قطع ظرف یك سال آینده به آن هدف برسید.   

  

هرگز هیچ هدفی را رها مكنید ، مگر اینكه ابتدا قدم مثبتی درجهت تحقق آن برداشته باشید. هم اكنون لحظه ای فكر كنید و اولین قدمی را كه باید در جهت رسیدن به هدف بردارید مشخص سازید. برای اینكه پیشرفت كنید ، چه قدمی را باید امروز بردارید ؟حتی یك قدم كوچك ( مثلا زدن یك تلفن ، یك قول ، و یا یك برنامه ریزی مقدماتی ) شما را به هدف نزدیكتر می كند . آنگاه كارهای ساده ای را كه باید از امروز تا ده روز دیگر انجام دهید، به صورت برنامه ریزی به روی كاغذ بیاورید. این برنامه ده روزه ، یك رشته عادتها رادر ما ایجاد می كند و نیروی محركه توقف ناپذیری را به وجود می آورد كه موفقیت دراز مدت شما را تضمین می كند. از هم اكنون شروع كنید!      

 

اگر یك سال دیگر ، به همه هدفهای خود برسید چه احساسی خواهید داشت ؟ چه نظری نسبت به خودتان پیدا خواهید كرد ؟ زندگی را چگونه خواهید دید ؟ پاسخ با این سئولات باعث می شود تا دلایل قاطعی برای رسیدن به هدف پیدا كنید . اگر بدانید كه چرا باید كاری را انجام دهید ، چگونگی انجام آن به آسانی معلوم خواهد شد.

 

از فرصت استفاده كنید و چهار هدف یك ساله خود رامشخص سازید. زیر هریك از هدف ها ، در یك پاراگراف شرح دهید كه چرا مطلقا خود را مقید می دانید كه ظرف یك سال به آن هدف ها نایل شوید.      

 

رمز رسیدن به هدف ها، شرطی كردن ذهن است . دست كم روزی دوبار ، هدف هایی را كه نوشته اید بررسی كنید. آنها را در جایی قرار دهید كه هر روز چشمتان به آنها بیفتد : مثلا در دفتر یادداشتهای روزانه ، روی میز كار ، در كیف پول یا روی آینه دستشویی كه در هنگام اصلاح صورت آنها را ببینید . به خاطر داشته باشید كه اگر دائما راجع به چیزی فكركنید و افكار خود راروی آن متمركز سازید ، به سوی آن حركت می كنید . این، راهی ساده و بسیار پر اهمیت برای برنامه ریزی نظام فعال كننده شبكه ذهنی (RAS ) است.      

 

اگر تلاشتان برای رسیدن به هدف ، عبث به نظر رسید ، آیا باید هدف خود را تغییر دهید؟ پاسخ مطلقا منفی است!

 

پشتكار، ارزشمندترین عامل شكل دهنده كیفیت زندگی است و حتی از استعداد نیز مهمتر است . به هر حال هیچكس تاكنون صرفا به علت داشتن علاقه به هدفی نرسیده است . انسان باید خود رامتعهد و پابند كند . آیا ممكن است كه در اثر یك شكست موقتی، بینش و توانائیهای پیدا كنیم كه در آینده حتی به موفقیتهای بزرگتری دست یابیم ؟ مسلم است ! ...

 

اكنون به تلاشهای ظاهرا ( بی ثمر) گذشته خود بنگرید و ببینید از آنها چه آموخته اید ؟ چگونه می توانید با استفاده از این بینشها ، چه در زمان حال و چه در آینده موفقیت های بزرگی كسب كنید ؟     

 

همه افراد موفق ، آگاهانه یا ناآگاهانه از فرمول مشابهی برای رسیدن به هدفهای خود استفاده می كنند . شما هم برای رسیدن به خواسته های خود این چهار دستور ساده را بكار بندید:

 

ادامه دارد ...

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:51 |
 

مهارتی بسیار مهم که هر نتورکری باید بداند . 

۱- دعوت 2 -  معرفی 3 -  تعلیم

 تیم سلز یه فرمول سه بخشی رو آموزش میده :

1 - دعوت 2 -  معرفی 3 -  تعلیم .

از این سه بخش ، دعوت کردن حساسترین قسمت است. شما می تونید کار معرفی و تعلیم رو به ابزارها یا افراد دیگه بسپارید اما در مورد دعوت کردن چی؟ این دیگه کار شماست. چیزی که مجبورید در اون مهارت پیدا کنید.

 

چه چیزی این صلاحیت رو به تیم سلز میده که به ما آموزش بده؟ چون اون یه درآمد 7 رقمی داره و از اون آدمایی است که تو متن کار بوده و واقعاً خودش تک تک این کارها رو کرده، نه یک بار بلکه بارها و بارها و در موقعیتهای مختلف. بهمین خاطر الان بعنوان یه سخنران، تعلیم دهنده و نویسنده بین المللی، شناخته شده است.

تیم دو چیز داره که من واقعاً تحسین می کنم. اولیش تعهدش به دیگران و انجام دادن هر کاری است که لازمه تا اونا یاد بگیرند که چطور این تجارت رو درست انجام بدن. و دومیش : تیم از اون آدمایی نیست که دری وری بگه، اون هر راهکاری رو در اختیار افرادش نمی ذاره مگر اینکه خودش بارها و بارها و بارها انجامش داده باشه و اثبات کرده باشه که حتماً جواب می ده .

تیم یه ارتشی بازنشسته و یکی از بروبچه های جوخۀ بمب زیردریایی بوده ، پس بدونید کارهایی که می کنه هردمبیل و نامطمئن نیستن. با وجود این سابقه، شنیده ام که تو یکی از تماسهای ناآشنای زنده ای که داشته با چنان شخصیتی صحبت کرده که منو واقعاً تحت تاثیر قرار داد. ازش خواستم که درباره اون تماس، صحبتی داشته باشیم چون نشون میده که راهکارش چقدر قدرتمند و در عین حال صمیمانه و انسانیه.

متن مصاحبه :

JMF: تیم، میتونی توضیح بدی که این فرمول سه بخشی چه جوری بوجود اومد؟

TIM: صرفاً از تجربه بدست اومد. این چیزی بود که من مجبور بودم انجامش بدم تا بیزینس رو برای خودم ساده کنم.

وقتی برای اولین بار وارد این بیزینس میشی از این همه اطلاعاتی که وجود داره وحشت میکنی و اینکه چه جوری می تونی بفهمی چکار باید بکنی. اولین کاری که کردم این بود که در جلسات معارفه و آموزش شرکت کنم. در جلسات آموزش، اونا چیزهایی در مورد محصول، طرح درآمدزایی، کارهایی که باید انجام بدی، کارهایی که هرگز نباید انجام بدی و ... ارائه می کردن. همه این اطلاعات جور واجور مثل سیل به سمت من می اومد. سریعاً فهمیدم که چقدر راحت، تمرکز آدم روی چیزهایی میره که لزوماً در توانایی ساختن بیزینس، تاثیری نداره. به عبارتی دیگه انسان چقدر زود ذهنش پراکنده می شه !... و از موضوع اصلی دور می شه ...

بنابراین این کار رو به سه بخش اساسی تفکیک کردم:

1 - افرادی رو دعوت کن تا بیزینس رو ببینن.

2 - بیزینس رو به اونا معرفی کن.

3 - بعدش به اوناییکه علاقمند هستن نشون بده که چطوری دو گام اول رو انجام دادی.

وقتی به این ساختار ساده رسیدم تونستم برای اولین بار، همۀ توجهم رو به چیز درست معطوف کنم. چیزی که شما هم متوجه شدید اینه که اگه نتونید اول روی دعوت تمرکز کنید به بیراهه میرید.

 

JMF: خوب، چطوری باید این کار رو کرد؟

TIM: ببین این چیزیه که اغلب اتفاق می افته : فرض کن من تو رو وارد بیزینس کردم و شروع می کنم تا کلی چیز درباره طرح درآمدزایی بهت آموزش بدم. اما طرح درآمدزایی چیزی نیست که تو الان بهش نیاز داشته باشی - مگر اینکه قبلش بتونی کسی رو دعوت کنی!

دعوت کردن اولین گام از این فرایند است. مهمترین گام است ، و اولین چیزی است که هر کس در این بیزینس باید یاد بگیرد.

این فرمول یه چیز دیگه رو هم نشون میده : شما می تونید در معرفی کردن و تعلیم دادن، افتضاح باشید اما باز هم در این بیزینس موفق باشید. چرا ؟ چون اگه بتونید خوب دعوت کنید، اونوقت می تونید اون افرادی رو که دعوت کردید مقابل افراد ارائه دهندۀ خوب یا ابزار معرفی کننده خوب  مثل نوارهای ویدئویی، صوتی یا سایتها قرار بدید؛ اما اگه نتونید خوب دعوت کنید اونوقت دورۀ سختی رو تو این بیزینس تجربه می کنید و به هیچ جا نمی رسید.

JMF: خوب، بیا برگردیم به کاری که قبل از دعوت انجام میدی. چه جوری افراد رو پیدا می کنی تا بعدش بتونی دعوتشون کنی؟

TIM: از هر راهی میشه مشتریها (مشتریهای بالقوه) رو پیدا کرد. افرادی که می شناسید ، یا اونایی که آشناهاتون بهتون معرفی کردند ، از طریق پست مستقیم ، ایمیل ، کارت پستال ، کارت ویزیت یا مثلاً تبلیغ کردن تو روزنامه ، رادیو ، یا ادوات صوتی دیگه ؛ یا حتی افرادی که در مسافرت باهاشون آشنا میشید یا تو مهمونی ها و ....

JMF: آیا خودت یکی از این روشها رو ترجیح میدی ؟

TIM: نه. من هیچکدوم رو بر دیگری ترجیح نمیدم. دوست دارم تو همشون کارآمد باشم. اگر یه نفر بیاد تو بیزینس من و مایل نباشه از لیست آشناهاش استفاده کنه ، خوب من باید بتونم بهش یاد بدم که چطور با ناآشناها کار کنه - یعنی لازمه که من هر کدوم از این چیزها رو خودم قبلاً انجام داده باشم.

JMF: تیم، راجع به دستورالعمل "برو فقط به آشناهات و دوستات بگو" نظرت چیه ؟ همون راهکار " فقط اعتبار پنجی ها " (یا فقط آشناها) که حدود 50 ساله انجام میدیم.

TIM: این تئوری، خودش کاملاً دقیق و بدون اشتباهه . اما روشی که ما معمولاً از اون طریق ، این دستورالعمل رو اجرا می کنیم باعث شده که وجهۀ ما بعنوان یه صنعت، خراب بشه.

کار شبکه ای در درستترین شکلش همون کاریه که بیزینسهای معتبر انجام میدن. همون کاری که همه بیزینسها انجام میدادن ، همشون ، قبل از اواسط قرت نوزدهم (1900-1800) ، زمانیکه تبلیغات شروع شد. قبل از اون ما هممون نتورکرهای حرفه ای بودیم . همۀ کاری که می کردیم همین بود . بازاریابی شبکه ای ، چیز عجیب و غریبی نیست !...

بعدش در سال 1850 اولین تبلیغات عمومی متولد شد : صنعت توتون ، مردی رو به تصویر کشیده بود که یک پرچم آمریکا دورش بود و با لبخندی به لب یه سیگار نگاه می کرد . اون اولین تبلیغ واقعی بود ، و یک و نیم قرن پس از اون ، دیگه تبلیغات به عنوان وسیله ای برای شناسوندن بیزینسها به تودۀ وسیعی از مردم کاملاً جا افتاده .

اما حتی امروز وقتی به اون رده های بالا تو هر بیزینسی توجه می کنی، می بینی اون نوع از کار شبکه ای ماقبل 1850 هنوز اتفاق می افته. مثلاً اگر یه کمپانی بخواد یه کمپانی دیگه رو بخره ، هیچوقت برای این کار جایی تبلیغ نمی کنه. کلاً از طریق کار شبکه ای انجامش میده.

اون افراد رده بالا برای ناهار دور هم جمع می شن و یه سری گفتگوهای مقدماتی می کنن : " ببین، تو یه بیزینس داری، منم یه بیزینس دارم، ببینیم اگه اینارو بریزیم رو همدیگه چی میشه ؟...." این یه کار شبکه ای حرفه ای است در بهترین شکلش.

کار شبکه ای ناب اینجوریه : تماس با افرادی که میشناسی و ارایۀ یه پیشنهاد . چیزی که من یاد میدم اینه که برگردیم به اون نوع از بیزینس . پس حالا  ، یه لیست 200 (یا 2000) نفری از اونایی که می شناسید بنویسید - اما تو این فرایند، رابطتون رو خراب نکنید.

JMF: در مورد تخریب روابط ، آیا گرفتاریهای متداولی وجود داره که افراد بهش دچار بشن؟

TIM: بذارید موضوع رو اینجوری روشنش کنم : من چیزی ساختم که بهش می گم - فرمول دعوت - گام اول ، گرم گرفتن با مشتری است : یعنی شما کاری می کنید که اونا باهاتون بی پرده و راحت صحبت کنن . لازمه که این کار انجام بشه : اونا باید با رغبت و بی پرده صحبت کنن تا شما بتونید گام گرم گرفتن رو پشت سر بذارید.

گام بعدی، صلاحیت است . باید بفهمید که اون شخص ، تو زندگیش ، چه نیازی داره ؟ چی می خواد ؟ و یا چی نمی خواد ؟ 

اگر اونا صاحب صلاحیت (یا واجد شرایط) بودند ، فقط و فقط در همون زمانه که می تونید دربارۀ پیشنهادی که دارید صحبت کنید. در غیر این صورت ادامه کار بی معنی ست .

در فرایند آموزش این فرمول، پی بردم با اینکه من به توزیع کننده های جدیدم، دقیقاً همون متنی رو می دادم که خودم برای انجام این کار ازش استفاده می کردم ، اما اونا نمی تونستند همون نتایجی رو بگیرند که من می گرفتم!

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:50 |

فكر مي كنم اكثر ما مي دانيم كه راه ميانبري براي موفقيت در هر زمينه اي وجود دارد و آن اين است كه از افراد موفق در آن زمينه، الگوبرداري كنيم. اين روش، هم اكنون بصورت يك علم در آمده است كه احتمالاً با نام آن آشنايي داريد: NLP ( مخفف عبارت Neuro Linguistic Programming  )

اما نكته اي در اينجا وجود دارد و آن اين است كه الگوبرداري چگونه انجام شود. براي روشن شدن مطلب مثالي مي زنيم. فرض كنيد كه مي خواهيد وارد اتاقي شويد اما در آن باز نمي شود. ساعتها منتظر مي مانيد تا اينكه فردي مي آيد و مي خواهد وارد اتاق شود. دستش را بر روي در گذاشته و هُل مي دهد اما در باز نمي شود. سپس (با عرض معذرت) با يك لگد جانانه در را باز مي كند.

 

 عجب روش موفقيت آميزي! درست است، او موفق شده است. دري را باز كرده كه شما نمي توانستيد باز كنيد. خوب شما هم بنا بر نظريۀ الگوبرداري روش او را مي آموزيد: "هل بده. اگر باز نشد، لگد كارساز است." چند روز بعد اتفاقاً به يك در بسته برمي خوريد، سريعاً ياد آن فرد و كارش مي افتيد. هُل مي دهيد باز نمي شود. لگد مي زنيد باز نمي شود. شايد بايد سختتر لگد بزنيد، باز هم باز نمي شود. شايد بايد با پاي چپ لگد بزنيد، باز هم نه. شايد با تنه زدن موثرتر باشد، اما باز نمي شود. بسيار خسته و كوفته شده ايد. آيا الگو برداري جواب نمي دهد؟ نه، بايد جواب دهد. پس به عقب مي رويد و با تمام قدرت لگد مي زنيد. چند ساعت بعد بايد تا چند ماه ديگر، مونس يك پاي سنگين و عصايي زير بغل باشيد. اما اين در بسته، شما را رها نمي كند. دو هفته بعد به يك در بسته برمي خوريد. اما قبل از اين كه خودكشي كنيد؛ فردي مي آيد و دستگيره را تكان مي دهد و در را براحتي باز مي كند. يعني اينقدر راحت بود؟ شما وقتي به در بسته برمي خوريد، چه مي كنيد؟ از لگد استفاده مي كنيد يا از دستگيره؟ اگر در قفل بود چه؟ بدنبال كليددار مي گرديد يا به سمت ديگر ساختمان مي رويد تا ببينيد دري، پنجرۀ نيمه بازي براي وارد شدن وجود دارد يا بسراغ كليدساز مي رويد؟ يا ...

مثال پيش پا افتاده اي است نه؟ اما راستش را بخواهيد من هنوز هم افراد زيادي را مي شناسم كه با لگد به سراغ در بستۀ نتورك مي روند و بجاي ايمان به موفقيت خويش، به روش خود ايمان داشته و در همان روش قفل شده اند. بگذاريد مثال روشنتري بزنم. بهترين نتوركر دنيا در كتاب "برای ثروتمند شدن عجله نکنید" داستان كوتاهي با اين مضمون از كتاب "You" نوشتۀ دكتر Price Pritchett نقل مي كند:

"در اتاق ساكتي در مسافرخانۀ Millcroft نشسته ام، جايي آرام در ميان درختان كاج و در يك ساعتي شهر تورنتو. بعد ازظهر يكي از روزهاي آخر جولاي است و من از چند قدم آن طرف تر صداي نااميدانه اي مي شنوم كه حكايت از منازعۀ ميان مرگ و زندگي است. مگس كوچكي است كه آخرين انرژيهاي زندگي كوتاهش را صرف اين تلاش بيهوده مي كند تا از شيشۀ پنجره عبور كند. صداي نالۀ بالهاي مگس، گوياي داستان غم انگيز استراتژي مگس است: "سخت تر تلاش كن." اما اين روش جواب نمي دهد. در تلاش ديوانه وار، هيچ اميدي براي بقا وجود ندارد. عجيب اينكه، تقلا كردن بخشي از مخمصه است. اين مگس هر قدر هم كه تلاش كند باز هم غير ممكن است كه بتواند شيشه را بشكند. با اين وجود، اين حشرۀ كوچك، زندگيش را بر سر اين گذاشته است كه از طريق تصميم و تلاش همراه با بي تجربگي به هدفش برسد. ده قدم آن طرف تر، در باز است. فقط با ده ثانيه پرواز، اين مخلوق كوچك مي تواند به دنياي بيرون كه به دنبالش است برسد. فقط با بخش كوچكي از اين تلاش مي تواند از اين مخمصۀ خودخواسته، رهايي يابد. چرا اين مگس روش ديگري را امتحان نمي كند، روشي كاملاً متفاوت؟ چگونه در اين ايده قفل شده است كه حتماً اين روش خاص به همراه تلاش بي شائبه و مصمم، بهترين راه رسيدن به موفقيت است؟ چه منطقي در اينجا وجود دارد كه براي يافتن يك راه نفوذ، همان كارها را بيشتر تكرار مي كند تا بميرد؟ هيچ شكي نيست كه اين روش، منطقي ترين روش براي مگس است و متأسفانه ايده اي است كه او را خواهد كشت... ." آيا اين درست كه براي اينكه چيزها تغيير كنند ما بايد تغيير كنيم؟ اگر تجارت ما آن طور كه مي خواهيم جواب نمي دهد پس بايد چيزها را به گونه اي متفاوت انجام دهيم. يعني روش كار خود را تغيير دهيم. آيا شما هم جزء آن دسته از افرادي هستيد كه هر گاه نمي توانند فردي را وارد مجموعۀ خود كنند و يا فردي در مجموعۀ شان از كار كناره مي گيرد، شروع مي كنند به بدگويي و ايراد گرفتن از آن فرد؟ تا زماني كه منتظريد ديگران خودشان را با روشهاي شما منطبق كنند، كار بهمين منوال خواهد بود. بايد به موفقيتتان ايمان داشته باشيد نه به روشتان. باید از روش های رسیدن به موفقیت الگو برداری کنید .

 گروه پژوهشی آسو راهبر

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:49 |

افراد زیادی تصور می کنند که موفقیت شغلی آنها فقط تابع درستی عملکردهای شخصی آنهاست. 

این تصور از سرنوشت خودآفرین باعث شده محیطی در اداره ها و شرکت ها به وجود آید که همکاران برای جلو افتادن از یکدیگر و رسیدن به مقامی بالاتر از هم، اطلاعاتشان را از هم مخفی نگاه می دارند و از کسی تقاضای کمک نمی کنند.  

 

اما این تنها راه رسیدن به موفقیت نیست. در واقع، هرچه از نردبان ترقی بالاتر روید، به این نکته خواهید رسید که زمانی می توانید پیشرفت بیشتری داشته باشید که بدانید چطور از همکاران خود برای گرفتن اطلاعات استفاده کنید و به اتفاق هم برای یک هدف مشترک تلاش کنید. 

شما همه ی کارها را نمی توانید به تنهایی انجام دهید. قبول دست کمک دیگران یا محول کردن بعضی مسئولیت ها به سایرین، نشانه ی ضعف و ناتوانی نیست، بلکه روشی خردمندانه است که به شما کمک می کند زودتر به موفقیت دست یابید و پیشرفت کنید.

چه کارتان را به تازگی شروع کرده باشید و چه به پُست ها و مقام های بالای شرکت رسیده باشید، باید یاد بگیرید که چطور خود را برای قبول کمک و ارائه کمک آماده کنید.  

 

فواید

  

سرعت بخشیدن به کار

 

مهم نیست که توانایی و هوش شما چقدر است، اگر با دیگران کار کنید، مشاهده خواهید کرد که خیلی زودتر به نتیجه می رسید و کارها با سرعت بیشتری انجام خواهند گرفت 

در آغاز کار ممکن است اطمینان یافتن از صحت انجام کار کمی طول بکشد، اما اگر کارتان را با همان گروه ادامه دهید، خواهید دید که کم کم سرعت کار بیشتر و بیشتر شده و زودتر نتیجه می گیرید 

برای آنکه بیشترین تعهد و تلاش را از اعضای گروه خود بگیرید، سعی کنید اهداف خود را با اهداف آنان تطبیق دهید. کارها را طوری ترتیب دهید که سود و زیانتان با هم برابر شود.

 

 

گرفتن ترفیع

 

به همین سادگی است. مدیران و مقامات بالای شرکت، کارهای دیگران را سرپرستی می کنند. اگر رئیس شرکت شما می خواست در روند روزمره اتمام کار شما گیر کند، فرصت کافی برای بررسی مسئولیت های خود پیدا نمی کرد.  

رئیس شرکت که خود روزی یک کارمند ساده بوده است، با ادامه مسئولیت های کارمندی خود، بالاترین پُست شرکت را به دست نیاورده است. شما هم نمی توانید بدون محول کردن بعضی از مسئولیت هایتان به دیگران، به مرحله بعدی بروید. کارهایتان را اولویت بندی کنید و ببینید کدام کارها اهمیت بیشتر دارند و خودتان انجامشان دهید و کارهای غیرضروری تر را به دیگران بسپارید.  

 

افزایش عملکرد کارمندانتان

 

شایستگی ها و لیاقت های اصلی شما در چیست؟ بااینکه ممکن است شما فردی بسیار بامهارت و کاردان باشید، ممکن است بعضی کارها را سایرین بتوانند بهتر از شما انجام دهند. 

به کارمندانتان اجازه دهید خود برای نحوه ی انجام کارشان تصمیم بگیرند. با این روش کارها خلاقانه تر انجام خواهد گرفت و انگیزه و عملکرد کارمندان نیز افزایش می یابد.  

راهبردهایی تعیین کنید و سطوح مسئولیت را مشخص نمایید، اما خلاقیت دیگران را محدود نکنید. خاطرتان باشد که همیشه نتیجه ی کار است که اهمیت دارد نه روند انجام کار!  

 

ایجاد اعتماد و ارتباط

 

اگر به دیگران اعتماد کنید، آنها هم به شما اعتماد خواهند کرد. این همان قانون طلایی در ارتباطات شرکت است.  

به همکاران یا کارمندان خود نشان دهید که به آنها و کیفیت کارشان ایمان دارید. اعتماد اولین قدم در ایجاد رابطه است و شما را قادر خواهد ساخت که آگاهی بیشتری از روند انجام کارها پیدا کنید.  

 

آموختن از دیگران

 

وقتی متخصصی جوان هستید، همیشه کسی وجود دارد که از شما پیرتر و باتجربه تر باشد. همانطور که در کودکی نیاز داشتید تا کسی به شما الفبا را بیاموزد، در زندگی کاریتان نیز می توانید از تجربیات و آموزش های دیگران بهره ببرید.  

زندگی فرایند یادگیری است و ایجاد مهارتهای جدید می تواند پنجره ای از فرصت های جدید به رویتان بگشاید.

 

 

کاهش استرس

 

تلاش برای تحت کنترل درآوردن همه چیز می تواند نتایج منفی بر سلامتی و قدرت ذهنی شما به بار آورد. همه ی انسانها نیاز دارند تا زمانی را برای استراحت خود اختصاص دهند تا میزان استرس خود را در این ساعات کاهش دهند.  اگر در کارها از دیگران کمک بخواهید مطمئناً زمان بیشتری را می توانید استراحت کنید و فشار و استرس کمتری متحمل خواهید شد.

  

تمرکز بر هدف اصلی

  

توجه خود را باید بر آنچه پیش روی شماست متمرکز کنید. برنامه ریزی یکی از مهمترین مسئولیت های یک مدیر یا یک کارمند عالی رتبه شرکت است. 

برای برنامه ریزی کارها و وظایف ماه ها یا حتی سالهای آینده، داشتن تمرکز اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر خود را مشغول مسائل جزئی و پیش پا افتاده زمان حال کنید، ممکن است فرصت های مهمی که در آینده در پیش رویتان قرار خواهد گرفت را از دست بدهید.

 

 

بهره بردن از دیگران

 

ارزش کار کردن با دیگران را دریابید و با همکاری و تعاون، در کارها پیشرفت کنید. با بهره بردن از کمک و دانش دوستان و همکاران، دستاوردهای چشمگیری در انتظارتان خواهد بود . / تارنمای مردمان

 

 

منبع خبر : واحد پژوهش و تحقیق MLM

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:48 |

مشاوره عاملی موثر و یاری دهنده در مسیر پیروزی و موفقیت است . در این زمینه بزرگان و نوابغ شواهدی آورده اند که استفاده از آنها می تواند راهگشای ما در جهت رسیدن به اهداف باشد . ( دو فکر از یک فکر بهتر است ).

 مطمئن باشید که در اطرافتان کسانی هستند که هرگز از کمک به شما دریغ نخواهند کرد. البته هر کسی شایسته نظر خواهی و مشورت نیست . مشورت زمانی کارساز و مفید خواهد بود که طرف شور دارای خصوصیات لازم باشد و به ما در شناخت خواسته ها , اهداف و تواناییها یمان یاری رساند . نمونه های زیر شما را با خصوصیات افراد مختلف آشنا می کند .

 

۱- مشورت با آدم خبره

(( کسی که در امور مهم با خردمندان مشورت می کند, شریک عقل آنها می شود .))     امام علی (ع )

اگر بخواهید برای شروع کاری با آدمی مشورت کنید که اطلاعاتی در این زمینه ندارد, او از آنجا که دوست شماست و نمی خواهد شما زیان ببینید فقط جنبه های منفی کار را در نظر می گیرد و قادر به راهنمایی شما نیست . در حالی که یک آدم کارشناس و یا آدم خبره با القای افکار مثبت و دادن شهامت و اعتماد به نفس می تواند راهنمای خوبی برایتان باشد .

 

۲ - مشورت با آدم بد بین

(( آدم بد بین همچون مبتلایان به تریاک مرض خود را به هزاران دلیل به دیگران منتقل می کند . ))

مشورت با آدم بدبین بسیار خطرناک است زیرا او جز سیاهی ,تباهی و بدبختی چیزی نمی بیند و صرفا افکار بدبینانه خود را به شیوه ای نصیحت گونه به شما انتقال می دهد . بیان مطالب مایوس کننده گامهایتان را در مسیر تلاش و کوشش برای موفقیت و پیروزی سست می کند و باعث تردید می شود و تردید نیز به نوبه خود به عدم پیشرفت در کارها می انجامد .

 

۳- مشورت با آدم مثبت اندیش

((خوشبین به آینده امیدوار است و بدبین از آن بیمناک ))    مثل ژاپنی  

مشورت با آدم مثبت اندیش و فارغ از بدبینیها , نتیجه ای بسیار امیدوار کننده دارد. آدم خوش بین پیش از هر چیز بر مزایا و محسنات کار مورد نظر تمرکز می کند و شما را با گفته های خود امیدوار می سازد.به قول دکتر نورمن پیل : (( افکار خوب و مثبت همچون تابش خورشید بر اتاقی تاریک است که همه جا را روشن می کند , به شرط آنکه در و پنجره را نبسته و پرده ها را پایین نکشیده باشید ))

 

 ۴- مشورت با آدم ترسو  

(( حرف از کار کرده باید گفت ,کارهای نکرده بسیار است ))   باستانی پاریزی

آدم ترسو خطرات و ضررها را چند برابر می بیند ; او شهامت هیچ کای را ندارد و همیشه به نحوی ناتوانی و ترس خود را توجیه می کند. بیشترین افتخار چنین آدمی در کارهایی است که ((نکرده )) . زیرا از ترس بدنامی و شکست دست به هیچ کاری نمی زند. اگر با آدم ترسو در مورد گشایش یک کمپانی مشورت کنید , بلافاصله می گوید:تاسیس یک کمپانی سرمایه زیادی می خواهد و تو مجبور می شوی از بانکها وام بگیری . شاید هم از عهده پرداخت قسطهایش بر نیایی و آن وقت بانک تمام مایملک تو را ضبط می کند. خلاصه آن قدر بر احتمال شکست اصرار می ورزد که ناخودآگاه شما را به شک و تردید می اندازد.

 

۵- مشورت با آدمهای بیکاره و لاف زن

((هر که با دانا مشورت کند , از رسوایی در امان است))  از ((تاریخ گزیده ))

تکلیف این دو گروه نیز معلوم است . کسانی که در طول زندگی هیچ قدم مثبتی برای خویش برنداشته اند, چگونه می توانند در تصمیم گیریها راهنمای شما باشند و توصیه های مفید بکنند. از اشخاصی که در انجام هر کاری دچار تردید می شوند و از سر عیبجویی به همه چیز و همه کس می نگرند و از آنهایی که پیوسته گذشته را نشخوار می کنند و دغدغه آینده را ندارند باید گریخت . همچنین به افراد رویایی و سودایی که دائم فکر شغلی جدید در سر می پرورانند نباید اعتماد کرد.

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:47 |
 

... به آرامی آغاز به مردن می کنی !...

اگر سفر نکنی ،

اگر از خویشتن سفر نکنی ،

اگر کلام و کتابی نخوانی،

 

اگر به الحان زندگی گوش ندهی ،

اگر وجود خودت را ارج ننهی .

... به آرامی آغاز به مردن ميکنی !...

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی ،

هنگامی که نگذاری ديگران تو را یاری کنند ...

 

 ... به آرامی آغاز به مردن ميکنی !...

اگر برده ی عادات خویش شوی ،

اگرهميشه از يک راه تکراری بروی ...

اگر روزمرگی را تغيير ندهی ،

اگر دچار روز مــرگی شوی ( روز مرگی : مرگ روز )

اگر رنگ به رنگ نور به تن نکنی ،

و يا اگر با دیگر انسانها گفتگویی آغاز نکنی !...

 

... تو به آرامی آغاز به مردن ميکنی !...

اگر از شور و شوق و گرمی ،

از احساسات سرکش ِ سر در آسمان ،

و از آنچه دیدگانت را به درخشش وا ميدارند ،

و ضربان دلت را به تپش های پر خروش وا می دارند ،

دوری کنی ...

 

... تو

       آری خود تو

                     به آرامی آغاز به مردن ميکنی !...

هنگامی که اگر با کار اکنونت خوشی را در نمی یابی تغییرش ندهی ،

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی ،

اگر آن سوی روياها سفر نکنی ،

اگر به خویش اجازه ندهی

که حداقل يکبار در تمام زندگيت

ورای مصلحت انديشی و چرتکه اندازی قدم برداری ...

 

 

******

 

... امروز زندگی را آغاز کن !...

همین امروز خطر کن!

                          امروز برخیز ، پر خروش برخیز !

                                                              امروز طرحی نو بیفکن !...

 

مگذار که به آرامی بميری ...

فراموش مکن !

خوشی و شادی مدام را فراموش مکن !...

همین امروز

همین اکنون

همین لحظه

 

عشق حقیقی را آغاز کن !

زندگی را آغاز کن !

آغاز کن زندگی را !

زندگی را آغاز کن !

                                                                                   

زاد روزت هم اکنون است .

زاد روزت خجسته باد

                            زندگی را آغاز کن !

                                                      آغاز کن زندگی را !

                                                                                آغاز کن !..

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:46 |

پیتر دراکر فیلسوف و نظریه پرداز نظریه مدیریت بر مبنای هدف را در جامعه ای ارائه کرد که فرد گرایی و واقع گرایی و از سوی دیگر میل به موفقیت و کامیابی از جمله ویژگیهای زیر بنایی بارز و روحیات غالب مردم آن به حساب می آید .

 

دلیل اصلی چنین واقعیتی را من به عنوان یک دانشجوی مدیریت  در کشوری چون ایران با فرهنگی متفاوت نمی توانم به راحتی توجیه کنم اما واقعیت آن است که مردمی که برای اولین بار به دلیل تفکرات خاص مذهبی خود ( مخصوصا پیشینیان فرانسوی آمریکاییهای امروزین) از جامعه اصلی خود رانده  شده اند و در سوی دیگر با سرزمینی وحشی و رام ناشدنی و از سوی دیگر بسیار ثروتمند و غنی با ساکنانی بومی که حاضرند برای حفظ حقوق خود هر اقدامی انجام دهند روبرو شده اند ، خود به خود به سوی نهادینه کردن این تفکر در درون خود پیش خواهند رفت که برای برخورداری از این منافع سرشار و از سوی دیگر بقا درچنین محیط پر تلاطمی رقابت و جلو افتادن بهترین راه است. در این شرایط هدف داشتن و هدفمند بودن به عنوان یکی از مهمترین مشخصه ها جهت حفظ بقا و زیستن تبدیل می شود و چگونگی حل مسائل و مشکلات و طریقه دست یافتن به اهداف مهمترین اصل است. 

 به هر صورت در چنین جامعه فرد گرایی انتظار انجام امور به صورت مشارکتی و گروهی و همچنین انجام کارها صرفا به خاطر جمع و تعهد به جامعه و هنجار های اخلاقی چندان معقول به نظر نمی رسد. ایالات متحده از جمله کشور هایی است که قهرمانان فراوانی در تمامی زمینه ها دارد و همیشه از الگو سازی فردی جهت ارائه راهکار و کار راهه به جامعه و حتی جوامع دیگر بهره برده است. حتی این روحیه فرد گرایانه و تکرویانه در سیاستهای خارجی ایالات متحده به راحتی به چشم می خورد که البته در این مجال قصد پرداختن به مسائلی از این دست را ندارم. 

  به هر روی فردی که در یک جامعه فرد گرا به دنیا آمده و رشد یافته با عطف به تاثیر پذیری و شکل پذیری روحیه و اخلاقیات فرد از محیط پیرامونی که در ادامه باعث شکل گیری ادراکات شخصی ار محیط پیرامونی و در نهایت شخصیت فرد می شود مطمئنا نمی تواند صرفا به خاطر اینکه سازمان از او تلاش و فعالیت را می خواهد کار و تلاش کند. شاید همین حالا این موضوع را مطرح کنید که فرد با کسب حقوق و دستمزد      می تواند تا حدودی به نیازهای جنبه فرد گرایانه خود پاسخ دهد اما بنا به تئوری دو عاملی هرزبرگ که دستمزد را تنها پاسخگوی نیازهای بهداشتی فرد و نه عامل ایجاد         رضایت مندی می داند و یا الگوی انگیزشی مازلو که حقوق و عوامل اقتصادی را در پایین ترین رده های تقسیم بندی و ارضای نیازهای فردی قرار داده است و چندین تئوری و نظریه دیگر که خواننده محترم با آنها به بهترین وجه آشنایی دارد باید پذیرفت که نیاز به کسب موفقیت که هدفی فردی به حساب می آید یک واقعیت انکار ناپذیر است. شاید عامل تایید کننده این ادعا این باشد که اکثر قریب به اتفا ق این نظریات در جامعه آمریکا طرح شده و دوره های گوناگون رشد و تکامل و عملیاتی  شدن خود را  در همین جامعه گذرانده اند. البته باید به این نکته نیز اعتراف کرد که چنین ویژگی تنها خاص افرادی که در ایالات متحده زندگی می کنند نیست و نقریبا می توان ادعا کرد که جنبه ای عمومی دارد . اما آنچه مورد تاکید ماست شدت و تسلط روحیه فرد گرایی در چنین جامعه ای است که به عنوان یک پارامتر تاثیر گذار پایه گذار مهمترین تئوریهامی شود. 

 در چنین جامعه ای که آدمهایی داریم که دستیابی به هدفهای خود را تنها راهبرد خود قرار داده اند شرط موفقیت هر سازمان که اتفاقا همین افراد عناصر سازنده آن به حساب   می آورند چیست؟

 

  دراکر در نظریه مدریت بر مبنای هدف به خوبی این واقعیت را درک کرد پایه و اساس ئتوری خود را بر مبنای همین ویژگی افراد پایه گذارد و اعلام کرد که برای دستیابی به اهداف سازمان باید هدفهای سازمان را به اهداف کارکنان آن تبدیل کرد.در مدیریت بر مبنی هدف چهار رکن مشاهده می شود اول: تعیین هدف یا هدفهای مشخص دوم:تصمیم گیری مشارکتی سوم : تعیین زمان مشخص و  چهارم: بازخورد کردن نتیجه عملکرد [1].

 

  اساسا هر سازمانی برای نیل به هدفی خاص به وجود    می آید . در تعریف سازمان گفته اند که مجموعه ای متشکل از  برنامه ها و منابع و راهبرد ها برای دستیابی به هدفی خاص تشکیل شده است و بدین ترتیب متوجه می شویم که بدون موجود بودن هدفی خاص اساسا سازمانی ایجاد نخواهد شد. در سازمانهای امروزی نیز که سیستمها و ابزار تا حدودی جانشین انسان شده اند هنوز هم موجودی به نام انسان حتی در نقش راهبری و کلان باز هم نقشی کلیدی در فعالیت سازمان دارد و مسائل گوناگون جانبی که بر راندمان او اثر    می گذارند حائز اهمیت است . یک کارمند زمانی که احساس کند که در محیطی پر تنش و برای آرمانها و اهدافی فعالیت می کند که اساسا هیچ اعتقادی به آنها ندارد مطمئنا از تمام قابلیت خود به دلیل نداشتن انگیزه کافی استفاده نخواهد کرد. از سوی دیگر  قابلیت خلاقیت و نوآوری به عنوان دو عنصر اساسی در موفقیت سازمانهای امروزین نیز در چنین فردی کاهش خواهد یافت و حتی کارایی عادی شخص نیز تا آستانه حداقل ماندگاری او در سیستم  کاهش خواهد یافت . بدین ترتیب در چنین موقعیتی اگر سازمان شکست نخورد فقط به حیات ادامه خواهد داد . این وضعیتی است که در بسیاری از سازمانهای ایرانی به چشم می خورد. سازمانهایی با افرادی که هیچگونه علاقه باطنی به اهداف آن از خود نشان        نمی دهند.دراکر معتقد است زمانی که فرد تحقق هدفهای شخصی خود را در گرو تحقق اهداف سازمان می بیند یا در راستای آن می بیند و یا حتی عدم تحقق اهداف سازمان را به عنوان سدی در برابر تحقق اهداف خود قلمداد کند آنگاه به صورت کاملا خودکار در جهت تحقق اهداف سازمان تلاش خواهد کرد. البته این تفکر باید به صورت کاملا آگاهانه به فرد ارائه شود.

 

  شاید شما هم با سوالی که برای من مطرح است برخورد کرده باشید که آیا منظور از تئوری مدیریت بر مبنای هدف این است که گروهی از افراد هر کدام با اهداف خود در یک سازمان وارد شوند و فعالیت کنند و یا نه هدفهای بزرگ سازمان را به هدفهایی کوچک و قابل دسترس برای هر فرد و بخش باید تبدیل کرد. برداشت اول مانند آن است که شخصی که طرفدار محیط زیست و پاسداری از جنگلهاست در سازمان جنگلها و مراتع مشغول به فعالیت شود و چون هدف شخصی او حفظ درختها و جنگلهاست برای موفقیت سازمان جنگلها و مراتع تلاش فراوانی کند چون در اصل موفقیت آن را رسیدن به هدفهای خود می داند. از سوی دیگر رویکرد دوم مانند آن است  که فردی را که در سازمان جنگلها و مراتع کار   می کند اینگونه توجیه کنیم که شما با نگهداری از یک محیط جنگلی کوچه می توانید سهمی در موفقیت سازمان در تمامی کشور داشته باشید . در مثال دوم فرد حتی ممکن است که هیچگونه اهمیتی به درختها و جنگلها ندهد. البته من معتقدم که دیدگاه دوم بیشتر به مباحث طراحی و مهندسی شغل و موضوعاتی چون توسعه عمودی شغل متوجه است تا نظریه کلان رفتاری چون مدیریت بر مبنای هدف .

 

  موفقیت تئوری مدیریت بر مبنای هدف الزامات خاص خود را دارد که پیش از این بر شمردیم . اساسا هدفهای سازمان باید مشخص و در عین حال برای تمامی افراد سازمان کاملا شناخته شده باشد. فرد چه به جنگلها علاقه داشته باشد و چه نداشته باشد باید بداند که وظیفه سازمان او پاسداشت و نگهداری از جنگلهاست.از سوی دیگر تصمیم گیری متمرکز در چنین راهبردی به دلیل نقش کلیدی کارمند در اجرا و موفقیت تصمیم کاملا غیر عقلانی است . کارمند علاقمندی که هدفهای سازمان را نیز درک کرده است علاقه زیادی دارد تا در تصمیم گیریها مشارکت داشته باشد و در صورت تحقق چنین امری انگیزه او بالاتر هم خواهد رفت زیرا عموما افراد به اجرای تصمیمات و تحقق اهدافی که خود در شکل گیری آنها نقش داشته اند علاقه بیشتری نشان می دهند.

 

  از طرف دیگر نظارت دائم بر عملکرد افراد و گرفتن بازخورد و اصلاح نقاط ضعف به بهینه شدن فرایند عمل خواهد کرد.

 

در مدیریت مبتنی بر هدف هدفها به صورت هدفهای کلی سازمان- هدفهای بخش – هدفهای دایره و هدفهای فردی تقسیم می شوند. و افراد رده های گوناگون سازمان نیز در بخشهای مختلف بسته به میزان اختیار و توانایی و تخصص خود شرکت دارند.

 

  نکته دیگر اینکه شرط موفقیت مدیریت مبتنی بر هدف آن است که هدفها زیاد آرمان گرایانه و غیر منطقی نباشند . انطباق اهداف با اختیارات و امکانات و حتی توانایی اهداف شرط اساسی در موفقیت در دستیابی به آنها می باشد . 

  به طور کلی به نظر می رسد تئوری مدیریت بر مبنای هدف دراکر در جوامعی با خصوصیا ایالات متحده بسیار مثمر ثمر باشد. این تئوری در سازمانهای ایرانی نیز می تواند با درصد موفقیت مناسبی پیاده شود زیرا میزان روحیه فرد گرایانه[2] در جامعه ایرانی نیز در سطح بالایی قرار داردو از سوی دیگر تکروی و عدم شناخت و اعتقاد به اهداف در چنین سازمانهایی زیاد با چشم می خورد.البته در پایان بار دیگر باید با این نکته تاکید کرد که منطقی و صادقانه برخورد کردن در همه مراحل شرط اصلی موفقیت پیاده سازی چنین تئوری می باشد. 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

[1] - Robbins-stephen – Essentials of organizational behavior

 

[2] - فرد گرایی با خود خواخی و عدم علاقه به دیگرا تفاوت بنیادی دارد . البته میزان رقابت در جامعه ایران در مقایسه با جامعه ای چون آمریکا غیر قابل مقایسه است.

  

منبع خبر : واحد پژوهش و تحقیق MLM

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:45 |
 

 

سيدني.جي.هريس نويسنده‌اي سرشناس و واقع‌گراست كه به تعبير خود، رموز برنده شدن را در ميدان زندگي مي شناسد و براي موفقيت در آن، راه هايي ساده پيشنهاد ميكند. اگر برنده بودن را به عنوان هدف زندگي خود انتخاب كرده ايد، اين مطلب راهنماي خوبي براي شما خواهد بود :

 

اولين هدف گيری :..................................................

 

- برنده متعهد مي‌شود.

بازنده وعده مي‌دهد.

 

- وقتي برنده‌اي مرتكب اشتباه مي‌شود، مي‌گويد: اشتباه كردم.

وقتي بازنده‌اي مرتكب اشتباه مي‌شود، مي‌گويد: تقصير من نبود.

 

- برنده بيش از بازنده كار انجام مي‌دهد، و در انتها باز هم وقت دارد.

بازنده هميشه آنقدر گرفتار است كه نمي‌تواند به كارهاي ضروري بپردازد.

 

- هراس برنده از باختن به آن اندازه نيست كه بازنده باطناً از برنده شدن دارد.

 

- برنده به بررسي دقيق يك مشكل مي‌پردازد.

بازنده از كنار مشكل گذشته، و آن را حل نشده رها مي‌كند.

 

- برنده مي‌گويد: بيا براي مشكل راه حلي پيدا كنيم.

بازنده مي‌گويد: هيچ كس راه حلي را نمي‌داند.

 

- برنده مي‌داند به خاطر چه چيزي پيكار مي‌كند و بر سر چه چيزي توافق و سازش نمايد.

بازنده آن جا كه نبايد، سازش مي‌كند، و به خاطر چيزي كه ارزش ندارد، مبارزه مي‌كند.

 

- برنده با جبران اشتباهش، تاسف و پشيماني خود را نشان مي‌دهد.

بازنده مي‌گويد: «متاسفم»؛ اما در آينده اشتباه خود را تكرار مي‌كند.

 

- برنده مورد تحسين واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجيح مي‌دهد، هر چند كه هر دو حالت را مد نظر دارد.

بازنده دوست داشتني بودن را، به مورد تحسين واقع شدن ترجيح مي‌دهد، حتي اگر بهاي آن خفت و خواري باشد.

 

- برنده گوش مي‌دهد. بازنده فقط منتظر رسيدن نوبت خود، براي حرف زدن است.

 

- برنده از ميانه‌روي و نرمش خود احساس قدرت مي‌كند.

بازنده هرگز ميانه‌رو و معتدل نيست گاهي از موضع ضعف، و گاهي همچون ستمگران فرودست رفتار ميكند.

 

- برنده مي‌گويد، بايد راه بهتري هم وجود داشته باشد.

بازنده مي‌گويد، تا بوده همين بوده و تا هست همين است.

 

- برنده به افراد برتر از خود، احترام مي‌گذارد، و سعي مي‌كند تا از آنان چيزي بياموزد.

بازنده از افراد برتر از خود، خشم و نفرت داشته، و در پي يافتن نقاط ضعف آنان است.

 

- برنده گام‌هاي متعادلي بر مي‌دارد.

بازنده دو نوع سرعت دارد، يا خيلي تند و يا خيلي كند.

 

نویسنده : سيدني.جي.هري

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:44 |

 نقش رهبری مدیران به ویژه در یک نهاد اجتماعی، شناسائی و درک تمامی مشارکت کنندگان سازمانی و همچنین رفتار ها، خواست ها و توانائی هاشان را ایجاب می نماید. این شناخت در مرحلۀ نخست متوجه افراد در اختیار، سپس سایر افراد شاغل به کار و نهایتاً کاربران و خدمت گیرندگان نهاد غیر دولتی مذکور می باشد. بخشی از این شناخت مستلزم دانش و آگاهی نسبت به فعالیت های مربوط به بخش در اختیار مدیر و قسمت دیگری از آن نیازمند احراز دانائی های کلی روان شناختی و رفتار شناسانۀ افراد مذکور می باشد. به همین دلیل است که بخش رهبری مربوط به وظایف مدیریتی بیشتر بر پایۀ قابلیت های شخصی و فردی مدیر شکل می پذیرند و بسیاری از صاحبنظران، بخش رهبری را از مهمترین عواملی می دانند که موضوع مدیریت را به مفهومی بین دانش و هنر تبدیل کرده است. به عبارت ساده تر، هنر یک مدیر در شناسائی روانی افراد در اختیار، همکاران و سایر مشارکت کنندگان سازمانی اش، قدرت و توانائی او را در ایفای نقش رهبری اش تضمین می نماید. همین استدلال برای یکی دیگر از عوامل پدیدآورندۀ رهبری که همان توانمندی های انگیزشی می باشد، صدق می نماید. چراکه امکان برانگیختن افراد و تحریک شان برای پیشبرد اهداف و آرمان های سازمانی، بدون احراز قابلیت های فردی یک مدیر امکان پذیر نخواهد بود.

 

راهبری و توانمندی های انگیزشی

 شناخت و به کارگیری مسائل مربوط به توانمدی های انگیزشی، به عنوان یکی از مهمترین وظایف رهبری، بدون درک اهمیت الگو های طراحی شده برای این امر میسر نخواهد بود. از سوی دیگر، بررسی الگو های انگیزشی خود نیازمند بحث های مفصلی هستند که مجال بیان شان در نوشتۀ حاضر نیست. در اینجا شاید تنها اشاره به عنوان برخی از آنها مانند: نظریۀ سلسله مراتب نیاز ها، روش عامل های دوگانه، نظریۀ احتمال و انتظار و نظریۀ تقویت، بسنده نماید. به عنوان نمونه، شایان ذکر خواهد بود اگر به نظریۀ سلسله مراتب نیاز ها که به الگو یا هرم مُزلو نیز مشهور است، اشاره ای نمائیم که در آن نیاز های انسانی از پائین به بالا در هرمی که طی آن نیاز های فیزیکی، ایمنی، اجتماعی و احترام انسانی پشت سر هم قرار گرفته و طبقه بندی می شوند و نهایتاً خودیابی در بالای هرم جای می گیرد. روش های مدیریتی مختلف به اشکال گوناگونی به استفاده از این الگو می پردازند. به طوری که بسیاری از سازمان های خصوصی و انتفاعی با تعریف تعادلی میان هزینه ها و پیشبرد کارها، از آن برای رسیدن به سود بیشتر خود یاری می گیرند. اما از دیدگاه نهاد های اجتماعی، مطابق این الگو، رهبری موظف است به تدریج تمامی کارکنان در اختیار و حتی سایر مشارکت کنندگان سازمانی را یاری دهد تا به تدریج خود را به بالاترین قسمت این هرم یعنی "خودیابی" برسانند. چنین نگرشی، خود منجر به گزینش مناسب ترین الگوی رهبری برای سازمان مورد نظر می شود. به طور کلی، الگو های رهبری را می توان به صورت: خود کامه، مشارکتی و بر پایۀ آزادی های گروهی تقسیم بندی کرد. بدیهی است که مناسب ترین الگو برای رهبری سازمان های غیر دولتی، همان گونه که مکرر بیان گردید، جز الگوی مشارکتی نخواهد بود.

 

راهبری و قدرت سازمانی

 به طور کلی، قدرت سازمانی که توسط بخش سازماندهی در اختیار برخی از افراد (مدیران سازمان) قرار می گیرد را می توان به روش های مختلفی صورت بندی نمود که از آن جمله می توان به تقسیم بندی هفت گانه اشاره کرد. در این روش، اشکال مختلف قدرت درون ساختار سازمانی که می توانند توسط مدیران آن مورد استفاده قرار گیرند به انواع: قانونی، پاداشی، زورگویانه، مهارتی، جذبه ای، ارجاعی و اطلاعاتی، تقسیم بندی می شوند. منظور از قدرت قانونی یک مدیر، اختیاراتی است که در شرایط خاصی و برای مدت زمان مشخصی از طرف مدیران بالا دست به او واگذار شده و در ازای آن مسؤلیت و پاسخگوئی ویژه ای طلب می گردد. این نوع قدرت سازمانی توسط عناوین مختلف اعطا شده و در نتیجه در ماهیت و درون عناوین سازمانی باقی می مانند و افرادی را که برای مدت مشخصی در آن نقش قرار می گیرند، دنبال نخواهند کرد! قدرت پاداشی اشاره به توانائی های یک مدیر برای استفاده از روش های انگیزشی در جهت به تحرک درآوردن مشارکت کنندگان در اختیارش، دارد و قدرت زورگویانه اشاره به اختیاراتی می نماید که به واسطۀ آنها یک مدیر می تواند از کسی سلب مسؤلیت یا عضویت نموده و با این حربه او را به انجام کارهای سازمانی وادار سازد. قدرت مهارتی مدیر در صورتی رخ می نماید که او به واقع در جهت برتری های مهارتی اش برای خدمت دهی در مقامی برگزیده شده باشد. در حالی که قدرت جذبه ای به توانائی های شخصیتی و قابلیت های فردی او اشاره می نماید. منظور از قدرت ارجاعی، آن دسته از توانائی هائی است که به واسطۀ یک مدیر دیگر و یا انجمن راهبری در اختیار کسی قرار داده می شود. این قبیل توانائی ها مشخصاً در اختیار کسانی خواهد بود که به انجام وظایف ستادی در کنار مدیران اجرائی قرار می گیرند. دست آخر قدرت اطلاعاتی است که اشاره به قابلیت های مربوط به سرعت دسترسی به اطلاعات برای مدیران است که در مواقع ضروری در اختیارشان قرار می گیرد.

 

شایان ذکر است که مفاهیم مطرح شده در بالا برای تمامی انواع سازمان ها جامعیت و عمومیت دارد و اما نحوۀ کارکردشان در مورد سازمان های غیر دولتی به گونۀ دیگری است. برای تشریح این مهم، لازم است پیش از هر چیز به باز گوئی تعریف قدرت در نهاد های اجتماعی بپردازیم. قدرت و توانائی در سازمان های غیر دولتی و سایر نهاد های اجتماعی که مشغول خدمت دهی به جامعۀ جهانی انسان ها هستند، بایستی در جهت توانمندی شان برای دسترسی به افراد آن جامعه و کارآمدی شان برای یاری رسانی به آنها معنا بپذیرد. در این نگرش، اصولاً کسانی که به عنوان مدیر در چنین نهاد هائی برگزیده می شوند، باید بر اساس معیار توانائی شان در دستیابی کارا تر به هدف غائی یاری رسانی سازمان مورد نظر، به کار گمارده شوند. از بیان این مطلب مهم تر، جایگری آن در اذهان تمامی مشارکت کنندگان و تبدیل آن به یک فرهنگ سازمانی می باشد . به این معنا که تمامی افراد درگیر در چنین نهادی بایستی پیش از هر چیز در پی حصول آرمان کلی این قبیل مؤسسات، یعنی بهسازی زندگی انسان ها در جامعۀ جهانی نوین باشند. در نتیجه، اگر مسائلی از قبیل فقرزدائی، بالا بردن رفاه اجتماعی، آموزش برای همه، کمک به بهداشت مادران و کودکان شان، کاهش زمینه های نابسامانی رفتاری و روانی که منجر به بزهکاری اجتماعی می شوند، مبارزه با فساد های اجتماعی، اداری و شخصیتی، نگهداشت محیط زیست و بسیاری موارد از این دست، در پس اندیشۀ تمامی مشارکت کنندگان یک سازمان غیر دولتی جای گرفته باشند، دیگر نیازی به آزمندی های مرسوم در راه دستیابی به مقام های مدیریتی در صورت فقدان اشتیاق و دانائی لازم برای احراز آن مقام، نخواهد بود. این اندیشه پیش از هر جای دیگری، باید در اذهان بنیان گزاران و انجمن های راهبری و رایزنی یک نهاد اجتماعی ایجاد شده و شکل پذیرند و تنها در این صورت و از طریق روش های ادارۀ مشارکتی است که می توان به جایگیری آن در اذهان سایر افراد درگیر در مجموعه، امیدوار بود.

 

حال با توجه به نگرش غیر دولتی نسبت به قدرت که به آن اشاره گردید، ایدۀ کلی آن است که همه بپذیرند: نقش های سازمانی تعیین شده در یک نهاد اجتماعی باید از کارآمدی، لیاقت، اشتیاق، دانائی و مهارت های افراد نشأت بگیرند و نه از روابط درون سازمانی یا در نتیجۀ انتصابات غیر مشارکتی! در چنین شرایطی، آنان که بیش از هر چیز دغدغۀ خدمت دهی به جامعۀ انسانی خود را دارند بایستی برای گزینش های شغلی در ارجحیت قرار بگیرند. حال با توجه به نگرش غیر دولتی به قدرت سازمانی می توان در مورد مفاهیم بخش های هفت گانۀ مطروحه راحت تر سخن گفت. به طور خلاصه، قدرت های پاداشی و زورگویانه (مجازاتی) مدیران در مورد سازمان های غیر دولتی به صورت کاملاً متفاوتی و در دل قدرت جذبه ای ظاهر می شوند که تأکیدش بر بخش های انگیزشی مربوط به رهبری می باشد. همچنین تأکید قدرت قانونی مدیران در این قبیل نهاد ها، بیشتر مسألۀ توازن میان مسؤلیت ها و اختیارات خواهد بود که در مفهوم پاسخگوئی شان در مقابل تمامی مشارکت کنندگان سازمانی تجلی می یابد. اما حضور سایر قدرت های سازمانی از جمله: مهارتی، جذبه ای، ارجاعی و اطلاعاتی، در نهاد های اجتماعی نیز به شکل مشابهی با سایر انواع سازمان ها غیر قابل انکار است. به عبارت بهتر، قرار است مدیران هر سازمانی به جهت توانائی های فردی، شخصیتی، مهارتی و اطلاعاتی در مرحلۀ بالاتری از سایر همکاران شان قرار داشته باشند و نهاد های اجتماعی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. جز اینکه در این قبیل مؤسسات، به دلیل ماهیت مشارکتی شان، تمامی این قدرت های به صورت کوتاه مدت و به نوعی از طرف تمامی مشارکت کنندگان در اختیار افراد قرار می گیرند. موارد مربوط به این مطلب نیز در ادامۀ بحث های این بخش و زیر عنوان "تصمیم گیری مشارکتی" بیان خواهد گردید.

گروه پژوهشی آسو راهبر

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:43 |

 

دلایل بسیار زیادی وجود دارند تا شما را قانع کنند که محل کار خود را مرتب نگه دارید. با نکته های جالبی در مورد سازمان دهي به محیط کار فعلی خود آشنا شوید. 

به نظر می رسد که یکی از خصوصیات افراد پر مشغله، برخورداری از دفترهای کار آشفته و شلوغ است. به مجرد این مطلب که محیط کار شما کثیف شود و اسناد و مدارک در هم ریخته شوند، کارهای شما عقب می افتند و نظم و انضباط اولیه را از دست خواهید داد.

 

دلایل بسیار زیادی وجود دارند تا شما را قانع کنند که محل کار خود را مرتب نگه دارید. البته این امر تنها موجب دسترسی آسان شما به وسایل مورد نیازتان نمی شود، بلکه فواید بیشمار دیگری را نیز در بر دارد. تحقیقات نشان داده اند که محیط کار نا مرتب و بی نظم بر روی عملکرد ذهنی افراد تاثیر منفی می گذارند. در چنین شرایطی شما مجبور می شوید تا بیشتر از حد لازم از توانایی های خود استفاده کنید، تا به واسطه آن بتوانید لیاقت و شایستگی خود را به دیگران اثبات نمایید.

متاسفانه در نظر بسیاری از افراد، سازمان یافتگی دفتر کار ارزش زیادی ندارد. به راحتی می توانید در اطراف خود به افرادی را نام ببرید که تصور می کنند کنترل همه چیز را به عهده دارند، اما در واقع انسان های نامرتب و بی نظمی هستند. البته در این میان استثناهایی هم به چشم می خورند. به طور مثال برخی از افراد هستند که شلختگی آنها با چشمان غیر مسلح نیز به وضوح آشکار می باشد، اما این دسته از افراد از سیستم چیدمان شخصی خود را دنباله روی می کنند. ادامه مقاله را بخوانید تا با نکته های جالبی در مورد سازمان بخشیدن به محیط کار فعلی خود بیشتر آشنا شوید.

 

از سیستمی پیروی کنید که برای شما مفید باشد

 

آیا شما فردی هستید که توانایی به خاطر سپردن تاریخ ها را دارا می باشد؟ البته به خاطر سپردن روز دقیق مهم نیست، فقط حدود آن مورد نظر است؛ یا اینکه فردی هستید که بیشتر ترجیح می دهد بر طبق دسته بندی موارد مختلف کار خود را پیش ببرد؟

 

برای آن دسته از افرادی که به دسته بندی فکر می کنند، یک زونکن، پوشه و یا کلاسور، چاره کار است. با اتکا به این روش، این افراد به راحتی و تنها با یک نگاه سطحی به فهرست مطالب می توانند موضوع مورد نظر خود را پیدا کنند.

 

عده دیگری از افراد نیز هستند که بر طبق اطلاعات زمانی سوژه ها را به خاطر می آورند. این دسته از افراد دسته بندی های ردیفی که به ترتیب از "الف" شروع شده باشد و به "ی" ختم گردد را ترجیح می دهند. موفقیت این افراد، زمانی تضمین میشود که بتوانند موضوعات خود را با پیروی از زمان دسته بندی کنند. آنها وقایع را بر اساس زمان و یا تاریخ وقوع آنها به خاطر می آورند و معمولاً در دسته بندی تحمل بیشتری نسبت به گروه اول از خود نشان می دهند. دلیل این امر کاملا ساده و قابل فهم میباشد: زمانیکه پرونده های کاری بر روی میز شما چیده می شوند، قدیمی تر ها در جایگاه پایین تری قرار می گیرند.

 

سعی نکنید خودتان را مجبور به پیروی کردن از روشی کنید که ذهنتان با آن هم خوانی ندارد. به جای این کار، شایسته است که از سیستم سازماندهی طبیعی و ذهنی خود کمک بگیرید و در محیط کار همان سیستم را به کار گیرید.

 

 

در هر روز مقدار کمی از آن را انجام دهید

 

در خلل فواصل زمانی روزانه، برای خود وقتی را در نظر بگیرید و در آن به تمیز کردن محیط اطراف خود بپردازید. اگر احساس می کردید چیزهایی به چشمتان می خورند که اصلاً ارزش نگه داشتن را ندارند، می توانید آنها را در بایگانی بر طبق سیستم دسته بندی خود فایل بندی نمایید.

 

 

اگر قسمت های کوچکی از این کار را به صورت روزانه انجام دهید، و در طی هر روز تنها چند دقیقه از وقت خود را به این کار اختصاص دهید، به این نتیجه می رسید که در فضایی آکنده از نظم کار می کنید و همچنین می توانید در آینده در وقت خود تا اندازه بسیار زیادی صرفه جویی کنید.

 

 

صبح یا بعد از ظهر این کار را انجام دهید

 

هر چند وقت یک بار دفتر کار شما نیاز به یک نظافت کلی پیدا می کند. شاید وسایل شما آنقدر بیش از اندازه روی هم انباشته شده باشند و یا آنقدر پرونده های دسته بندی نشده داشته باشید که برای مرتب کردن همه آنها نیاز به زیر مجموعه سازی هم پیدا کنید.

 

 

هر کاری که انجام می دهید، فقط باید مطمئن باشید که به اندازه کافی بر روی آن وقت می گذارید. باید به این کار مانند سایر وظایف شغلی خود نگاه کنید. سعی کنید حداقل هر دو ماه یکبار یک بعد از ظهر و یا صبح را به طور کامل به انجام این کار اختصاص دهید؛ در اینجا باز هم باید تاکید کنیم که وقت کافی به این کار اختصاص دهید، چرا که این مطلب، امری نیست که بی حوصله و سرسری بخواهید آن را از سر خود از کنید. با این وجود بازهم در مرتب کردن های روزانه نیز می بایست سعی کنید تا فایل های مختلف را مجدداً چک کنید تا ببنید چیزی از قلم نیفتاده باشد و همه چیز در سر جای خود قرار گرفته باشد.

 

 

موارد ضروری را در پوشه مخصوص به خود ذخیره کنید

 

مواردی که زمان تحویل آنها نزدیک می شود را باید در یک بخش جداگانه ذخیره نمایید. آنها را در جایی بگذارید که در دسترستان باشند. همیشه فضایی را برای موارد ضروری که ممکن است در آینده به آنها نیاز پیدا کنید، نیز در نظر بگیرید. این موارد باید از سایر مدارک جدا شوند و بر اساس "اولویت تحویل" دسته بندی گردند. تا کنون برای خود زیاد اتفاق افتاده است که زمان تحویل بسیاری از پروژه ها فرا رسیده، اما به این دلیل که باید زیاد دنبال آنها می گشتم و یا فقط صرفاً به دلیل فراموشی، از انجام آن امور عاجز ماندم.

 

 

در صورت امکان از کپی های الکترونیکی استفاده کنید

 

درصد زیادی از درهم ریختگی روی میز شما به دلیل تعدد میزان کاغذها و پوشه های متنوع ایجاد می شود. هر گاه که برایتان مقدور بود، از مردم بخواهید تا مدارک خود را برای شما از طریق پست الکترونیکی ارسال نمایند. سپس آنها را نامگذاری کنید و در فولدرهای جداگانه دسته بندی نمایید. موتورهای جستجوی اینترنی از جمله google می توانند در این زمینه امکانات بی نظیری را در اختیار شما قرار دهند. اما به هر حال شما باید نسخه تمام پرونده های خود را بر روی دیسک سخت کامپیوتر داشته باشید. اگر تنها به سیستم های طبقه بندی اینترنتی اتکا کنید، کار خطرناک پ پر ریسکی را انجام داده اید،  بنابراین بهتر است کمی وقت بگذارید و فایل های خود را بر روی رایانه شخصی سازماندهی کنید.

 

 

اگر به اندازه کافی وقت در اختیار دارید، سعی کنید برخی از پرونده های خود را اسکن کرده و در کامپیوتر نگهداری کنید. شاید این کار برای برخی از افراد دیوانه کننده باشد، اما باید توجه کنید که این امر یکی از گام های ضروری به منظور رعایت نظم و ترتیب می باشد.

 

 

از یک تقویم رومیزی استفاده کنید

 

ممکن است برخی از افراد از خود سؤال کنند: در جایی که می توانند از تقویم های داخل رایانه شخصی خود استفاده کنند، چرا خود را به زحمت بیندازند و از تقویم رومیزی استفاده کنند؟ پاسخ سوال آنها این است که: تقویم رومیزی درست در مقابل چشمانتان قرار دارد.

 

 

سعی کنید زمان دریافت هر پرونده و همچنین تاریخ تحویل آنرا بر روی تقویم خود یادداشت نمایید. همچنان که به مرور زمان میزان پرونده های ضروری روی میز شما زیاد می شود، به راحتی می توانید به تقویم مراجعه کرده و با خیال راحت کلیه امور را انجام دهید. اگر زمان تحویل و کاری که باید انجام دهید، همواره در مقابل چشمانتان قرار گیرد، امکان فراموشی به صفر می رسد.

 

 

بیشترین سود را از محیط کار خود ببرید

 

از سیستمی استفاده کنید که مناسب شغل و خصوصیات فردیتان باشد و سعی کنید همیشه آنرا به مرحله اجرا نزدیک سازید. هر فردی به خوبی می داند که کدام روش در مورد او از بازده بالاتری برخوردار است. یک محیط کاری ساده و در عین حال سازمان یافته، می تواند به راحتی شما را به سمت تحقق اهدافتان رهنمون سازد و خلاقیت و لیاقت شما را تا حد بسیار زیادی افزایش دهد. فقط مشکل دنبال کردن یک چنین نظام هدفمند و منظمی است.

 

منبع خبر : واحد پژوهش و تحقیق MLM

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:42 |

 

تبلیغات به عنوان یكی از مهمترین ابزارهای آمیخته بازاریابی می تواند نقش بسیار مهمی را در استراتژی های بازاریابی شركت از قبیل ارتباط با مشتریان، معرفی محصولات ، اصلاح و تغییر ذهنیت مشتریان نسبت به شركت و آرم تجاری و... ایفا كند. 

اشباع بازارها، تشدید رقابت، تغییر در سلیقه ها و نیازهای مشتریان، شركتهای ایرانی را با چالشهای متعددی در فعالیتهای بازرگانی و صنعتی مواجه كرده است. در این شرایط شركتهایی كه بتوانند از ابزار و امكانات در دسترس خود همانند طراحی و توسعه كالاهای جدید، تجدید ساختار كانال توزیع و ارایه محصولات با كیفیت بالا و قیمت مناسب و همچنین تبلیغات موثر به درستی استفاده كنند می توانند بر این چالشها فائق آمده و بقای مداوم خود را تضمین كنند.

تبلیغات به عنوان یكی از مهمترین ابزارهای آمیخته بازاریابی (MARKETING MIX) می تواند نقش بسیار مهمی را در سیاستها و استراتژی های بازاریابی شركت از قبیل ارتباط با مشتریان، معرفی محصولات جدید، اصلاح و تغییر ذهنیت مشتریان و مخاطبان نسبت به شركت و آرم تجاری آن و... ایفا كند. متاسفانه به سبب فقدان ارتباط منسجم و علمی بین تحقیقات بازاریابی و صنعت تبلیغات ایران،شركتها و صنایع ایرانی نمی توانند استفاده كالا و اثربخشی از تبلیغات خود داشته باشند. از این رو این مقاله در صدد است كه یكی از نقائص تبلیغات تجاری در ایران را كه هدفگذاری تبلیغات بر پایه استراتژی های بازاریابی شركت است مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.

از آنجا كه نقطه آغاز هر حركت در فعالیتهای صنعتی و تجاری تعیین اهداف است و این هدفها هستند كه مسیر فعالیتها را مشخص می كنند، این مقاله به بررسی هدفگذاری در تبلیغات بازرگانی بر پایه مدلINTEGRATED MARKETING COMMUNICATION = IMC مـی پردازد.

ارتباطات منسجم بازاریابی یكی از جدیدترین دیدگاهها و مدلها در هدفگذاری تبلیغات و ارتباطات تجاری است. این مدل نظام مند در جستجوی ارتقای اثربخشی و هـــم افزایی در فعالیتهای ارتباطی و تبلیغاتی شركتها و موسسات است. این مدل از طریق برقراری ارتباط منسجم و ساختاریافته بین عناصر آمیخته بازاریابی (قیمت، كالا، تبلیغات و توزیع) فعالیتهای تبلیغاتی شركت را به طور كامل و اثربخش در خدمت استراتژی ها و اهداف بازاریابی و فروش قرار می دهد.

در این مقاله پس از تشریح مدل ارتباطات منسجم بازاریابی و نقش آن بر هدفگذاری تبلیغات تجاری به بررسی و تبیین جایگاه این مدل در فرآیند مدیریت بازاریابی پرداخته خواهد شد. سپس به توصیف و تشریح انواع اهداف تبلیغات در مدل ارتباطات منسجم بازاریابی عوامل تاثیرگذار بر این اهداف پرداخته خواهد شد.

● تحول ارتباطات منسجم بازاریابی

در دهه های گذشته فعالیتهای تبلیغاتی شركتها تحت تاثیر رسانه هایی با دامنه پوششی وسیع همانند رادیو تلویزیون و روزنامه ها قرار داشت و از سایر عناصر آمیخته ترفیع همانند بازاریابی مستقیم و ترفیع فروش برحسب مورد به صورت اتفاقی استفاده می شد. از روابط عمومی هم فقط به عنوان ابزاری جهت تصـــــویرسازی سازمان در جامعه استفاده می شود.

بازاریابان در طراحی برنامه های ترفیعی خود با مسایل و مشكلات بسیاری مواجه هستند و مجبورند هریك از عناصر آمیخته ترفیع را به صورتی جداگانه هدفگذاری كنند، فرآیند تعیین بودجه را انجام دهند و پیامها و مخاطبان هدف را شناسایی كنند. این مسئله سبب كاهش كارایی و اثربخشی فعالیتهای ترفیعی شده بود.

در دهه ۱۹۸۰ بعضی از شركتها ضرورت ایجاد انسجام در فعالیتهای ترفیعی و تبلیغاتی را احساس و از این رو استفاده از فرایند ارتباطات منسجم بازاریابی را آغاز كردند. زیرا این فرآیند اجزای مختلف آمیخته ترفیعی شركت و سایر فعالیتهای بازاریابی كه از طریق آن با مشتریان یك شركت ارتبـاط برقرار می كند، هماهنگ می سازد.

صنعت تبلیغات به سرعت مفهوم ارتباطات منسجم بازاریابی را به عنوان یك مفهوم علمی و كاربردی و نه به عنوان یك پدیده زودگذر و موقت پذیرفت. واژه هایی همانند تبلیغات جدید، هماهنگی در تبلیغ و ارتباطات یكپارچه نیز به منظور توصیف و تشریح مفهوم ارتباطات منسجم بازاریابی نیز مورد استفاده قرار گرفتند.

یك گروه كاری از اتحادیه آژانسهای تبلیغاتی آمریكا(AAAA) یكی از نخستین تعاریف را برای ارتباطات منسجم بازاریابی به شرح زیر تدوین كردند:

ارتباطات منسجم بازاریابی یك مفهوم برنامه ریزی ارتباطات بازاریابی است كه در قالب یك برنامه جامع ارتباطی، نقشهای استراتژیك انواع ابزارهای ارتباطی همانند تبلیغات، روابط عمومی، بازاریابی مستقیم و ترفیع فروش را مورد ارزیابی قرار می دهد و این ابزارها را به منظور شفاف ساختن، تداوم و به حداكثررساندن اثر ارتباطات بازاریابی، باهم تركیب می كند.

تعریف اتحادیه آژانسهای تبلیغاتی آمریكا بر فرآیند استفاده از همه اشكال ترفیع به منظور به حداكثررساندن اثر ارتباطات تاكید می كند در حالی كه دانشمندانی همانند دان شولتز (DON SCHULTZ) معتقد است كه ارتباطات منسجم بازاریابی نقش و اهمیت فراتری نسبت به موارد فوق دارد و دربرگیرنده همه ارتباطات و تماسهای یك شركت از قبیل نام تجاری، تصویر شركت و... با مشتریان است.

بسیاری از شركتها از مفهوم گسترده ارتباطات منسجم بازاریابی به منظور هماهنگ ساختن و مدیریت برنامه های ارتباطاتی خود استفاده می كنند تا به این اطمینان برسند كه به مشتریان تصویر باثبات و موثری را از شركت و نام تجاری آن ارایه می دهند. مفهوم ارتباطات منسجم بازاریابی به شركتها كمك می كند كه روشهای مناسب و موثر ارتباط و تماس با مشتریان همچنین سایر ذینفعان همانند كاركنان، عرضـــــه كنندگان مواد اولیه، سرمایه گذاران و سایر موسسات مرتبط استفاده كنند.

● حركت به سوی ارتباطات منسجم

حركت به سوی ارتباطات منسجم بازاریابی به عنوان یكی از مهمترین زمینه های توسعه بازاریابی در دهه ۹۰ خوانده می شود.

تغییرات در محیط بازار همانند مشتریان، فناوری و رسانه ها نیاز به انسجام و اثربخشی فعالیتهای تبلیغاتی را بیش از پیش آشكار كرده است.

بیشتـر این تغییرات در جنبه های جمعیت شناسی، سبك زندگی و الگوی خرید، رسانه های مورد استفاده مشتریان رخ داده است به عنوان مثال: تلویزیون های كابلی و ماهواره ای و اینترنت رسانه های جدیدی هستند كه تاثیر بسیار عمده ای را در ارتباطات شركتها و موسسات با مشتریان به جای گذاشته اند.

تغییرات اخیر در فناوری اطلاعات این امكان را ایجاد كرده است كه جامعه مخاطبان به گروههای كوچكتر و متنوع تری تفكیك شده تا بتوان برای هریك از این گروهها آمیخته های بازاریابی جداگانه طراحی و تنظیم كرد.

یك دلیل عمده برای رشد اهمیت فرآیند ارتباطات منسجم بازاریابی انقلاب مداومی است كه در قوانین و قواعد بازاریابی و نقشهای سنتی آژانسهای تبلیغاتی در حال اتفاق است. تغییر در استفاده از تبلیغات مبتنی بر رسانه های فراگیر، كوچك شدن رسانه ها، تغییر در مبادله قدرت بازار، توسعه سریع بازاریابی مبتنی بر داده ها و تغییر در چگونگی استفاده از رسانه ها از جمله ویژگیهای این انقلاب است.

● اهمیت هدفگذاری

۱ - ارتباطات: اهداف مشخص در برنامه ارتباطات منسجم بازاریابی (تبلیغات) هماهنگی در بین گروههای مختلف درگیر از فرایند تبلیغات را تسهیل می كند. اهداف مدون تبلیغات همه قسمتها و بخشهای شركت همانند فعالیتهای ترفیع فروش، روابط عمومی و فروش شخصی را با هم هماهنگ می سازد.

۲ - تصمیم گیری: اهداف مشخص، راهنمای مفیدی برای تصمیم گیری هستند. برنامه ریزان تبلیغات غالباً با مسائل و مشكلاتی و... درباره انتخاب پیام تبلیغ، انتخاب رسانه، تخصیص بودجه بین عناصر مختلف آمیخته ترفیع روبرو می شوند. وجود اهداف تبلیغات انتخابها را در هر یك از موارد فوق آسانتر و بهینه تر می كند.

۳ - اندازه گیری و ارزیابی نتایج: یك دلیل بسیار مهم برای تعیین اهداف تبلیغات این است كه این اهداف مبنا و معیار اندازه گیری موفقیت در برنامه ارتباطات منسجم بازاریابی شركت را ارایه می دهند. بدون وجود اهداف مشخص و روشن، ارزیابی چگونگی و میزان تلاشهای شركت بسیار مشكل است.

● تحقیقات بازار

دست اندركاران تبلیغات با یك چالش عمده روبرو هستند و آن این است كه چگونه كالاها، خدمات و ایده های خود را از طریق رسانه ها به خریداران ارایه كنند. از این راه حداكثر بهره وری را از فعالیتهای تبلیغاتی و ترفیعی خود به دست آورند. برای انجام این كار، آنها باید درك مهمی از ارتباط بین محصولات و بازارها داشته باشند. برقراری ارتباط بین محصول و بازار، اصل اساسی بازاریابی و مدیریت بازاریابی است و آنها بااستفاده از ابزارهای خود می توانند به این ارتباطات دست یابند.

متاسفانه نقش و اهمیت بازاریابی در بعضی از موارد به درستی برای دست اندركاران صنعت و تجارت روشن نیست، مثلاً برای تامین مالی صنعت و خرید مواد اولیه برای تولیدات اهمیت بالایی وجود دارد اما اهمیت اینكه چه محصولاتی را مشتریان می خواهند، چگونه باید این محصولات به اطلاع مشتریان رسانده شود و چگونه این محصولات توزیع شود به خوبی تبیین نشده است.

به منظور طراحی كالا و اثربخشی برنامه ارتباطات منسجم بازاریابی ضروری است كه متصدیان تبلیغات درك صحیح و مناسبی از فرایند تحقیقات بازاریابی داشته باشند تا بتوانند با دیدی جامع از فرصتهای بازار، بازارهای هدف مناسب برای شركت، سیاستها و برنـــامه های قیمت گذاری، توزیع، طراحی و تولید محصولات این برنامه را به صورت كارا و اثربخش طراحی كنند.

هر شركتی باید توانایی تشخیص فرصتهای جدید بازار را داشته باشد. در محیط پیچیده، همواره فرصتها و تهدیدهای جدیدی وجود دارد.

تهیه اهداف تبلیغات باید برمبنای تحلیل وضعیت (تحقیق بازار از جایگاه بازار، مشتری، رقبا) و شناسایی و تعریف ویژگیهای ترفیعی كه شركت یا نام تجاری محصول با آن مواجه است صورت پذیرد. اهداف تبلیغات از اهداف و بازاریابی شركت نشات می گیرد.

اهداف و استراتژی های بازاریابی بیان كننده این است كه برنامه كلی بازاریابی شركت طی یك مدت معین به چه چیزهایی دست پیدا خواهد كرد. اهداف بازاریابی غالباً در نتایج مشخصی همانند حجم فروش، سهم بازار، سود، یا برگشت سرمایه تعریف می شود. اهداف بازاریابی مناسب و دقیق غالباً قابل كمی شدن (مثلاً افزایش ۱۰ درصد فروش محصول X در بخش مصرف كنندگان بازار در ماه ۱۲ آینده - واقع گرایانه و قابل دستیابی هستند. مثلاً بعضی از شركتها در جستجوی توسعه توزیع و فروش محصولات شان در بخشهای مختلف بازار هستند. یا بعضی از شركتها می خواهند حجم فروش محصولات خود را به مشتریان فعلی خود افزایش دهند.

به سبب اینكه تبلیغات جزیی از ابزار آمیخته بازاریابی است مدیران ارتباطات بازاریابی شركت (مدیران تبلیغات) باید برنامه بازاریابی شركت را مرور كنند و دریابند كه شركت طی برنامه بازاریابی خود می خواهد به چه چیزی دست پیدا كند. مدیران تبلیغات باید توانایی تبدیل و تفسیر اهداف بازاریابی شركت به اهداف ارتباطات و اهداف ترفیعی ویژه را داشته باشند.

●●اهداف تبلیغات

●اهداف اطلاع رسانی:

▪آگاه كردن مشتری از محصول جدید؛

▪پیشنهاد استفاده جدید از محصول آگاه كردن بازار از تغییر قیمت (موارد استفاده جدید یك كالا)؛

▪آگاه كردن مشتری از قیمتهای جدید محصول؛

▪آگاهی به مشتری درباره طرزكار محصول؛

▪توصیف و تشریح خدمات موجود برای محصول؛

▪تصحیح برداشتهای غلط مشتریان؛

▪كاهش ترس مشتریان؛

▪ایجاد تصویر مناسب برای شركت.

● اهداف ترغیب مشتریان:

▪ایجاد ترجیحات نسبت به محصولات و خدمات شركت در نزد مشتریان؛

▪تشویق و ترغیب مشتری برای خرید محصولات شركت به جای رقبا؛

▪تغییر و تصحیح ادراك مشتری نسبت به ویژگیهای محصول؛

▪تشویق مشتری برای اتخاذ تصمیمات فوری در خرید محصول؛

▪تشویق مشتری برای برقراری تماس تلفنی با بخش فروش و بازاریابی شركت. اهداف یادآوری:

▪یادآوری كردن به مشتری نسبت به آنكه ممكن است محصول و خدمات در آینده موردنیاز باشد؛

▪یادآوری كردن به مشتری نسبت به اینكه محصولات و خدمات را باید از كجا خریداری كند؛

▪یادآوری كردن محصول در ذهن مشتری در زمانی كه محصول خارج از فصل استفاده باشد؛

▪حفظ ونگهداری جایگاه محصول در ذهن مشتری.

 

 

منابع و ماخذ

۱ - روستا، احمد و دیگران، مدیریت بازاریابی، انتشارات سمت، تهران ،۱۳۷۹

۲ - كاتر فیلیپ، اصول بازاریابی، ترجمه بهمن فروزنده، انتشارات آترپات، اصفهان ۱۳۷۸

۳ - محمدیان محمود، مدیریت تبلیغات از دید بازاریابی، انتشارات حروفیه، تهران ۱۳۸۰

۴ - محمدیان محمود، آسیب شناسی تبلیغات در ایران، انتشارات حروفیه، تهران ۱۳۸۱

۵ - PHILIP, KOTLER, A FRAMEWORK OF MARKETING MANAGEMENT, PRENTE HALL ۲۰۰۱.

۶ - A.D. FARBEY, HOW TO PRODUCE SUCCESSFUL ADVERTISING, KONGAN PAGE, ۲۰۰۲, UK.

۷ - GORGE. E,BELCH, MICHAEL,E, BELCH. ADVERTISING AND PROMOTION, MC GRAWHILL, ۲۰۰۰.

۸ - ARENS. WILLIAM. F. CONTEMPORARY ADVERTISING, MC GRAWHILL, ۲۰۰۱.

۹ - RAJEEV BATRA AND OTHERS, ADVERTISING MANAGEMENT, ۵TH EDITION PRENTIC HALL ۱۹۹۶.

حمیدرضا بیرانوندی: فوق لیسانس مدیریت بازرگانی گرایش بازاریابی، كارشناس گروه بازرگانی سازمان مدیریت صنعتی

 

منبع خبر : واحد پژوهش و تحقیق MLM 

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:41 |

 من در حال کشمکش با بخشش و گذشت هستم. می دانم که بخشیدن کسی جزئی از مرحله ی خودسازی است اما آیا بخشیدن یک فرد به این معنا است که باید با او مانند دوستان نزدیکم رفتار کنم؟ 

(مثلاً در برابر فردی که باعث رنجش من شده است) آیا بخشش و گذشت به این معنا است که هیچ عواقبی برای فردی که مرتکب اشتباه می شود، وجود نداشته باشد؟

  کِندال دررابطه با برخورد و رفتار با فردی که با ما بدرفتاری کرده و باعث رنجش ما شده است، می گوید: نتایج و عواقبی هست که پس از بخشیدن فردی، نمی توان و نباید برداشته شود. در این کتاب، کِندال زنی را مثال می زند که فردی که به او تجاوز کرده بود را بخشید، اما در دادگاه شهادت داد تا او را از انجام دوباره ی این کار باز دارد. در این مورد، به همراه بخشش و گذشت، مجازات قضایی لازم نیز انجام گرفت. مثال های دیگری نیز در مورد اینکه چطور رابطه ها به خاطر بد رفتاری یا سوء استفاده ی یک طرف متاثر می شود. بخشش و گذشت، همه ی عواقب و نتایج آن کار را لغو نمی کند. سعی کنید شما مثل من خود را در یک موقعیت یا رابطه ی نا امن اسیر نکنید.

 

احتمالاً می گویید که آن رابطه پس از بخشش و گذشت، به این خاطر که صمیمیت قبلی بازگردانده نمی شود، تغییر می کند. این تغییر در رابطه دلیل بر این نیست که شما طرفتان را نبخشیده اید. شما آن فرد را می بخشید و انتقامی هم از او نمی گیرید. اما چیزی در مورد شخصیت آن فرد دستگیرتان می شود که دیگر نمی توانید رابطه ی قبلی را با او حفظ کنید.

 

اگر متوجه شوید که دیگر نمی توانید صمیمیت گذشته را با او برقرار کنید، لازم است که کاملاً مراقب خود باشید. شما آنها را می بخشید، اما تصمیم می گیرید که دیگر مثل سابق همه چیز را با آنها در میان نگذارید و درمورد مسائل مهم، دیگر به آنها اطمینان نمی کنید. بخشش و گذشت به این معنا نیست که شما باید باز به آن فرد اعتماد کنید و کار بد او هیچ نتیجه ای نداشته باشد.

 

شما نیاز به شناخت طرف مقابل و موضوع بخشش دارید. نباید هر زمان که کسی شما را رنجاند، بدون هیچگونه عواقب و پیامدی برای آن فرد، او را ببخشید. امید است که فرد اشتباه خود را فهمیده و طلب بخشش کند. اما در زمان هایی که مسائل کوچک و یا سوء تفاهماتی بین افراد اتفاق می افتد، دیگر نباید دنبال قصاص و انتقام گیری از فرد مقابل بود.

 

بخشش و گذشت برای رهایی از افتادن به گودال سیاه تندخویی و تلخی لازم است. کاری است که نیاز به خرد و لطف بسیار دارد. بخشش به شما برای گرفتن تصمیمات دشوار کمک می کند.  باید کمی بیشتر در مورد جرات و شهامت و همچنین نیاز خودتان برای بخشوده شدن دریابید. حتی ممکن است گاهی مجبور شوید ریسک کنید و دوباره به آن فرد اطمینان کنید! گاهی می بینید که آن فرد نیاز دارد اعتماد شما را دوباره به دست آورد. 

 

بخشش با اعتماد کردن یکسان نیست و به این معنا نیست که نباید هیچ تغییری در شما و رابطه تان با فرد مقابل صورت گیرد. بخشش باعث رشد شما می شود—باعث می شود بتوانید عمیق تر دوست بدارید و چیزهایی در مورد زندگی و رفتار با دیگران بیاموزید. اما مهمتر از همه، بخشش شما را آزاد می کند 

 

زمانی توانایی بخشیدن را پیدا می کنید، که خود مورد بخشش دیگران قرار گیرید. در كتب آسمانی گفته شده که خداوند آنقدر جهان را دوست دارد که مهرش را فرو فرستاده تا همه ی ما بخشوده شویم. ما همه انسان هستیم و گاهی مرتکب خطا و اشتباه می شویم و هیچ کس کامل نیست. اما خداوند وعده داده است که اگر ما آنچه پیامبرانش برای ما انجام داده اند را بپذیریم، بخشیده خواهیم شد. و مهم نیست که در گذشته چه خطاهایی مرتکب شده ایم. خداوند وعده ی قدرت برای امروزمان و امید برای فردایمان را داده است. دیروز هر کاری که انجام داده باشید، بدانید که خداوند نگه دار فرداهای شماست.

 

شما می توانید همین حالا با ایمانتان خدا را از طریق نمازهایتان به دست آورید. دعا خواندن، صحبت کردن با خداوند است. هر چند که خداوند می داند که در قلب شما چیست و کاری با حرف هایتان ندارد. این یک دعای پیشنهادی است:

 

خدایا ، من می خواهم تو را به خوبی بشناسم. از تو به خاطر بخشیدن گناهانم متشکرم. من دریچه ی زندگیم را به روی تو باز نگه می دارم و از تو می خواهم مثل نجات دهنده ای به آن وارد شوی. اداره ی زندگی مرا در دست بگیر. از تو برای بخشیدن نعمتهای بسیار و دادن زندگی جاوید به من سپاسگذارم 

 

آیا این دعا امیال قلبیتان را بروز می دهد؟ می توانید همین الان این دعا را بخوانید و خداوند همانطور که وعده داده است به زندگی شما وارد خواهد شد. ؟ اگر از خدا خواستید که به زندگیتان وارد شود، گاهی از او به خاطر این موهبت و وجودش در زندگیتان تشکر کنید. او هیچگاه شما را ترک نمی- کند و شما زندگی جاوید خواهید داشت. هر چقدر که بیشتر از روابطتان با خداوند آگاهی بیابید و هر چقدر او بیشتر دوستتان می دارد، شما از زندگی بهترین استفاده ی ممکن را خواهید برد/ تارنمای مردمان

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:40 |

بعد از تشکیل کمپانی Amway و فراگیر شدن شیوۀ فروش آن در ایالات متحده آمریکا وکانادا و ادعای دارندگان این کمپانی که 500 هزار دلار تنها در عرض یک سال سود کرده اند بسیاری را متحیر ساخت که چگونه یک کمپانی نوپا توانسته تنها در عرض یک سال به این سود برسد . در همین زمان برای بررسی عملکرد Amway پرونده ای برای آن تشکیل شد و به دادگاه فرستاده شد شاکی پرونده FTC و متهم آن Amway بود ، رسیدگی به این پرونده به مدت چهار سال از سال های 1975 الی 1979  در دادگاه به طول انجامید و در نهایت Amway با دلایلی قانع کننده و بیان این مسئله که فروش در Amway بر مبنای محصول است ونه Pyramid قائله را به نفع خود تمام کرد . بعد از آن کمپانی های دیگری از روش Amway برای فروش محصولات خود استفاده کردند و این روش از فروش به مردم وموسسات و نهادهای دولتی آمریکا معرفی شد .

وقتی *FTC : Federal Trade Commission  در سال 1979 بیانیه ای مبنی بر آن که Amway corporation یک کمپانی قانونی است صادر کرد بازاریابی شبکه ای وجه ای قانونی به خود گرفت و این دفاعیات Amway بود که باعث شد حالا من و شما و بسیاری از مردم دنیا اهدافی بلند بالا را در بازاریابی شبکه ای جستجو کنیم . چندی بعد در سال های 1995و1994 وقتی بازاریابی شبکه ای به اوج خود رسید FTC و برخی از ارگانهای بسیاری از کشورها بر آن شدند تا قوانین و بیانیه هائی را برای جلوگیری از طرح های هرمی (Pyramid schemes )و کلاهبرداری هائی که با استفاده از این سیستم به وجود آمده بود را صادر کنند . برای نمونه می توانید دو بیانیه در این مورد را که یکی توسط FTC و دیگری توسط وزارت بازرگانی و صنایع سنگاپور صادر شده است را با کلیک روی لینک های زیر ببینید . این دو بیانیه می تواند راهنمای خوبی برای تشخیص بازاریابی شبکه ای واقعی و پیرامید باشد .

 

www.ftc.gov/bcp/conline/pubs/alerts/pyrdalrt.htm  *(لازم به ذکر است که FTC نهادی دولتی در ایالات متحده آمریکا می باشد که وظیفه ی نظارت بر تجارت  و همچنبن حمایت از مصرف کنندگان را داراست این سازمان یک سازمان رسمی در آمریکا می باشد و مطالب زیادی در رابطه با دزدی ، کلاهبرداری و ...... در وب سایت خود دارد. FTC چیزی شبیه به وزارت بازرگانی است .)

 

http://www.mti.gov.sg/public/NWS/frm_NWS_Default.asp?sid=38&cid=950

 

در خواندن این بیانیه ها به این دو جمله توجه کنید :

 

 Not all multi-level marketing schemes are harmful and outlawed

                                                                       Some multilevel marketing plans are legitimate

 

 

 طرح هرمی (pyramid) چیست؟ 

 

Pyramid در لغت به معنای هرم می باشد . تفاوتی که در طرح های هرمی و بازاریابی شبکه ای وجود دارد این است که در پیرامید آنچه فروخته می شود توهم وخیال ثروتمند شدن است و نه فروش کالا . به طور کلی نمی توان گفت که چه طرحی از یک کمپانی  پیرامید است یا بازاریابی شبکه ای واقعی . بازاریابی شبکه ای دارای اصول و قواعد خاصی است که اگراین اصول رعایت نشوند می تواند یک کمپانی را به یک کمپانی غیر قانونی تبدیل کند . برخی از این اصول از این قرار است :

 

 

1. هیچ کمپانی ای نمی تواند بازاریاب های خود را ایجاب کند تا آنها به افراد بگویند اگر شما از این کمپانی خرید کنید سریعاً پول دار یا ثروتمند می شوید (Get Quick Rich) . هیچ بازاریابی حق ندارد بگوید به طور مثال فلان شخص که از بالا گروهی ها می باشد از این راه به ثروت ، خانه ، اتومبیل و .......... رسیده است.

 

2.  طرح هایی که کالا یا خدماتی درآنها ارائه نمی شود بی شک  Pyramidهستند.

 

3. کمپانی هایی که کالاهای خود را با قیمتی بیش از قیمت معمول بازار می فروشند و کالاهایشان دررقابت بازارقیمت گذاری نمی شوند Pyramid هستند .

 

4. چنانچه با طرحی از یک کمپانی بازاریابی شبکه ای روبرو شدید که کالاهای آن در بازار بدون استفاده از این روش قابلیت فروش نداشتند بی شک آن را Pyramid تلقی کنید .

 

5.  توجه داشته باشید که برحسب نیاز واقعی خود به کالای یک کمپانی وارد طرح بازاریابی آن شوید .

 

6.  هنگامی که با طرحی روبرو شدید این سوالات را از خود بپرسید : کمپانی چه گذشته ای داشته است ؟ چه کالاهائی را می فروشد ؟ آیا کالاهای آن به مقدار زیادی در بازار فروش دارد ؟ آیا کمپانی مدرکی برای اثبات ادعاهای خود دربارۀ کالاهای خود دارد ؟ آیا کالا با توجه به رقابتی که در بازار وجود دارد قیمت گذاری شده ؟ چه قدر باید سرمایه گذاری کنید تا به طرح کمپانی بپیوندید ؟ آیا تعهدی برای حداقل فروش های ماهیانه برای کسب یک پورسانت وجود دارد ؟ آیا شما برای جذب کردن توزیع کنندگان جدید برای بدست آوردن پورسانتتان مورد نیازید یا برای جذب مصرف کنندگان ؟

 

 

موارد ذکر شده تنها بخشی از معیارها برای ارزیابی کمپانی های بازاریابی شبکه ای می باشد که بخشی از آنها در بیانیه های سازمان های دولتی موجود است . اگر با شرکتی روبرو شدید که نمی توانستید تشخیص دهید که بازاریابی شبکه ای است یا پیرامید بهترین راه آن است که با یک فرد آگاه در مورد آن مشورت کنید .  حتی اگر قیمت کالاهای شرکتی پایین باشد و اینکه مبلغی که پرداخت می کنید برای شما اهمیت نداشت باز هم مراقب باشید اگر این کمپانی Pyramid و غیر قانونی باشد شما به دلیل اینکه افرادی را عضو طرح مورد نظر می کنید وادعای کسب درآمد (earning claim) می کنید و باعث و بانی مال باخته شدن آنها شده اید مجرم هستید . بر طبق قوانین سنگاپور هر فردی که در طرح های pyramid  شرکت کند مبلغ 200,000 دلار جریمه می شود و اگر قادر به پرداخت آن نباشد به 5 سال زندان به جرم نشر اکاذیب محکوم می شود .

 

 

اثرات مخرب Pyramid بسیار برای کشورها ، مصرف کنندگان و شرکت ها گران تمام می شود . Pyramid در بسیاری کشور ها اثرات مخرب اقتصادی زیادی به جا گذاشته است . یکی از این کشورها که لطمه هائی شدید خورده است آلبانی می باشد که در دهه 90 پس از آزادی از دست کمو نیست ها با این مشکلات روبرو شد واین کشور را فقیرتر از پیش کرد . مرگ راپوش ژافری (Rapush Xhaferri ) یکی از مدیران شرکت های کلاهبرداری در ماه مِی (may) سال 2004 در زندان به دلیل سرطان کبد پایانی بر پیرامید در آلبانی بود .

 

 

حالا که بازاریابی شبکه ای در ایران رو به گسترش است این امری مسلم است که Pyramid هم به تناوب آن به وجود بیاید . مالزی ، سنگاپور ، ژاپن و ..... که سابقه بیشتری در بازاریابی شبکه ای دارند هنوز بازاریابی شبکه ای حرفه ای ندارند پس ما که در این بیزنس نوپا هستیم باید بیشتر مراقب باشیم . اغلب کمپانی های pyramid بسیار قانونی جلوه می کنند و همواره ادعا می کنند که روش آنها بازاریابی شبکه ای است و افراد را به دام می اندازند . بایستی من ، شما و تمام کسانی که رو به این حرفه می آورند به فرهنگ سازی در این رابطه بپردازیم و در پیشرفت این صنعت کوشش کنیم .

 

 

 منتقدان بازاریابی شبکه ای چه می گویند :       

 

اغلب منتقدان بازاریابی شبکه ای خود زمانی یک بازاریاب شبکه ای بوده اند و چون در این حرفه به خواسته های خود و موفقیت نرسیده اند جبهه ای مخالف گرفته اند اغلب آنها برای رسیدن به موفقیت در این بیزینس حتی مخارج زیادی هم متحمل شده اند مانند : خرید وب سایت ، خرید پست الکترونیک ، خرید کتاب ها - سی دی ها و جزوات کمپانی خود ، صرف کردن وقت زیاد و .......... اما چون راه و روش آن را بلد نبو ده اند بازاریابی شبکه ای را عامل شکست خود دانسته اند . این افراد تصور می کرده اند که بازاریابی شبکه ای می تواند تمام آرزوها و آینده دلخواهشان را برآورده کند و همین باعث شکستشان شده است . باید گفت هیچ حرفه ای در جهان تضمین شده نیست و حتماً این را شنیده اید که هر کسی از شغل خود گلایه مند است جز رئیس جمهورها.

 

 

دکترجان تیلور ( John Taylor ) از همین دسته از افراد است . او در سال 1994 بازاریاب یک کمپانی می شود و بسیار تلاش می کند تا وضع مالی خود را بهبود بخشد او خرج و مخارج بسیاری را متحمل می شود و فکروذکرش MLM می شود . همواره مورد کنایه های همسر و خانواده و دوستانش قرار می گیرد و در پایان کار وقتی به گذشته ی یک ساله خود در بازاریابی شبکه ای نگاهی می اندازد می بیند به جای آنکه به اندیشه های مادی خود برسد مقداری از پول خود را هم از دست داده است به همین دلیل شروع به تحقیقات گسترده ای می کند و مؤسسه و وب سایتی را راه اندازی می کند و هدف خود را آگاهی مردم برای جلوگیری از طرح های هرمی قرار می دهد . 10 سال تحقیقات او قابل احترام است . برخی از مطالبی که او در وب سایت خود مطرح کرده درست است وبرخی مطالب او هم بی پایه و اساس است . آدرس وب سایت او این است : www.mlm-thetruth.com . متأسفانه این منتقدان در ایران هم تلاش هائی را برای ایجاد چهره ای منفی از بازاریابی شبکه ای یا چند سطحی در ذهن مردم داشته اند که تا به اینجا راه به جائی نداشته جز منفور شدن خودشان .

 

یک دروغ بزرگ :60الی 90 درصد افرادی که در طرح های بازاریابی شبکه ای شرکت می کنند مالباخته می شوند . این جمله بی پایه و اساس است که توسط همین منتقدان بیان می شود . این افراد دلیل خود را اینگونه بیان می کنند که زمانی می رسد که بازار اشباع (saturation) می شود و دیگر کسی نیست که به شبکه بپیوندد وافراد زیر گروه بازنده می شوند اینان اعتقاد دارند کمپانی های بازاریابی شبکه ای بدون توجه به عرضه و تقاضا (supply & demand ) در بازار به فروش محصولات خود می پردازند . در پاسخ باید گفت که : اولاً در بازاریابی شبکه ای هیچ کس مالباخته نیست هر فردی که وارد طرح های بازاریابی شبکه ای می شود به ازای پولی که پرداخت می کند کالا یا خدماتی را به قیمت بازاردریافت می کند و از آن استفاده می کند تمامی افراد با توجه به نیاز خود به کالا به طرح می پیوندند .  اینان فراموش کرده اند که بازاریابی شبکه ای بر پایه کالا است و نه ثروتمند شدن یا شرط بندی یا یک بازی . ثانیاً اشباع بازار(saturation) عملاً غیر ممکن است ، بازار یک کالا همواره وجود دارد ، همواره افرادی در جوامع هستند که به کالائی نیاز دارند و این کار بازاریاب است که این افراد را پیدا کند ، همواره در کناربازاری که یک کالا یا خدماتی را دریافت می کنند بازار دیگری وجود دارد که هنوز پا به عرصه نگذاشته و می توان ازآن به بازار جدید یا هنوز بروز نیافته نام برد  . ثالثاً وقتی کمپانی های بزرگی همچون آمازون (Amazon) و اوون (Avon) از این روش استفاده می کنند آیا باز هم این شیوه از فروش مشکل دارد (البته لازم به ذکر است که کمپانی مطرح Amazon از روشی که مانند بازاریابی شبکه ای است وبا نام Affiliate Marketing یا بازاریابی وابسته شناخته شده است استفاده می کند و تفاوتهائی با بازاریابی شبکه ای دارد وشباهت این دو رفرال بودن این دو نوع بازاریابی وتبلیغات کلامی آن می باشد . اما کمپانی Avon یک کمپانی کاملاً مطرح در این زمینه است که تمام مردم ایالات متحده از آلاسکا تا واشنگتن آن را می شناسند .) بسیاری از کارشناسان این روش از بازاریابی تئوری اشباع بازار را رد کرده اند و آن را چیزی مضحک و خنده دار می دانند  .

 

  کمپانی Amway سال هاست که از این روش برای فروش استفاده می کند پس چرا تا کنون بازارش اشباع نشده و همچنان فروش دارد . آیا هیچ می دانید کمپانی Yahoo هم ازروش Affiliate Marketing برای فروش وب سایت های خود که معروف به Geo cities هستند استفاده می کند . در حال حاضر هزاران کمپانی در جهان از بازاریابی شبکه ای برای فروش استفاده می کنند برخی از این کمپانی ها سابقه ای طولانی در این روش از فروش دارند . بازاریابی شبکه ای آنقدر در کشور آمریکا گسترش یافته که به ندرت می توان کمپانی ای را پیدا کرد که در بازار معمولی به فروش وسایل آرایشی بهداشتی ، داروهای سلامت زا و لاغری و مکمل های غذائی بپردازد این محصولات را بیشترمی توان در بین بازاریاب های شبکه ای یافت تا در فروشگاهها .

 

برخی از این منتقدان بازاریاب های شبکه ای را به مادی گرائی(materialism ) و انتشار آن متهم می کنند . اما بایستی گفت این بازاریابی شبکه ای نیست که مادی گرائی را مطرح می کند بلکه آن پیرامید است که مُبَلِغِ مادی گرائی است و همواره با شعار ثروت و پول به تبلیغ می پردازد بازاریابی شبکه ای مُبَلِغ کالا است نه مادی گرائی . در ضمن هر حرفه ای در کنار برخی مسائل اخلاقی انگیزه های مادی را هم به همراه خود دارد و بازاریابی شبکه ای هم از آن مستثناء نیست . این افراد ، من ، شما و تمام انسانها باید به این باور برسیم که هیچ تجارتی نیست که فرد را یک شبه میلیاردر کند . هر کاری سختی ها و مهارت های مخصوص به خود را دارد .

 

« بـازاریابی شـبکه ای بایستی بر پایۀ اصول و قواعد خاصی انجام شود »

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:39 |
 

«بيل گيتس»، رئيس «مايکروسافت»، در يک سخنراني در يکي از دبيرستان‌هاي آمريکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: «در دبيرستان خيلي چيزها را به دانش‌آموزان نمي‌آموزند». او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبيرستان فرا نمي‌گيرند، بيان كرد.

 

اصول بيل گيتس به اين شرح است:

 

 اصل اول: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد.

 اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار مي‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد.

 اصل سوم: پس از فارغ‌التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوق‌العاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آن‌که بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد.

 اصل چهارم: اگر فکر مي‌کنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد.

 اصل پنجم: آشپزي در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌هاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار «يک فرصت» بود.

 اصل ششم: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.

 اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما مي‌رسد، ملال‌آور نبودند.

 

گروه پژوهشی آسو راهبر

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:36 |

فیلسوف بزرگ یونانی، ارشمیدس گفته است : « یک اهرم با طول کافی و جای مناسب برای ایستادن به من بدهید. آنوقت من زمین را هم حرکت خواهم داد . »

 باری ...

 هفت نوع اهرم وجود دارد :

 1-دانش دیگران:

نخستین اهرم، اهرم دانش دیگران است. انسان های موفق مانند صفحه رادار عمل می کنند، بررسی افق های زندگی شان ، جستجو در کتاب ها، مجله ها، نوارها، مقاله ها و کنفرانس ها برای یافتن ایده ها و الهاماتی هستند که آنها را در دست یابی سریع تر به هدفهایشان یاری دهد.

 2-انرژی دیگران:

دومین اهرم، استفاده از انرژی دیگران است. انسان های بسیار مؤثر همواره به دنبال راه هایی برای واگذاری و ارجاع کارهای کم ارزش به دیگران.

 3-پول دیگران:

سومین اهرم، پول دیگران است. توانایی وام گرفتن از منابع مالی دیگران به شما امکان می دهد تا کارهای بزرگی را انجام دهید که اگر می خواستید هزینه آن را از منابع خودتان تأمین کنید امکان پذیر نبود.

 4-موفقیت های دیگران:

چهارمین اهرم، استفاده از موفقیت های دیگران است. با مطالعه موفقیت های سایر مردم و سازمان ها می توانید کیفیت نتایج حاصله از کار خود را بسیار افزایش دهید.

 5-شکست های دیگران:

پنجمین اهرم، اهرم شکست های دیگران است. بنیامین فرانکلین می گوید: « انسان می تواند قدرت تشخیص خود را بخرد یا آن را قرض بگیرد. اگر آن را بخرد تمام بهای آن را برحسب زمان و هزینه پرداخت می کند. اما با درس گرفتن از شکست های دیگران و بدون صرف وقت و هزینه در واقع این توانایی را قرض می گیرد.»

 6-ایده های دیگران:

ششمین اهرم، ایده های دیگران است. برای ثروتمند شدن یک ایده خوب کافی است. هرچه بیشتر مطالعه، بحث و آزمایش کنید و بیشتر یاد بگیرید، بیشتر احتمال دارد به ایده ای برخورد کنید که پس از ترکیب با توانایی و منابع مالی تان از شما یک انسان موفق در رشته خودتان به وجود آورد.

 7-ارتباط با دیگران:

هفتمین اهرم، اهرم ارتباط با دیگران است. هر کسی را که می شناسید . شما افراد زیادی را می شناسید که بسیاری از آنها ممکن است برای شما مفید باشند. چه کسی را می شناسید که بتواند این در را باز کند و شما را به افرا مناسب معرفی کند ؟

چه کسی را می شناسید که شما را در دست یابی سریع تر به هدفهایتان یاری دهد ؟ یک معرفی به فردی کلیدی می تواند روند زندگیتان را کاملاً تغییر دهد .

 

نقل از کتاب تمرکز روی هدف

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:34 |

«بازاريابي جنگ محصولات نيست، بلکه جنگ تصورات است.»

قانون رهبری: اول بودن بهتر از بهتر بودن است.

قانون طبقه: اگر در یک طبقه نمی‌توانید اول باشید، طبقه دیگری درست کنید تا در آن اول باشید.

قانون ذهن: وارد شدن به دنیای ذهن مشتریان بهتر از ورود به بازار است.

قانون تصورات: بازاریابی جنگ محصولات نیست، بلکه جنگ تصورات است.

قانون توجه: اثرگذارترین مفهوم در بازاریابی، داشتن کلمه‌ای در ذهن مشتریان است.

قانون انحصار: دو شرکت نمی‌توانند یک کلمه‌ی مشترک در ذهن مشتریان داشته باشند.

قانون نردبان: استراتژی مورد استفاده‌ی شما به پله‌ای از نردبان بستگی دارد که روی آن ایستاده‌اید.

قانون مسابقه‌ی دونفره: در بلندمدت، هر بازاری به محل مسابقه دو اسب تبدیل می‌شود.

قانون عکس: اگر هدفتان جایگاه دوم است، استراتژی شما را رهبر بازار تعیین می‌کند.

قانون چشم انداز: آثار بازاریابی در گذر زمان نمایان می‌شود.

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:32 |
 

 

 

1.به دست آوردن بعضی از اخلاقهای پسندیده که قبلا در ما نبوده  

 

2.مثبت اندیش شدن

 

3. با برنامه شدن کار در زندگی روزانه و یاد گرفتن مدیرت زمان

 

 

4.      مسئولیت پذیر شدن                                

 

5.      خوش قول شدن و حاضر شدن سر وقت بر سر قرارها             

 

6.      هدفدار شدن زندگی                                     

 

7.      ترک عادت گوشه گیری و بهتر شدن روابط اجتماعی     

 

8.       عادت به مطالعه و نوشتن                                                

 

9.      مدیرت را یاد گرفتیم و یاد گرفتیم مدیر خود باشیم     

 

10.    پیدا کردن اعتماد به نفس بیشتر                                                      

 

11.    گرفتن اطلاعات بیشتر درمورد دنیای پیرامون خود    

 

12.    کشف بیشتر استعدادهای خود                                                       

 

13.    توانایی صحبت در جمع بدون احساس خجالت          

 

14.    فکر نکردن به مشکلات گذشته

 

15.    آشنا شدن با روشهای تکنولوژی فکر                

 

16.    پیدا کردن قدرت اراده و ایمان                                                      

 

17.    پیدا کردن الگوهای خوب برای زندگی                 

 

18.    لذت بردن از زندگی را یادگرفتیم                                                        

 

19.    یاد گرفتن کار با کامپیوتر و اینترنت                 

 

20.    زنده شدن حس نوع دوستی در ما

 

21.    پیدا کردن دوستان خوب و صمیمی

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:29 |

 

باگذشت سالها از سيستم توليد تويوتا اما هنوز آنچه درون شركت اتفاق مي افتد به صورت معمايي باقي مانده است. در اينجا به بررسي قوانيني مي پردازيم كه به تويوتا چنين امتياز رقابتي را داده است. 

 سیستم تولید تویوتا مدتها منشا كارایی بالا و برجسته در شركت تویوتا بوده است. شاخصها و عملكردهای متمایز این سیستم، نظیر كارتهای كانبان KANBAN ، حلقه های كیفیت به طرز گسترده ای در سایر جاها معرفی شده است. در واقع شركتهای بزرگی نظیر جنرال موتورز، فورد و كرایسلر در حالی كه تلاشهای داخلی خود را دنبال می كنند، مستقلاً به دنبال ایجاد بسترهایی برای توسعــــه سیستم های تولیدی نظیر سیستم تولید تویوتا هستند.

بــــرای درك چگونگی موفقیت تویوتا می بایست این پارادكس شكافته شود. توصیفهای غیرقابل انعطاف و سخت را بایستی عاملی مهم برای ایجاد خلاقیت و انعطاف پذیری در نظر گرفت. این نتیجه حاصل چهار سال مطالعه در این سیستم است كه روی بیش از 40 شركت در آمریكا، اروپا و ژاپن صورت گرفته است. این مطالعات نشان داد كه برای خارجیان (افراد خارج از سیستم تویوتا) كلید درك سیستم تولید تویوتا، «ایجاد جامعه ای از دانشمندان» توسط شركت است.

برای انجام هر تغییری، تویوتا یك فرآیند حل مسئله بسیار دقیق را به كار می برد. در این روش، ارزیابی دقیقی از وضعیت موجود به عمل آمده و امور و برنامه ریزی آتی كه تحت تاثیر آزمایشهای علمی است در راستای بهبود صورت می گیرد.

در حقیقت، در فرآیند مراقبت و كنترل كاركنان در انجام كارها و در طراحی فرآیندهای تولید، یاد می گیریم كـــــه سیستم عملاً با شبیه سازی كارگران و مدیران، آنها را در یك محیط وسیع و «یك سازمان یـــادگیرنده» قرار می دهد و ای نكته برجسته ای است كه تویوتا را از سایر شركتهای نظیر مجزا كرده است (شركتهای مورد تحقیق).

در این مقاله، سعی داریم آنچه را كه در این سیستم به شكل تلویحی اتفـــــــاق می افتد به وضوح بیان كنیم. در ادامه چهار قانون اساسی حاكم بر طراحی شركت تویوتا را كه سه تای اولی نشان دهنده نحوه تنظیم و راهبری عملكردها به صورت تجربی و نتیجه تجربیات بوده و قانون چهارم را كه به محیط كاری كارگران مربوط می شود و بیان می دارد كه چگونه تویوتا به آنها می آموزد راههای عملی را در سطوح مختلف سازمان به كار گیرند، شرح خواهیم داد. این قوانین، قوانینی هستند كه از نظر ما بر سیستم تولید تویوتا حاكم هستند چه بسا بازدیدكنندگان با مشاهده وضعیت كارخانه متوجه وجود این قوانین بـــــه شكل عینی نمی شوند. شاید به همین علت هم این قوانین را به عنوان چهار پیوند اصلی در ماد وراثتـــی(DNA) سیستم تولید تویوتا در نظر می گیرند.

قانون اول: افراد در تویوتا چگونه كار می كنند؟

مدیران تویوتا به این نتیجه رسیده اند كه مشكلات از بطن سیستم ناشی می شوند. بنابراین طبق قانون اول تمام كارها در سیستم بایستی دقیقاً تعریف شوند و دامنه تعریف هر كار از لحاظ محتوی، دنباله انجام _(اجرا)، زمانبندی و خروجی بایستی دقیقاً مشخص باشد. برای مثال وقتی كه صندلی یك خودرو نصب می شود پیچهای آن دقیقاً در همان مدت زمانی كه در برنامه كاری مشخص شده است، بسته شوند. این موضوع در مورد توپی(TORQUE) كه پیچها و مهره ها روی آن بسته می شوند نیز كاملاً صادق است. این دقت بالا نه تنها در خطوط تولید و فرآیندهای تكرارپذیر، بلكه برای كلیه كاركنان بدون درنظر گرفتن نقش آنها در سلسله مراتب سازمان اعمال می شود.

برای روشن شدن مطلب به عملكرد اپراتورها در یك كارخانه خودكار خودروسازی در آمریكا نگاهی می اندازیم:

در این كارخانه صندلی مسافر جلو خودرو توسط اپراتور نصب می شود. این اپراتور بایستی چهار پیچ و مهره را از یك جعبه برداشته و آنها را به همراه یك توپی به سمت خودرو حمل كند، چهارپیچ و مهره را سفت و بعد از پایان یك كد را در كامپیوتر وارد كند كه نشان دهد كار بدون مشكل پایان یافته است و سپس برای ورود خودرو بعدی در انتظار باشد. اپراتورهای تازه وارد معمولاً توسط باتجربه ها أموزش داده می شوند. این آموزش با مشاهده مستقیم و نــزدیك در حین انجام كار صورت می گیرد. ضمن اینكه یك همكار در زمان شروع كار اپراتور تازه وارد، همراه اوست تا از بروز خطاهای احتمالی نظیر اشكال در بستن و سفت كردن پیچ و مهره ها و یا غفلت در واردكردن كد به كامپیوتر، جلوگیری به عمل آید. این روش به نظر روش دقیقی است. ولی اشكال اینجاست كه اینگونه تعریف كار به میزان زیادی به نحوه انجام كار توسط اپراتور وابسته است بدون اینكه اغلب افراد توجه كنند نحوه قراردادن یك صندلی در جایش توسط یك اپراتور تازه وارد با آنچه كه یك اپراتور مجرب انجام می دهد خیلی متفاوت است. همه این نوع عملكردها ممكن است به كیفیت بالا و مورد انتظار ختم نشوند. از این مهمتر از آنجایی كه در این روش تعریف عملكرد پیوند و ارتباطی بین نحوه انجام كار و نتیجه حاصل وجود ندارد، از توسعه و یادگیری سازمان جلوگیری به عمل خواهد آمد.

در كارخانه تویوتا برای همه اپراتورها (اعم از تازه كار، باسابقه) برای تك تك كارها از قبل تعریف شده است و از این رو، انحراف از مسیر انجام كار، فوراً قابل تشخیص است. كارگران كارخانه تویوتا در شهر جورج تاون ایالت كنتاكی را در نظر بگیرید كه صندلی سمت راست جلـــــو یك تویوتا كامری را نصب می كنند. این كار به صورت دنباله ای از هفت وظیفه تعریف شده صورت می گیرد كه بایستی ظرف مدت 55 ثانیه یعنی زمانی انجام شود كه خودرو از محدوده كــــــاری اپراتور عبور می كند.در این حال، اگر كارگری در حین انجام مرحله ششم (نصب پیچها و مهره های عقب صندلی) قبل از انجام مرحله چهار (نصب پیچها و مهره های جلو) باشد كار متفاوت با آنچه در طراحی پیش بینی شده است در حال انجام است و نشان می دهد كه یك جای كار اشكال دارد. به همین نحوه اگر مرحله چهارم بعد از گذشت 40 ثانیه هنوز تمام نشده باشد در حالی كه بایستی حداكثر ظرف مدت 31 ثانیه انجام شده باشد باز هم مشكل به وجود خواهد آمد. برای اشـــكال یابی راحتتر و سریعتر كف محوطه انجام كار با طول مشخص به ده قسمت علامتگذاری شده است. بنابراین، اگر كارگری ششمین علامت را رد كند و هنوز در حال انجام وظیفه شماره چهار باشد خود و تیمش درك خواهند كرد كه از برنامه عقب افتاده اندو از آنجایی كه انحراف عملكرد فوراً خود را نشان می دهد كارگر و سركارگر سریعاً برای رفع مشكل اقدام می كنند تا مشخص شود آیا تعریف كار بایستی تغییر كند و یا كارگر بایستی اصلاح شود تا از وقوع مجدد اشكال، جلوگیری شود.

قانون دوم: افراد چگونه باهم مرتبط می شوند؟

جایی كه قانون اول نحوه انجام كارهای اختصاصی افراد را در تویوتا توضیح می دهد، قانون دوم چگونگی ارتباط كاركنان با یكدیگر را توضیح می دهد.

هر ارتباط بایستی عاری از هرگونه ابهام، كاملاً مستقیم و بلاواسط و استاندارد باشد. ضمن اینكه می بایست افرادی كه در این ارتباط درگیرند مشخص شوند.

این قانون یك رابطه مشتری - فروشنده بین فرد متقاضی و شخصی كه باید خدمت یا كالایی را برای وی مهیا كند ایجاد می كند. وقتی كارگری تقاضای قطعه ای را می دهد هیچ ابهامی در خصوص تهیه كننده قطعه، تعداد واحد درخواستی و مدت زمان دریافت آن، وجود ندارد.

سوال مهمی كه اینجا مطرح می شود این است كه: آیا نحوه برقراری ارتباط افراد در تویوتا با آنچه در سایر شركتها انجام می گیرد متفاوت است؟ برای پاسخ به این سوال اجازه دهید به مراحل نصب صندلی خودرو برگردیم، زمانی كه شخص نصب كننده نیازمند یك جعبه پوشش پلاستیكی پیچ و مهره است، او تقاضای خود را مستقیماً به شخص متصدی انبار تحویل می دهد. متصدی انبار در این ارتباط به عنوان تهیه كننده (SUPPLIER) پوشش پلاستیكی پیچ و مهره در نظر گرفته می شود. معمولاً چنین تقاضاهایی از طریق پركردن كارتهای «<كانبان>» صورت می پذیرد. در این كارت، مشخصاتی نظیر شماره قطعه، تعداد مورد نیاز، محل تولیدكننده قطعه و كارگری كه مسئول نصب آن است (متقاضی) ثبت می شود. در تویوتا كارتهای «كانبان» و سایر تجهیزات نظیر ریسمانهای اندون(ANDON CORDS) ارتباط مستقیمی را بین مشتـــری و فروشنده ایجاد می كنند. ارتباط به حدی یكنواخت برقرار می شود كه می توان آن را به منزله عبور در طول خیابان عریض و هموار «بیتون» در خلال مسابقه دو استقامت المپیك در نظر گرفت. چرا كه به همان اندازه تفكر عمیق و اجرای دقیق پشت آن است. برای مثال تعداد قطعات در هر جعبه و تعداد جعبه های در گردش برای هر سیستم تولید مشخص است، به همین ترتیب زمانهای تغییر و تحول و فواصل براساس واقعیتهای فیزیكـــی خط تولید پایه گذاری می شوند. از طرف دیگر تعداد كارگران هر سیستم باتوجه به مشكلات احتمالی و مورد انتظاری تعیین می گردند كه وقوع آنها حدس زده می شود.

همچنین سطح كمك رسانی به اعضای تیم، قابلیتها و مهارتهای مورد نیاز برای تك تك افراد تیم و رهبر تیم نیز، برهمین اساس تعیین می گردد. سایر شركتها منابع مالی زیادی را اختصاص می دهند تا افراد را هماهنگ كنند ولی ارتباط ایجادشده به این طریق هم آنقدر مستقیم و خالی از ابهام نیست.

در بیشتر شركتها غالباً تقاضاهای كالا با ارائه خدمات از خطوط كارگری با گذشتن از مسیرهای طولانی و چندین واسطه به تهیه كننده اصلـــی می رسد. در حالی كه یك ناظر می تواند جوابگوی كلیه نیازها باشد، چرا كه فرد خاصی برای منظور خاصی به عنوان پاسخگو از قبل تعیین شده است. این مشكلی است كه تویوتا به آن رسیده و آن را حل كرده است و عقیده دارد كه «مشكلی كه همگانی شد دیگر مشكل هیچ كس نخواهد بود» اصرار به اینكه پاسخ به یك تقاضا در مدت زمان خاصی صورت گیرد میزان واریانس (انحراف) عملكرد را كاهش خواهد داد كه این مورد مخصوصاً در خصوص سرویس دهی و خدمات بیشتر نمودار پیدا می كند.

نكته قابل توجه در این روش این است كه مدیران سایر شركتها اغلب مایلند مشكلات موجود را تا جای ممكن خودكارگران حل وفصل كنند تا به دستیاران اطلاع دهند ولی در این صورت مشكلات موجود پنهان باقی خواهند ماند و هرگز آشكــار نخواهند شد تا راه حل مناسبی برای آنها یافت شود. در این وضعیت، مشكلات بزرگتر شده و كارگران كماكان بر حل شخصی آنها مصر هستند، لذا اطلاعات دقیق هرگز به سطوح بالاتر انتقال نخواهد یافت و عامل طبیعی بروز مشكلات همچنان در سیستم پنهان باقی خواهد ماند.

قانون سوم: خط تولید چگونه ایجاد می شود؟

تمام خطوط تولید در تویوتا بایستی به شكلی نصب شوند كه محصولات و خدمات در بستر یك مسیر ساده و راحت جریان یابند. این مسیر نمی بایستی بی جهت تغییر یابد مگر اینكه خط تولید قبل از آن به سرعت طراحی مجدد گردد. پس اساساً در این حال انشعابی به وجود نخواهد آمد تا جریان تولید را در هیچ خط تولید تویوتا پیچ در پیچ و گیج كننده كند. این قانون سوم است.

برای درك ایده اساسی و زیربنایی قانون سوم بیایید به مثال نصب كننده صندلی خودرو نگاه دیگری بیندازیم: اگر كارگر در هنگام كار میزان بیشتری از پوشش پلاستیكی پیچ و مهره لازم داشته باشد آن را به شكل تقاضایی به متصدی كالا كه برای این منظور در نظر گرفته شده است، تحویل می دهد. متصدی كالا به نوبه خود سفارش را به تهیه كننده خود در یك فروشگاه خارج از خط در كارخانه تحویل داده و این تهیه كننده سفارش مذكور را به تهیه و تدارك مستقیم خود یعنی دایره سفارشات كارخانه سازنده پوشش پلاستیكی پیچ و مهره تحویل می دهد. بدین ترتیب خط تولید هر شخصی را كه سهمی در تولید و تحویل كالا دارد به هم مرتبط می سازد. از كارخانه تویوتا گرفته تا كارخانه ذوب فلزات و یا حتی كارخانه سازنده جعبه های پلاستیكی. نكته اینجاست كه وقتی خطوط تولید براساس قانون سوم طراحی می شوند، اجناس یا خدمات به سمت فرد بعدی در دسترس جریان نمی یابند بلكه به سمت شخص كاملاً مشخص و یا ماشین كاملاً مشخص هدایت می شوند. اگر به هر دلیلی شخص یا ماشین مورد نظر دردسترس نباشد سیستم تــــویوتا آن را یك اشكال محسوب می كند و درصدد طراحی مجدد خط تولید بر می آید.

قانون سوم تنها در مورد محصولات اعمال نمی شود بلكه برای خدمات نیز به كار می رود، خدماتی نظیر تقاضاهای استمداد.

قانون سوم مخالف عقل و خرد عادی درباره خطوط تولید و ذخیره منابع است حتی مخالف با آنچه اغلب مردم درباره سیستم تولید تویوتا فكر می كنند. براساس آنچه ما متوجه شدیم وقتی كه یك محصول یا خدمت از یك خط می گذرد و خارج می شود بایستی به ماشین بعد و یا فرد بعد در دسترس برود تا بیشتر پردازش شود. به طور مشابه اغلب افراد فكر می كنند كه كمك بایستی توسط در دسترس ترین فرد ممكن انجام شود تا یك شخص مشخص. برای مثال در یك خط تولید خودكار متوجه شدیم كه یك قطعه می تواند توسط بیش از یك ماشین پرس، پرسكاری شود و یا بیش از یك ماشین جوشكاری برای جوشكاری آن وجود دارد. قبل از اینكه این كارخانه، سیستم تولید تویوتا را بپذیرد هر قطعه توسط در دسترس ترین ماشین پرس و جوش پرداخت می شود. بعد از پذیرفتن سیستم تولید تویوتا، هر قطعه در این كارخانه تنها یك مسیر تولید را دنبال می كند.

با پذیرفتن این مطلب كه هر مسیر مشخص باشد قانون سوم این تضمین را می دهد كه هربار انتخاب این مسیر مساوی است با یك آزمایش. و این فرضیه را مطابق قانون سوم بیان می دارد كه هر تهیه كننده ای كه به این مسیر متصل باشد لازم و سایر تهیه كننده ها غیرضروری هستند. اگر كارگران در قسمت قطعات خودرو بخواهند محصول را به ماشین و یا ایستگاه جوشكاری دیگری تغییر دهند و یا از اشخاصی غیر از آنچه از قبل مشخص شده اند استفاده كنند از آنجایی كه هر محصول و هر دستیار برای مقصود خاصی در نظر گرفته شده است، این كار باعث می شود كه مقدار مورد تقاضا و میزان واقعی با درخواست آنها تناسب پیدا نكند و همچنین ابهام در مورد اینكه از كدام دستگاه جوشكاری از پرس استفاده شود وجود دارد. بنابراین، قانون سوم نیز مانند قانونهای اول و دوم تویوتا را قادر می سازد آزمایشها را روی خطوط تولید انجام داده و همزمان انعطاف پذیر و مسئولیت پذیر باقی بماند.

قانون چهارم: چگونه بهبود حاصل می شود؟

شناسایی مشكلات تازه گام اول است. افرادی كه دائماً دستخوش تغییرات موثر هستند بایستی بدانند كه چگونه تغییر حاصل كنند و چه افرادی مسئول ایجاد این تغییرات هستند. تویوتا به افراد می آموزد كه به طور ضمنی بهبود حاصل كنند، نه صرفاً از تجارب خود به شكل قاطع برای فراگیری استفاده كنند. و این جائیست كه قانون چهارم از آن نشات می گیرد. مشخصاً قانون چهارم تصریح می كند كه هر نوع بهبود در سیستم اعم از فعالیتهای تولید، رابطه بین كارگران با ماشینها و یا مسیرهای موجود بایستی مبتنی بر روشهای علمی و تحت راهنمایـــی یك آموزگار صورت گرفته و حتی الامكان در پایین ترین سطوح سازمانی عملی گردد. اجازه دهید ابتدا ببینیم چگونه افراد در تویوتا روش علمی را می آموزند؟

در یكی از بازدیدهای ما از یك كارخانه، یك تیم مونتاژ تشك را مورد مطالعه قرار دادیم كه قصد داشتند توانایی و مهارت خود را در حل مشكلات از طریق طرح ریزی مجدد كار خود بهبود و توسعه بخشند. در ابتدا كارگران تنها در قبال كار استاندارد خود مسئول بودند و مسئولیتی در قبال حل مشكلات نداشتند. بعد برای كارگران یك رهبر اختصاص داده شد كه كارگران را آموزش می داد چگونه مشكلات را بهتر فرموله و فرضیات را آزمایش كنند. به عبارت دیگر، روشهای علمی را چگونه به كار بگیرند و كارهای روزانه خود را براساس سه قانون اول طراحی كنند.

نتایج شگفت آور بود. یكی از موفقیتهای تیم طراحی مجدد در روش ایجاد نوارهای گوشه متصل به تشك است كه با كاهش خرابی تا میزان 90% انجام شد.

برای ایجاد تغییرات، انتظار می رود افراد، منطق صریح فرضیات را نشان دهند. «هاجیم اوبا» مدیرعامل مركز پشتیبانی فروشندگان تویوتا هنگامی كه از یك كارخانه دیدار می كرد با یكی از مشاوران «TSSC » مواجه شد كه فعالیت آموزشی توسعه را در كارخانه رهبری می كرد و به عنوان مشاور به كارمندان كارخانه كمك می كرد تا زمان تولید یك خط مشخص را كاهش دهند. «اوبا» نیز قرار بود تا میزان پیشرفت كار گروه را ارزیابی كند. اعضای گروه نمایش خود را با شرح قدمهایی كه در خلال آن محصولشان خلق می شد، شروع كردند. در خلال توضیح مشكلات موجود، آنها مشخص كردند كه از چه موقع تصمیم به تغییر در ساخت یك قطعه به قطعه دیگر گرفتند. آنها دقیق توضیح دادند كه در پاسخ به تك تك مشكلات چه تغییراتی در تولید داده اند. از بحث ایشان چنین نتیجه گیری شد كه قبل از تغییر فرایند تولید 15 دقیقه طول می كشید و با انجام تغییرات امیدوارند بتوانند این زمان را به 2/3 تقلیل داده و به مدت 5 دقیقه برسانند. در نتیجه زمان تولید در اندازه های انبوه را تا 2/3 تقلیل دهند. اعلام شد كه در حال حاضر با تغییراتی كه انجام گرفته است زمان تولید به میزان نصف آن تقلیل داده شده است و به میزان 7/5 دقیقه رسیده است.

بعد از انجام نمایش، «اوبا» پرسید كه چرا گروه به هدف پنج دقیقه ای كه در نظر گرفته شده بود نرسیده اند آنها كمی از این سوال جا خوردند. به هرحال زمان انجام تغییر را 50% كاهش داده بودند اگرچه با طرح این سوال او با پیشنهاد برای بهبود بیشتر را كه آنها از دست داده بوده اند، مطرح كرد. گروه پیشنهاد كرد كه توضیحاتی در ارتباط با پیچیدگی ماشین آلات، مشكلات تكنیكی و هزینه بالای به روز رسانی تجهیزات را مطرح كند. «اوبا» به همه این پاسخها با سوالهای بیشتر پاسخ داد. این سوالها هركدام به معنی واداركردن مشاور و افراد كارخانه برای به بحث گذاردن فرضیات اصلی درباره آنچه می توان تغییر داد و آنچه نمی توان، بود. فرضیاتی كه همزمان راهنمایی و یا مدافعی بـــــرای روش حل مشكلات در نظر گرفته می شوند. آیا آنها مطمئن هستند كه چهار پیچ و مهره برای بستن صندلی لازم است؟ آیا زمان تغییرات را می توان به دو دقیقه تقلیل داد؟ آیا مطمئن هستند كه تمام این گامها برای ایجاد تغییر لازم اند؟ آیا گامهایی را می توان با هم تركیب كرد و یا بعضی را حذف كرد؟ هدف «اوبا» از پرسیدن این سوال كه چرا گروه به هدف زمان پنج دقیقه دست نیافته اند بیان شكست تیم نبوده است، بلكه تنها می خواهد این حقیقت را به آنها القا كند كه تمام فرصتها را برای بهبود و توسعه كاملاً كشف نكرده اند چرا كه از فرضیات خود عمیقاً پرسش نكرده اند-

دلیل دومی هم بر اصرار «اوبا» وجود داشت. «اوبا» با جدیت و حسن نیت تلاش داشت كه به اعضای تیم بفهماند كه فعالیت بهبود آنها همانند یك آزمایش ثمربخش انجام نشده است.

برای «اوبا» آنچه مهم بود این بود كه كارگران و سركارگران درك كنند تغییراتی كه انجام می شود به همان اندازه چگونگی انجام تغییرات بااهمیت است.

 

b>چه كسانی بهبود را انجام می دهند؟

كارگران خط تولید در كار خود بهبود ایجاد می كنند. در این میان، سركارگران و ناظران به عنوان دستیار مسیر بهبود را همانند یك آموزگار روشن می كنند. زمانی كه یك كارگر در راه برقراری ارتباط با یك تهیه كننده مشخص در یك منطقـــه مونتاژ دچار اشكال می شود هم كارگر و هم دستیار تهیه كننده از طریق كمك گرفتن از دستیار و ناظر مشترك هر دو بهبود حاصل می كنند. وقتی كه یك تغییر در مقیاس بزرگتر در تویوتا رخ می دهد، تویوتا بایستی مطمئن شود كه تیمهای بهبود از افرادی كه مستقیماً درگیر این تغییر هستند و افراد مسئول برای نظارت بر این خط و مسیر حركتی تشكیل شده اند. بنبابراین، فرآیند تغییر در سطوح بالاتر هم دقیقاً به همین واضحی صورت می گیرد. در كارخانه تولید تشكل ما متوجه شدیم كه مدیر برنامه ریزی كارخانه از پذیرش مسئولیت رهبری تغییر شده در سه خط تولید به رهبری دو خط تولید عقب نشینی كرده است. مدیر كارخانه تنها به علت اینكه این تغییر بزرگ در خطوط تولید است این مسئولیت را به عهده نگرفت بلكه هدف او از پذیرش این مسئولیت این بود او مسئولیت اجرایی برای نظارت بر نحوه انجام كار از ابتدا تا مرحله نهایی مونتاژ را برعهده داشت.

در حالت كلی، ساختارهای سازمانی شركتهایی كه سیستم تولیـــد تویوتا را دنبال می كنند به سمت سازگاری با تفكر و تواتر مشكلاتی كه با آنها روبرو هستنـــد حركت می كند. از آنجایی كه تغییرات سازمانی معمولاً در سطوح خیلی پایین انجام می شود برای خارج از سازمانیها خیلی مشكل است كه آنها را كشف كنند.

 

آموزش قوانین حاكم

اگر قوانین حاكم بر سیستم تولید تویوتا صـــریح و واضح نیستند پس چگونه انتقال می یابند؟ مدیران و سركارگران در تویوتا مشخصاً به كارگران نمی گویند كه چگونه كارشان را انجام دهند در عوض آنها یك روش درس دادن و آموختن را به كار می برند. در روش (استاد - شاگردی) آنها به كارگران اجازه می دهند تا قوانین را به شكل نتایجی از حل مشكلات كشف كننـــــد. مثلاً سركارگری می خواهد قانون اول را به كارگری بیاموزد به سایت می آید و همزمان كه كارگر مشغول انجام كــــــار است از وی سوالهای ذیل را می پرسد:

 

چگونه كار را انجام می دهد؟ - چگونه متوجه می شویـــــد كه كار را درست انجام می دهید؟ - چگونه متوجه می شوید كه خروجی بدون عیب است؟ - اگر مشكلی داشته باشید چه می كنید؟

تمام فعالیتهای پیچیده و كمتر اتفاق افتاده مانند استفاده از نیروهای كاری جدید در خطوط تولید جدید، ساخت یك مدل جدید خودرو و یا انتقال تجهیزات و ابزار یك محل به محل دیگر به همین روش و تحت این قانون انجام می شوند. مثلاً در یك شركت تولیدی تویوتا در ژاپن ابزار و تجهیزات كارخانه به علت پاسخگونبودن به تقاضاهای جدید به محل دیگری منتقل شدند. در این فرآیند، انتقال تجهیزات و ماشین آلات به چهارده فعالیت تقسیم شده است. هر فعالیت به نوبه خود به تعدادی زیرفعالیت تقسیم شده و هر فرد موظف است كه دقیقاً وظیفه خود را منطبق بر دنباله وظایف تعریف شده انجام دهد. همان طور كه وظایف انجام می شود نحوه انجام و میزان انطباق آن با طراحی، مورد مقایسه و بررسی قرار می گیرد و مغایرتها از طرح اصلی فوراً اطلاع داده می شود. باوجود تاكید براینكه افراد كارهایشان را در گامهای كاملاً مشخص و از قبل تعیین شده انجام دهند، قانون اول افراد را مجبور می سازد فرضیات و نظریات را در عمل امتحان كنند. در این روند، دو نكته روشن خواهد شد: اولاً مشخص می شود فردی كه برای انجام یك فعالیت در نظر گرفته شده است از عهده انجام آن بر می آید یا خیر؟ ثانیاً آیا انجام فعالیتها با طراحی مشخص شده به خروجی مورد انتظار منجر می شود یا خیر؟

 

تعهد تویوتا به یادگیری

تمام سازمانهایی كه در این تحقیق مورد مطالعه قرار دادیم و سیستم تولید تویوتا را به عنوان الگوی مدیریتی انتخاب كرده اند هم متفقاً مهمترین سرمایه سازمان را نیروی انسانی سازمان به حساب می آورند و معتقدند كه سرمایه گذاری روی دانش و مهارت آنها برای ایجاد رقابت پذیری هر چه بیشتر لازم است. مدل رهبری در این سازمانها دقیقاً به همان شكلی كه در سطوح پایین «رهبری سیستمی» اعمال می شود در سطوح كلان سازمان نیز صورت می گیرد. در این وضعیت هر فردی در تویوتا را در توسعه منابع انسانی سهیم و دخیل می داند. در عمل مسیری پشت سر هم از یادگیری از مدیرعامل شروع شده و به كارمندان ادامه می یابد.

 

برای تقویت فراگیری فرآیندهای و توسعه هر كارخانه و كسب و كار اصلی در گروه تویوتا، مشاوران مجرب سیستم های تولید را استخدام می كنند كه مسئولیت عمده آنها هدایت مدیران ارشد به سمت ایده آل شركت است. این آموزش دهندگان مدیران فراگیرنده این كار را به این دقت و با تعیین و تشخیص كلیه جزئیات و مشكلات مهم در سازمان و آموزش افراد به اینكه چگونه روشهای علمی را در حل مسائل به كار برند، انجام می دهند.

بیشتر این مدیران در بخش مشاوره مدیران عملیات «OMCD» آموزشهای زیادی دیده اند. OMCD در ژاپن حاصل تلاشهای شخصی به نام «تایشی اونو» است. این شخص یكی از طراحان و معماران ساختار سیستم تولید تویوتا است كه این سیستم را به سایر بخشها و شركت انتشار داده است. خیلی از مدیران رده بالای تویوتا نظیر «فوجی چو» مدیر جدید شركت موتور تویوتا مهارتهای خود را از بخش OMCD كسب كرده اند.

 

اقدامات پیشگیرانه

تویوتا ابزارهایی نظیر كارتهای <«<كانبان»> یا ریسمانهای آندون را به عنوان پایه های سیستم تولید خود در نظر نمی گیرد در صورتی كه خارجیان از آنها نسخه برداری می كنند. تویوتا آنها را تنها ابزارهایی موقت برای حل مشكلاتی خاص می داند كه تا پیدانشدن راه حلها و ابــزارهای بهتر و تغییرنكردن شرایط استفاده می شوند. در خلال سالها، تویوتا خیلی از همین ابزارهای صحیح و درست را ایجاد كرده است ولی در طول بهبود توسعه خیلی از همین ابزارها تغییر كرده اند و یا به كلی از سیستم حذف شده اند. بنابراین، اینكه شركتی ابزارهای تویوتا را استفاده می كند و یا نمی كند حقیقتاً نشان نمی دهد كه روش طراحی و بهبود تویوتا را به كــار می گیرند. برخلاف آنچه كه تصور می شود قلب تپنده تویوتا در نداشتن انبار و یا میزان موجودی انبار صفر است، در خیلی از موارد دیده شده است كه تویوتا با ایجاد یك انبار به شكل اقدام پیشگیرانه عمل كرده است، اگرچه ایده آل اینست كه انباری وجود نداشته باشد ولی در بعضی از شرایط استفاده از یك انبار بـــه شكل فوق غیرقابل اجتناب به نظر می رسد. این شرایط عبارتند از:

 

1 - ایجاد محصول و یا از سرویس خارج شدن پیش بینی نشده كارخانه: گاهی یك فرد و یا ماشین در زمان تقاضا به دلیلی قادر به پاسخگویی نیست مثلاً به دلیل یك خرابی مكانیكی در این شرایط یك انبار امن، مشتری را در مقابل چنین وقایعی حفظ خواهد كرد.

 

2 - راه اندازیهای طولانی مدت: اشكالاتی كه در راه اندازی یك ماشین در پردازش نوع خواصی از محصول به وجود می آید ممكن است تهیه كننده را در پاسخگویی به موقع ناكام گذارد. بنابراین، ایجاد یك انبار برای نگهداری تولید انبوه از یك محصول كه بتواند در چنین شرایطی سریعاً به مشتری جوابگو باشد.

 

3 - ناپایداری و مخلوط بودن تقاضا و دستورات مشتری: در بعضی مواقع تقاضا و سفارشهای مشتری به حدی متنوع و بزرگ و غیرقابل پیش بینی است كه كارخانه را در پاسخگویی سریع ناتوان می گذارد. در این شرایط یك انبار در نزدیكی نقطه حمل و نقل به عنوان یك اقدام پیشگیرانه و موثر در نظر گرفته می شود.

 

تفكر مطلوب تویوتا

باجاانداختن روشهای عملی در كلیه سطوح نیروی كاری، تویوتا اطمینان می یابد كه افراد همگی به طور وضوح متوجه اند كه چه انتظاراتی از آنها می رود و بالاتر از این، ما متوجه شدیم كه افراد در شركتهایی كه روش سیستم تولید تویوتا را دنبال می كنند دارای یك هدف مشترك می شوند. تعریفی برای كارگران در تویوتا خروجی یك فرد مطلوب یا گروهی از افراد مطلوب و یا ماشین مطلوب موارد زیر است:

 

1 - بی عیب و نقص است (با مشخصات و با كارایی است كه مشتری انتظار دارد)؛

2 - می تواند توسط یك تقاضا در یك زمان تحویل شود (یك تقاضا برای سفارش انبوه)؛

 

3 - باتوجه به نسخه مورد نیاز تقاضا قابل تهیه است؛

4 - سریعاً قابل تحویل است؛

5 - باعث از بین رفتن اتلاف هرگونه مواد خام تولید می شود. اتلاف كارگر، انرژی و یا هر منبع دیگر مانند هزینه های حمل و نقل...)؛

 

6 - در محیط كاری تولید می شود كه در نظر فیزیكی و احساسی و مهارتی برای هر كارمند سالم است.

دائماً با افـــراد در كارخانه هایی مواجه می شویم كه سیستم تـــولید تویوتا را به كار می برند و عملیاتی را انجام می دهند كه به سمت كمال سوق داده شوند. در یك شركت كه تولیدكننده محصولات الكترومكانیكال است دریافتیم كه كارگران با تعدادی شیرهای خطایـاب آشنا شده اند كه سیگنال های ساده و غیرمبهم دومقداری صفر یـــــا یك را تولید می كنند كه نشان می دهد آیا خروجی عاری از خطاست یا خیر و در یك كمپانی دیگر كه قطعات ذوبی - تزریقی تولید می كند متوجه شدیم كه كارگران زمان لازم برای تغییر ذوب قالب بزرگ را از پنج دقیقه به سه دقیقه كاهش داده اند. این روش باعث شده است كه شركت موفق شود در حجم بالا از زمان تولید هرقطعه در هنگام تولید 40% كاهش دهد.

حال پرسش این است اگر قوانین فوق، شركتهایی را كه از سیستم تولید تویوتا استفاده می كنند تبدیل به جامعه ای از دانشمنـــدان می كند كه آزمایشهای پیوستـــه ای را انجام می دهند، پس چرا این شركت هرگز در وضعیت هرج و مرج قرار نمی گیرد؟

چگونه یك فرد می تواند یك تغییر را ایجاد كند بدون اینكه بر كار دیگر افراد در خط تولید تاثیر منفی داشته باشد چگــــونه تویوتا می تواند بی وقفه تغییرات را به قسمتهای عملیاتی معرفی كند در حالی كه آنها را با سرعت تمام در حال اجرا نگه می دارد؟ به عبارت دیگر چگونه است كه تویوتا پیشرفت و توسعه می یابد و همزمان با ثبات باقی می ماند؟

یكبار دیگر پاسخ در قوانین است. با قادرساختن افراد و مسئول ساختن تك تك آنها برای بهبود كار خود، با استانداردكردن نحوه ارتباط بین مشتریان انحصاری و تولیدكنندگان و با جهت دادن و محور كردن ارتباطات و جریان مشكلات به سمت پایین ترین سطح ممكن. قوانین سازمانی یك ساختار تو در تو ایجاد می كنند چیزی شبیه عروسكهای سنتی روسی كه یكی در درون دیگری قرار می گیرد.

در پایان می توان به این نتیجه رسید كه شاید تنها با صرف همان میزان زمان كه تویوتا برای رسیدن به ساختار قبلی صرف كرده است، قادر به ایجاد ساختار مشابهی شد. ولی ما معتقدیم كه اگر شركتی خود را وقف تسلط بر قوانین حاكم بر تویوتا كند شانس بیشتری و بهتری برای همانندسازی ماده وراثتی (DNA ) تویوتا خواهد داشت و به كارایی مشابه دست خواهد یافت.

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:28 |

تمرکز روی انجام کار !

 ( بخش پایانی )

 ( مطالعه بخش نخست )

 

 می دانید چرا اجرا مهم است ؟

 

به دلیل اينکه اجرای درست ، طرح ، نقشه ، هدف ، برنامه و رويای شما را به واقعيت تبديل می کند .

 

حال ببینیم يک اجرای خوب چيست ؟

 

1 - اجرای خوب ، يک تصميم گيری و مديريت درست است درباره ی مواردی که اتفاق افتاده یا اتفاق خواهد افتاد .

2 - اجرای خوب ، واکنش درست به اتفاقات غيرمنتظره و ناخوشايند است .

3 - اجرای خوب ، پرورش ويژگی ها و مهارت هايی است که برای موفقيت شما حياتی اند مثل : ارتباط و تأثيرگذاری بر دیگران

چگونه يک نفر روی اجرا مسلط شده و استاد این کار می شود ؟

 

برای موفقيت ، تعیین زمان ، فراهم کردن امکانات و تمرکز روی کارهای اصلی لازم است . هميشه کارهای زيادی برای انجام دادن وجود دارد که به نسبت تعیین زمان و فراهم بودن امکاناتی که برای انجام کارها محیا می شود موفق یا ناموفق خواهند شد . پس پیش به سوی کارهای موفق ...

خودتان را مسئول و پاسخگوی مدت زمان تعيين شده بدانيد و کارها را مطابق آن تنظيم نماييد . زمان های تعيين شده ای که از دست رفته اند نشانه ای از بی نظمی و نقص در اجرا می باشند . مدت زمان واقعی را برای انجام کارها تعيين کنيد و بعد از آن عملکردتان را زيرنظر داشته و کنترل کنيد . و حالا تغييرات لازم را ايجاد کنيد و مطمئن شويد که در حال پيشرفت هستيد .

همیشه دنباله رو انسانهای با تجربه و کار کشته باشید و از شیوه های آنها در به ثمر رساندن و رسیدن به اهدافشان الگو برداری کنید. انسانهای با تجربه و کار آزموده می دانند و آگاهند که چگونه کاری به طور موثر و نتيجه بخش انجام داده می شود .  بر عکس انسانهای بی تجربه و نا آزموده به همان اندازه بی تاثیرند . پس ، از آنها دوری کنید .  کسانی که تجربه می کنند و دائم در حال آموختنند ، اجراکنندگان و مجريان با تجربه و کار کشته ای می شوند .

مطمئن شوید که هرچه می گوييد ، هرآنچه فکر می کنيد و انجام می دهيد زير نظر و تحت کنترل است ؛ همواره به جزييات کوچک در کارهای مهم توجه داشته باشيد و در نظر داشته باشید کداميک شما را به هدفتان نزديکتر می کند و يا در رسيدن به  هدف کمکتان می کند .

جزييات کوچک ، همان چيزهايی است که تفاوت بين نتيجه متوسط و نتيجه فوق العاده و مطلوب را به وجود می آورند.

 

موفقيتی که دوست دارید از آن لذت ببرید به چيزهای زيادی بستگی دارد ، اما بيشتر از همه به خود شما بستگی دارد ؛ به تلاش ، خواستن و عملکرد شما ... از خودتان شروع کنید تا بتوانید هدفتان را اجرا کرده و آنرا بدست آوريد .

 

هميشه مهارت اجرا را  در خود تقويت کنيد .

 

مراحل زير را در 48 ساعت آينده انجام دهيد تا شاهده نتیجه و نظمی قابل توجه باشيد تا آنچه را که برای موفق شدن به آن نياز است کسب کنید .

کارهای در هم پيچيده و چونان کلاف سر در گم خود را شناسايی ، آنها را اولويت بندی و تعیین زمان کرده و شروع به انجام آنها کنید . این قسمت بسیار مهم است : عملکرد خود را زير نظر گرفته و کنترل کنيد . آيا آمادگی روبه رو شدن با مدت زمان تعيين شده را داريد ؟ آیا ابزار و ادوات روحی ـ روانی لازم را محیا کرده اید ؟ تمام تنظيمات لازم را انجام دهيد . به هرکلمه ای که می گوييد و هر کاری که انجام می دهيد توجه داشته باشيد . به کوچکترین جزئیات ؛ یادتان که هست ؟...

دوست خوبم همه چيز تحت کنترل است ؟! مطمئنید ؟!...

 

نویسنده : Gary Ryan Blair

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:26 |

امروزه ترکيب علوم متفاوت رشته هاي جديدي را به وجود آورده است که قدرت هاي ثمر بخش نويني را در خدمت بشر قرار مي دهند. بازار يابي مشارکتي به تنهايي مجموعه اي از چند رشته متفاوت IT، بازار يابي، جامعه شناسي و... است. شايد طبيعي ترين فناوري است که در زندگي اجتماعي-اقتصادي انسان به کار گرفته شده است و قوي ترين الهامات طبيعي را مي توان در آن ديد. امروزه ديگر خريد صرفاً هزينه اي در سبد خانوار نيست، در بازاريابي مشارکتي شما در هنگام خريد و فقط خريد نمي کنيد در واقع به نوعي سرمايه گذاري مي کنيد، سرمايه گذاري مادي و اعتباري، فراموش نکنيم اگر اعتبار و اعتماد ما هزينه شد در فرآيند بازاريابي مشارکتي قرار نداريم و اگر تبديل به يک سرمايه گذاري شد و به يک اعتبار و حيثيت مضاعف تبديل شد آن وقت است که مي توان صحبت از بازاريابي مشارکتي کنيم.

به طور خلاصه بازاريابي مشارکتي را مي توان فرايندي دانست که :

1.مشتريان در سود توليد کنندگان کالا و خدمات سهيم مي شوند

2. واسطه هاي اضافي از گردونه توليد به مصرف حذف مي شود

3. بازار عرضه و تقاضا به سمت بهينه شدن و ارزش هاي افزوده مشتري سالار هدايت مي شود.

4. آموزش به عنوان فرض اساسي رشد انساني در کسب ثروت ذهني که ابزار قدرتمندي براي کسب درامد مي شود.

به اعتقاد ما اموزش پول رايج کار اين تحارت است و ثروت ذهني اي را فراهم مي کند حتما ثروت مادي را نيز خواهد آورد. ما به شما روشي مطمئن توأم با توسعه خلاقيت و رفتارهاي ذهني مثبت را جهت درآمدذايي معرفي مي کنيم.

 

و اما درآمدزايي در بازاريابي مشارکتي

درآمدزايي در بازاريابي مشارکتي از جنس درآمدهاي مضاعف است. به اين صورت که با يک مثال ساده مي توان آن را براي شما تشريح کنم، وقتي يک نويسنده کتابي را مي نويسد و به چاپ مي رساند درواقع کار خود را تمام کرده است اما دقيقاً درآمدش از زماني شروع مي شود که نوشتن کتاب پايان يافته و از اين پس هر چه از کتاب او فروخته شود و يا بر تيراژ آن افزوده شود بدون اينکه نويسنده کاري کن دبر درآمدش افزوده مي شود. به اين گونه درآمدها به اصطلاح علمي درآمدهاي مضاعف مي گويند.

در بازاريابي مشارکتي درآمد از نوع درامدهاي مضاعف استو. به اين صورت که ما نظير يک باغبان زحمتکش زميني را مستعد کش محصول مي کنيم و بعد از مراقبت و پرورش مناسب دانه هاي کشت شده در فصل خاصي برداشت شروع مي شود. با اين تفاوت که در کشاورزي برداشت در يک فصل سال صورت مي گيرد اما در بازاريابي مشارکتي برداشت درآمد با توجه به پشتيباني هاي آموزشي م يتواند هميشگي و ماندگار شود و شما مثال ان نويسنده اي را پيدا کنيد که کتابي را نوشته و به بازار نشر تحويل داده است پس پايان کارتان نقطه آغازدرآمد هميشگي شماست.

 

طرح درآمدزايي تقسيم سلولي

گفتيم که هرچه که بشر پيشرفت مي کن الهامات طبيع را در خدمت توسعه رفاه و ثروت خويش بيشتر به کار مي گيرد. برنامه درآمدزايي تقسيم سلولي چيز عجيب و غريبي نيست و مثال هاي فراواني در طبيعت مي توان سراغ گرفت که دقيقاً از همين روش استفاده شده است حتي بنگاه هاي اقتصادي ديده شده اند که غلط يا درست با تقليد از اين روش به فعاليت پرداخته اند که تحليل فعاليت آنها خارج از موضوع بحث ماست.

مي خواهيم درباره برنامه تکثير سلولي صحبت کنيم. در اين شويه رشد ابتدا يک سلول رشد مي کند و به مرحله بلوعغ خود مي رسد و پس از ان از وسط به دو نيم تقسيم يم شود و هر کدام از اين قسمت جديد پس از رسيدن به دوره بلوغ دوباره به دو سلول کاملاً مجزا تقسيم مي شوند. با همين روش است که در طبيعت يک موجود زنده يا بافت هدفمند به وجود مي آيد. هر يک از سلول هاي جديد به طور کامل ويژگي  هاي سلول قلبي را دارا هستند. در طرح درآمدزايي تقسيم سلولي هر فردي که اقدام به خريد مي کند بايستي بتواند فرآيندي را که انجام داده است تکثير نمايد. چنين تکثيري منطبق با رشد طبيعي است و در تجارتي که از آن به عنوان تجارت طبيعي ياد مي شود مسير درآمدزايي را هموار مي کند، پس هر نفر دو نفر و هر کدام از آن نفر دو نفر ديگر را به مرحله رشد مي رساند و به همين شکل سيستم به صورت درختي ادامه حيات مي يابد پيدا مي کند.

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:26 |

برای کار کردن در منزل چه مواردی در جهت پیشبرد کارمان مهم می باشد: 

1- فضایی كاملا مجزا و در صورت امكان اتاقی جدا را برای محل كارتان ایجاد كنید. اگر محل كارشما در اتاقی است كه برای كارهای شخصی از آن استفاده می شد از پرده و یا دیوار برای جدار كردن فضای خصوصی از فضای كار استفاده كنید.

2- شماره ای جدا برای كارتان تهیه كنید. و ترجیحا از یك خط جدا استفاده كنید. كه كار شما را حرفه ای تر نشان خواهد داد. خط شخصی خودتان را برای استفاده خانواده و فرزندانتان نگه دارید.

3- با برخوردی خوشایند به تلفن پاسخ دهید به گونه ای كه از شنیدن صدای هر تماس گیرنده لذت می برید و در همین لحظه تصویری از یك كار حرفه ای را خلق كنید. از یك آینه استفده كنید تا مطمئن شوید همانطوركه به تلفن پاسخ می‌دهید لبخند هم می زنید.این كار به شما كمك می‌كند كه «صدای لبخند» را ایجاد كنید.

4- هر روز اهداف كاررا تنظیم كنید و ابتدا بر اساس آنها كار كنید. یاد بگیرید كه موارد مهم را از ضروری متمایز كنید.

5- همانطور كه برای پولتان ارزش قائل هستید برای وقتتان نیز ارزش قائل شوید. مراقب ماشین فاكس نباشید كه برگه های متعدد بفرستد. به جای نصب فتوكپی یا اسناد دستی به پشت و جلوی فروشگاه، محل كارتان را با تكنولوژی، مانند یك ماشین اداری چندكاره مجهز كنید ( قمیت حدود 500 دلار یا كمتر) . مانند فكس، دستگاه كپی، پرینتر، ماشین پاسخگو (منشی) ، اسكنر و غیره. همچنین از كامپیوترتان برای فرستادن و دریافت فكس ها استفاده كنید. با این كار شما هزینه های كاغذ را كاهش خواهید داد.

6- بااستفاده از چك و نرافزارهای حسابداری زمان را حفظ كنید. اما كپی‌های رسید، فاكتورها، و چك‌ها را نگه دارید. بعد از اینكه شما درآمد را بایگانی كردید پرونده‌های مالیاتی باید به مدت حداقل 6 سال نگه داری شود.

7- به منظور اینكه هرچیزی آسان یافت شود سیستم‌های بایگانی خود را سازماندهی كنید. برای برجسته كردن آنها از برچسبهای باعلامت‌های رنگی در پرونده‌ها و دیسكت‌های كامپیوتراستفاده كنید.

8- به جای مبلمان اداری، مبلمانی متناسب با كار در منزل فراهم كنید. تعدادی از شركت‌های مبلمان در حال ساخت خط تولید مبلمان ویژه كار در منزل هستند. مبلمانهای كوچكتر برای ورودی‌ها وبه منظور فضای قابل دسترس، در اكثر منازل مناسب‌تر است.

9- نوع پوشش شما به بازدهی كار شما كمك می‌كند. بعضی از مردم لازم می‌دانند طوری لباس بپوشند مثل اینكه آنها با ارباب رجوعان در یك اداره ملاقات می‌كردند، عده‌ای ترجیح می‌دادند پوشش راحت و گشاد مثل عرق‌گیر یا لباس باز بپوشند.

10- این نگرش را داشته باشید كه شما از طریق خانه كار می‌كنید نه در خانه. خواب زمستانی برای خرسها خوب است نه برای مردم. بیرون بروید و ارتباطات جدید حاصل كنید و افراد پیر را سرزنده كنید.

 

منبع: کار آفرینی

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:23 |

فرق بازاریابی شبکه‌ای یا چند لایه‌ای ( Network marketing (NM) یا Multi Level marketing (MLM) ) با نقشه هرمی (Pyramid scheme) چیست؟ به عبارتی تفاوت بین بازاریابی شبکه‌ای و بازاریابی هرمی چیست؟

 

فرق بازاریابی شبکه‌ای یا چند لایه‌ای ( Network marketing (NM) یا Multi Level marketing (MLM) ) با نقشه هرمی (Pyramid scheme) چیست؟ به عبارتی تفاوت بین بازاریابی شبکه‌ای و بازاریابی هرمی چیست؟

ابتدا تعریفی از بازاریابی شبکه‌ای و بازاریابی هرمی ارائه خواهیم داد:

تعریف بازاریابی شبکه‌ای:
Network marketing (NM) یا MLM (multi level marketing) به معنای لغوی بازاریابی شبکه‌ای یا بازاریابی چند لایه‌ای می‌ باشد.
NM یا MLM یک مدل تجارت بوده که با بررسی فروش مستقیم (Direct marketing) و مقایسه آن بیشتر مشخص می‌ گردد. به عنوان مثال یک تجارت مستقل شخصی (IBO(Independent Business Owners)) را در نظر بگیرید که به هر ترتیبی نماینده‌ای از یک شرکت بزرگتر بوده و با فروش محصولات آن شرکت مادر پورسانت و درصدی را به عنوان حق الزحمه بازاریابی و فروش محصول دریافت می کند (Direct marketing). حال اگر خود IBO یک سری IBO دیگر را به شرکت مادر به عنوان نماینده فروش شرکت معرفی کرده، تشکیل شبکه‌ای از IBOها داده و علاوه بر پورسانتی که خود بابت فروش محصولات شرکت دریافت می کند به ازاء محصولاتی که IBO های زیر مجموعه او (او به شرکت مادر معرفی کرده) می‌فروشند پورسانتی دریافت کند،‌این فروش و تجارت به شبکه‌ای از IBOها تبدیل شده به تجارت MLM یا NM معروف می‌گردد.
تعریف نقشه هرمی ( یا بازاریابی هرمی ):
یک Pyramid scheme یک مدل نامناسبی از تجارت می‌باشد که سیستم دچار مبادله پول در سطوح مختلف می‌شود. معمولا در‌اینگونه سیستم ها تنها پول رد و بدل شده و هیچگونه محصول یا خدمات ارائه نمی‌گردد. سیستم های هرمی در اواخر قرن پیش وجود داشته و شباهت زیادی با MLM داشته تا جایی که بعضی از
MLM با نام هرمی یاد می‌کنند.
اکثر سیستم های هرمی از پیچیدگی های موجود در سیستم و از راه به طمع انداختن مردم برای به دست آوردن پول زیاد سوء استفاده کرده و سیستم های خود را رشد می‌دهند.‌ایده اصلی پشت‌این نوع کلاهبرداری ‌این است که هر شخص یک مقداری پولی را پرداخت کرده و در ازایش سیستم به آنها متعهد می‌گردد ‌این افراد یک مقدار سود زیاد و هنگفت را از پولی که بقیه پرداخت نموده اند به عنوان جایزه دریافت نمایند.
یک مثال معروف در‌این زمینه‌این است که شخص فریب خورده یک فیش را از شرکت خریداری کرده و آن شخص باید‌این فیش را به دیگران بفروشد در هر فروش‌این فیش، باید قسمتی از پول به فروشنده اصلی برسد و قسمتی از پول به فرد فروشنده فیش.
به روشنی قابل درک است که اشکال اساسی در‌این سیستم ها نبود هیچگونه منفعت می‌باشد. و در‌اینگونه سیستم ها در واقع تنها پول در حلقه هایی جابجا شده وموسس سیستم سود زیادی از زیر شاخه های خود می‌کند و افرادی که در بدترین نقطات‌این حلقه قرار دارند کسانی نیستند جزء انتهای هرم که هیچگونه سودی نبرده اند. شاید یکی از مشهورترین‌اینگونه سیستم ها MMM در روسیه و سیستم فروش شبکه‌ای آلبانی باشد.
اینگونه سیستم ها در اثر کشورهای جهان غیر قانونی بوده و نفی می‌گردند اما به هر صورت آنها با روش های گوناگون برای حضور خود سماجت می‌کنند.‌این روزها در اکثر جاهای دنیا سیستم های هرمی که در آنها تنها جابجایی پول صورت می گرفت نفی شده و قابل پذیرش نیست اما با عوض شدن سیستم کاری‌اینگونه شرکت ها و با گنجاندن مفهوم فروش و معامله محصولات و خدمات با نقابی تازه بر همان مقصود اولیه خود یعنی فروش هرمی پافشاری می کنند. به‌این نوع از فروش شبکه‌ای matrix schemes گفته می شود به عبارتی Matrix schemes همان سیستم هرمی بوده اما به جای تبادل پول، ماسکی به نام تبادل کالا و خدمات داشته و به فعالیت های خود ادامه می دهد.

قابل ذکر است تعاریف بالا از دایره المعارف جهانی Wikipedia می باشد.

قبل از بیان فرق بین بازاریابی شبکه‌ای و بازاریابی هرمی ذکر چند نکته ضرروی به نظر می رسد:

همانطور که از تعریف NM پیداست، در بازاریابی شبکه‌ای یک IBO در واقع پورسانتی که دریافت می کند بابت فروش محصول است و نه بابت آوردن زیر مجموعه به عبارتی شخص با آوردن یک سری IBO جهت فروش محصولات شرکت مادر پورسانت دریافت نمی کند بلکه هنگامی که IBOهای زیر مجموعه محصولی از محصولات شرکت مادر را فروخت آنگاه پورسانت دریافت می کند. فکر می کنم با یک مثال‌این مطلب بهتر جا بیفتد: فرض کنید که شما نمایندگی فروش یخچال های LG هستید خوب اگر مثلا یخچال مدل X صد هزار تومان باشد، شرکت LG گفته که شما بابت فروش هر کدام از‌این یخچال ها ده درصد دریافت می کنید که می شود ده هزار تومان. پس شما با فروش هر یک از یخچال های مدل X از شرکت LG ده هزار تومان دریافت می کنید. حال شما افراد دیگری را می شناسید، شما می‌ایید و آنها را به عنوان نمایندگی فروش یخچال به شرکت LG معرفی می کنید، آن افراد خود آمده با شرکت LG قرار داد بسته و یخچال مدل X شرکت LG را می فروشند خوب بر طبق روال معمول آنها باید ده هزار تومان از شرکت LG دریافت کنند. اما اگر شرکت LG سیستم بازاریابی شبکه‌ای داشته باشد به شخصی که شما معرفی کرده‌اید ده هزار تومان نداده بلکه مثلا هفت هزار تومان به شخصی که شما معرفی کرده‌اید داده و سه هزار تومان هم به شما می دهد. در واقع شما پورسانتی که دریافت کرده‌اید نه بخاطر معرفی بازایاب جدید به شرکت بلکه بخاطر فروش محصول خود توسط شخصی که شما معرفی کرده‌اید می باشد. اگر‌این روابط بین شرکت و افراد معرفی شده توسط شما کمی پیچیده تر شده و دارای محدودیت هایی باشد (مثلا شرکت LG بگوید شما بیش از دو نفر نمی توانید به عنوان بازاریاب معرفی کنید) شبکه تشکیل شده کمی پیچیده تر شده و دارای Plan خاصی می گردد (در مثال ذکر شده می شود دو دویی یا باینری).
این روال یک روال نسبتا طبیعی می باشد: شما کاری را برای کس دیگری جور می کنید بابت معرفی‌این کار یک درصدی از پول دریافتی شخص را می گیرید. (مثلا شما به یک دوستتان که رنگرز ساختمان است یک کار ساختمانی بزرگ معرفی کرده و از پولی که دوستتان از صاحب کار دریافت می کند درصدی را می گیرید).
اکنون سوالی که پیش می‌اید‌این است که چرا شخص خود مستقیما نمایندگی فروش را از شرکت LG نگیرد یا شخص رنگرز خود مستقیما نقاشی ساختمان را از صاحب کار نگیرد تا پورسانت بیشتری دریافت نماید؟؟
این اتفاق چندین دلیل دارد که به بعضی از مهمترین ها اشاره می گردد:
1-‌این دلیل بسیار ساده بوده و علت آن عدم اعتماد صاحب کار به شخص ثالث است؛ مثلا صاحب کار شما را می شناسد ولی دوست شما را نمی شناسد پس کار را به او نخواهد داد هر چند لیاقت او بیشتر از شما در‌این مورد باشد‌اینجا ممکن است یک سوال پیش بیاید و آن‌این است که‌ایا بر روی‌این عمل نمی توان نام رانت داشتن یا پارتی بازی کردن را گذاشت؟
باید دقت کرد که تفاوت بین پارتی بازی کردن و معرفی شخصی به عنوان نماینده شما بسیار کوچک و ریز می باشد. شما دررانت و پارتی بازی به کسی از دوستان یا اقوام خود که دلیلی ندارد صلاحیت یک کار را داشته باشد کار را محول می کنید یا اگر هم صلاحیت و لیاقت انجام کار را دارا باشد در شرایط یکسان کار را معرفی نکرده‌اید یعنی افراد دیگر که صلاحیت انجام‌این کار را داشته اند از حق انتخاب بر خوردار نبوده اند.
اما در سیستم بازاریابی شبکه‌ای افراد با صلاحیت های یکسان باید دارای حق انتخاب یکسان باشند.
یک نکته قابل بیان‌این است که تفاوت رانت و پارتی بازی و بازاریابی شبکه‌ای به معنای عام بالاخص در کشورهایی که سیستم های اقتصادی آنها ضعیف می باشد به حدی باریک و نازک است که تفکیک بین‌این دو کاری بسیار سخت است و احتمالا در‌اینگونه شرایط ممکن است جای‌این دو عوض شود لذا فروش شبکه‌ای در کشورهایی که از نظر اقتصادی ضعیف هستند کار پر مخاطره‌ای می باشد.
2- همانطور که در بالا اشاره شد در سیستم های بازاریابی شبکه‌ای شرکت به شما اعتماد دارد، خوب‌این اعتماد از کجا آمده و چرا‌این اعتماد به افرادی که شما معرفی می کنید وجود ندارد؟
ببینید فرآیند انتخاب افراد جهت اعتمادپذیری و اعنماد سازی بالاخص در کارهای اقتصادی فرآیند پیچیده و مشکلی بوده و شرکت ها علاقه مند هستند وارد‌این فرایند نشوند لذا اگر به هر دلیلی شرکت توانست به فردی اعتماد کند، به افرادی که‌این شخص معرفی می کند نیز به دلیل اعتماد به فرد اولیه اعتماد می کنند. علاوه بر‌این در بعضی از‌این روابط فرد سعی می کند شخصی را معرفی کند که هم اعتماد شرکت به او از بین نرفته و هم پورسانتی که می خواهد دریافت کند را به طور کامل بگیرد.
3- یکی دیگر از دلایل، پیچیده گی در بازاریابی، تبلیغات و جلب نظر مشتری است‌این فرآیند نیز بسیار مشکل است و باید شرکت کلی هزینه کند تا افراد بازاریاب خود را آماده کرده و به آنها آموزش هایی کامل داده، کلی بوشور و کاتالوگ تهیه کرده و‌این تبلیغات را انجام دهد خوب اگر سیستم فروش شبکه‌ای راه بیاندازد قسمتی از‌این هزینه ها را به شخص بالاسری انتقال می دهد مثلا لازم نیست کلی هزینه کرده و به همه آموزش داده تا طرز جلب مشتری را یاد بگیرند، یا کلی هزینه صرف چاپ تبلیغات کند. در سیستم بازاریابی شبکه‌ای شخص اول ترجیح می دهد برای دریافت پورسانت بیشتر‌این هزینه ها رامتقبل شود.
4- ....

اما به دلیل‌اینکه فرآیند اتفاق افتاده در سیستم های بازاریابی شبکه‌ای که کاملا مبتنی بر سود بیشتر شرکت مادر بوده و بازاریاب ها هر چه به سمت پایین تر می روند دارای سود کمتری می شوند. ( چرا که در سیستم بازایابی شبکه‌ای پورسانت بابت ورود شخص دریافت نمی گردد بلکه به خاطر فروش محصول بوده لذا در مثال بالا که یخچال مدل X شرکت LG دارای ده هزار تومان پورسانت بود اگر شخص فروشنده محصول در پله سوم (Level 3) باشد مثلا تنها پنج هزار تومان دریافت کرده و به شخصی که در پله اول بود دو هزار تومان و به شخصی که در پله دوم بود سه هزار تومان داده می شود) شرکت های بزرگ در دنیا معمولا از‌این روش کمتر استفاده کرده ( به دلیل همین پیچیدگی ها در پورسانت دادن و رشد نکردن بیش از چند پله‌ای) و بازاریاب ها نیز علاقه زیادی به‌این نوع بازاریابی ندارند(به دلیل پورسانت هایی که کمتر و کمتر می شود) و لذا شرکت ها و بازاریاب ها راه های دیگری برای بازاریابی پیدا نموده اند مانند تجارت و بازاریابی الکترونیکی (E-Commerce). ( نمونه بارز‌این اتفاق در آمریکا می باشد که سیستم های فروش شبکه‌ای حول و حوش سال های 1975-1970 در آمریکا بسیار فعال بوده ولی بعد ها به دلیل افزایش آگاهی مردم و آشنا شدن با طرز فعالیت های بازاریابی شبکه‌ای، بازایابی شبکه‌ای از رونق افتاد و امروزه نه تنها رواج خاصی ندارند بلکه مردم نسبت به آن دید منفی نیز پیدا کرده اند (به دلیل پیچیده گی های زیاد عده زیادی از‌این سیستم سوء استفاده نموده و به رواج سیستم های هرمی پرداخته که عده زیادی متضرر شده اند) متقابلا شرکت ها نیز که مشاهده نمودند که‌این نوع بازاریابی به سود دهی مورد نظرشان نمی رسند(به خاطر استقبال نکردن بازاریابان) دیگر از‌این سیستم استفاده نکرده، تنها چندین شرکت کوچک که محصولاتشان چیزهای ساده‌ای است که ارزان بوده و ارزش زیادی ندارند مانند لوازم بهداشتی یا لوازم آریشی یا اگر هم محصولاتشان دارای ارزش زیادی است مخاطب عام ندارند مانند محصولات کلکسیونی از‌این سیستم استفاده می کنند. )

البته این نکته نیز نباید فراموش گردد که فروش شبکه ای در محصولاتی که درصد بازاریابی بسیار بالایی دارد (مثلا 100 درصد پورسانت (قیمت واقعی محصولی 50 تومان است آن را 100 تومان می فروشند)) قابل انجام است و شرکت هایی که محصولاتشان را با درصد بازاریابی زیاد به فروش می رسانند (مانند فرش ایران ) می توانند وارد این گونه سیستم ها گردند و با استفاده از تکنیک فلش اوت (سرریز پورسانت) به فروش شبکه ای بپردازند اما همانطور که پیداست گفتم محصولاتی با درصد بازاریابی بسیار بالا؟!؟
سوالی که به ذهن می رسد این است که محصولات کی دارای درصد بازایابی بسیار بالا می گردند؟
همانطور که می دانید محصولات یا خدمات برای فروش معمولا از چند قسمت عمده تشکیل می شوند:
هزینه ماده خام+هزینه نیروی انسانی+هزینه ایده و طراحی+هزینه بازاریابی (تبلیغات، آموزش، ... ) +...
شرکت های برای اینکه بتوانند رقابت کنند و محصولات خود را بفروشند بالاجبار می آیند و سعی می کنند تا حد امکان قیمت هر یک از این قسمت ها را کم کنند (البته راه های دیگری نیز مانند بالا بردن کیفیت برای رقابت وجود دارد اما شما فرض کنید دو شرکت با محصولات کاملا یکسان از هر نظر) خوب یکی از بهترین راه ها برای کاهش قیمت و رقابت در بازار کاهش هزینه بازاریابی است. ( چون بقیه هزینه ها تحمیلی بوده و نمی توان به این راحتی به آن دست زد مثلا فرش ایرانی با قیمت 400 هزار تومان واقعا 200 هزار تومان ماده خام و دستمزد کارگر برده است و می توان با بالا پایین کردن آن 200 هزار تومان در بازار رقابت کرد)
ببینیم کی این مقدار بازاریابی می تواند زیاد باشد؟
1- محصول انحصاری باشد ( یعنی یک شرکت تولید کننده آن محصول باشد یا اگر چند شرکت تولید کننده آن هستند با هم ساخت و پاخت کرده و اجازه ندهند قیمت محصول ارزان گردند)
2- فضای رقابت وجود نداشته باشد. (مثلا قیمت ها را دولت ها کنترل کنند)
3- محصولات قابل قیمت گذاری به صورت عام نباشند ( مثلا Windows شرکت مایکروسافت)
4- ...
می بینیم در فضای دهکده جهانی امروز که هر شخص از طریق اینترنت و از طریق تعرفه های WTO دست به خرید می زند فضای رقابتی شدیدی بر شرکت ها حاکم است و این فضا باعث افت قیمت شدید هزینه های بالاخص بازاریابی می گردد. ( این فضا در اینترنت به شدت قابل دیدن است که هر شرکت برای جذب مشتری قیمت های خود را کاهش می دهد (کافی است سری به Amazon بزنید تا ببینید چگونه قیمت های خود را کاهش می دهد)) لذا در کشور هایی که عضو WTO نبوده تا به اینترنت دسترسی ندارند می توان مشاهد کرد قیمت کالا ها را به چندین برابرقیمت و درصد بازاریابی زیادی به فروش می رسانند.
البته بعضی محصولات که قیمت گذاری مشخصی ندارند همانند نرم افزارها یا سیستم های آموزشی نیز در جرگه محصولاتی که می توان آنها را با درصد بازاریابی زیاد به فروش رساند حساب می گردند.
پس می بینیم در محصولاتی که رقابتی بوده و درصد بازاریابی آنها نمی تواند افزایش پیدا کند نمی توان از سیستم های بازاریابی شبکه ای استفاده نمود.

نکته ی دیگری که ممکن است مورد سوال قرار بگیرد‌این است که خوب شرکت بیاید و سیستم شبکه‌ای پیچیده تری را پایه ریزی کند که هر شخص در هر جایی از شبکه باشد پورسانت ثابتی را دریافت کند یا پورسانت ها هر چند Level یکبار ثابت گردند چرا که همانطور که دیدیم پورسانت در شرکت مادر ثابت بوده و مجموع آن باید ثابت باشد، بدین منظور بیاید چند حالت ممکن را با مثال همان یخچال X بررسی کنیم:

1- شرکت مادر بیاید به هر سه Level یک مقدار ثابت بدهد یعنی هنگامی که سیستم یک Levelی بود به فرد ده هزار تومان و هنگامی که سیستم دو Levelی شد باز به فرد Level دوم ده هزار تومان (خوب متعاقبا فردLevel اول چیزی دریافت نمی کند چون مجموع پورسانت یا حق بازاریابی یخچال مدل X شرکت LG ده هزار تومان است) و به همین ترتیب به فرد Level سوم نیز ده هزار تومان بدهد.( خوب متعاقبا فردLevel اول و دوم چیزی دریافت نمی کند چون مجموع پورسانت یا حق بازاریابی یخچال مدل X شرکت LG ده هزار تومان است)
2- شرکت مادر بیاید بگوید که مثلا به هر دو پله یا همان دو Level مقدار ثابتی می دهم و به افرادی که در زیر آنها می‌ایند از نو پول می دهم منظورم‌این است که پورسانت ده هزار تومانی که در Level اول فرد ده هزار تومان دریافت کرد و در حالتی که سیستم دو Levelی شد پورسانت یک هفت هزار تومان و یک سه هزار تومان شد و به طور معمول می بایست در حالتی که سیستم سه Levelی شد پورسانت ها یک دو هزار تومان، یک سه هزار تومان و یک پنج هزار تومان شود‌این اتفاق رخ نداده و بیاید بگوید به فرد موجود در پله اول هیچ پورسانتی نمی دهم و به فرد موجود در پله دوم سه هزار تومان و به فرد موجود در پله سوم هفت هزار تومان می دهم.
3- شرکت مادر ترکیبی از دو حالت بالا را بگوید:مثلا به هر سه پله در هر شرایطی سه هزار تومان می دهیم یعنی‌اینکه در حالتی که تنها یک پله وجو دارد به فرد سه هزار تومان در حالتی که دو پله وجود داشته به فرد پله اول سه هزار تومان و به فرد پله دو سه هزار تومان می دهد و در حالتی که سه پله موجود بود به افراد پله اول و دوم و سوم نفری سه هزار تومان بدهد و در حالتی که چهار پله شد به نفر اول پورسانتی نداده و به افراد موجود در پله های دوم و سوم و چهارم نفری هزار تومان بدهد.

حالت اول که اصلا غیر معقول بوده چرا که هیچ کس نمی‌اید بدون دریافت پورسانتی( بدون منفعت) فرد دیگر را معرفی کند لذا هر فرد تنها می خواهد خود مستقیم با شرکت ارتباط داشته که به دلایل ذکر شده در قسمت های قبلی متن امکان پذیر نمی باشد.
حالت دوم در بین حالت های بیان شده حالت بهتر و‌ایده آل تری می باشد اما مشکل‌این است که پورسانت ها آنقدر چشمگیر نخواهد بود که‌این سیستم بتواند رشد شبکه‌ای کاملی داشته باشد و احتمالا بعد از چندین Level رشد آن متوقف می شود اما به هر صورت‌این حالت، حالتی‌ایده آلی است و عملا نیز‌این حالت اتفاق می افتد.( مثل‌این است که شما شخصی را که به عنوان رنگرز ساختمان به صاحب کار معرفی کردید بعد ازمدتی صاحب کار به آن شخص اعتماد کند و آن رنگرز نیز به نوبه خود افراد جدیدی را برای کارهای دیگر صاحب کار معرفی می کند،‌این چرخه ادامه پیدا کرده اما چون‌این فرآیند کمی زمان بر، انرژی بر و پر خطاست بعد از مدتی دیگر‌این اعتماد صورت نپذیرفته و شبکه به انتها می رسد)
در حالت سوم نیز دو خطای حالت اول و حالت دوم با کمی اغماض رخ می دهد که توجیه آن را به خواننده واگذار می نمایم.


خوب از اصل موضوع دور افتادیم و آن بررسی تفاوت بین بازاریابی شبکه‌ای و بازاریابی هرمی است؟
بهتر است سوال را‌اینگونه مطرح کنیم 1- فرق بین بازاریابی شبکه‌ای و بازاریابی هرمی چیست؟ 2-فرق بین بازاریابی هرمی و بازاریابی ماتریسی چیست؟ و سپس از نتایج‌این دو به‌این نکته برسیم که 3- تفاوت و فرق بین بازاریابی شبکه‌ای و بازاریابی ماتریسی چیست؟
1- فرق بین بازاریابی شبکه‌ای و بازاریابی هرمی چیست؟
از تعاریف بالا نکته اساسی فرق بین بازاریابی شبکه‌ای و بازاریابی هرمی را می توان‌اینگونه بیان نمود که در بازاریابی شبکه‌ای افراد به خاطر فروش محصولات یا خدمات شرکت مادر پورسانت دریافت می کنند و نه به خاطر معرفی فرد یا افرادی به شرکت. (لذا پورسانت دریافتی محدود بوده و بین افراد بازاریاب تقسیم می گردد) اما در سیستم های هرمی در واقع نوعی بازی با پول صورت گرفته و کالایی یا خدمات و به طور کلی تر منفعتی رد و بدل نمی گردد.
2-فرق بین بازاریابی هرمی و بازاریابی ماتریسی چیست؟
بازاریابی ماتریسی زیر مجموعه‌ای از بازاریابی هرمی است اگر بخواهیم آن را با عبارات زیباتری بیان کنیم باید گفت: بازاریابی ماتریسی شکلی نوین از بازاریابی هرمی بوده که در آن کالا یا خدمات نیز وارد شده و در سیستم رد و بدل می گردد. اما اگر با دقت بیشتری به آن نگاه کنیم همان بازاریابی هرمی می باشد که با پوسته ماتریسی معرفی می گردد.
3- تفاوت و فرق بین بازاریابی شبکه‌ای و بازاریابی ماتریسی چیست؟
همانطور که از مطالب گفته شده بر می‌اید تفاوت‌این ها بسیار کوچک و نغز بوده چرا که در هر دو، افراد موجود در شبکه کالا یا خدماتی را مبادله می کنند که بابت آنها پورسانت دریافت می کنند. پس فرق‌این دو چیست؟ در سیستم های NM به دلیل محدود بودن پورسانت، شبکه از حد خاصی نمی تواند بیشتر رشد کند چرا که با رشد شبکه؛ شرکت مادر بایستی‌این پورسانت ثابت را بین افراد تقسیم کند (با روش های متفاوت که سه روش آن ذکر گردید) و حالا که‌این افراد زیاد شده اند مبلغ‌این پورسانت آنقدر کوچک شده که باعث می گردد مقرون به صرف بازاریابان نبوده و آنها وارد سیستم شبکه‌ای( از حدی پایین تر (Levelهای پایینی)) نشوند اما در سیستم های ماتریسی شما شاهد‌این هستید که با افزایش شبکه مجموع پورسانت افرادی که در پله های بالاتر قرار دارند بیشتر و بیشتر می شود سوال‌این است که مگر نه‌اینکه در سیستم های بازاریابی ( و به طور خاص بازاریابی شبکه‌ای ) پورسانت ثابت می باشد پس چه طور با افزایش فروش و رشد شبکه‌این پورسانت ها به صورت تصاعدی بالا می روند در حالی که در خوشبینانه ترین حالت ممکن باید‌این پورسانت ها بالا برود ولی نه به صورت تصاعدی و فزاینده؟‌این قسمت کمی پیچیده شد که با یک مثال بهتر توضیح داده می شود:
همان مثال پورسانت ده درصدی یخچال مدل X شرکت LG را در نظر بگیرید و فرض کنید سیستم به صورت دودویی (باینری) رشد کند:


در حالتی که سیستم بازاریابی شبکه‌ای باشد پورسانت به ترتیب زیر می باشد:
> خوب اکنون باید به سوال بالا پاسخ بدهیم، یعنی چگونه می شود که شرکت ها پورسانت خود را به صورت تصاعدی افزایش داده در صورتی که درصد بازاریابی یک جنس ثابت است؟
در شرکت های ماتریسی‌این تفاوت هزینه را با بالا بردن قیمت اولیه کالا یا خدمات جبران می کنند یعنی مثلا به جای‌ اینکه یخچال مدل X را صد هزار تومان بفروشند با توجه به ساختار خود (plan) یخچال مذکور را n صد هزار تومان می فروشند(n تابعی است از plan شرکت). سوال دیگری که‌ایجاد می گردد‌این است که خوب چرا باید فردی n برابر قیمت واقعی جنس را بپردازد؟
یک پاسخ‌این سوال می تواند پاسخ همان سوال مربوط به‌این باشد که چرا افراد وارد پنتاگونو می شوند؟ ( طمع برای پولدار شدن بی زحمت)
اما پاسخ دیگر‌این سوال می تواند‌اینگونه داده شود که شرکت های علاقه مند به‌اینگونه سیستم های محصولات یا خدماتی ارائه می دهند که قربانی از شرایط آن با اطلاع نیست؟ مثلا می گویند ما دریل مدل AXCD5288 شرکت Minot را می فروشیم که‌اینچنین است و آنچنان و چون قربانی ها هیچگونه اطلاعتی راجع به‌این مدل دریل ندارند با اعتمادی که به معرف محصول دارند محصول را با چند برابر قیمت خریداری می کنند. اما‌اینگونه شرکت ها نمی توانند یخچال را که عده ی زیادی از قیمت و مشخصات آن آکاه هستند را به‌این راحتی بفروشند.

در کل برای نتیجه گیری از بحث راه حل های شناسایی بازاریابی هرمی و ماتریسی به صورت خلاصه بیان می شود:
در بازاریابی ماتریسی و به طور کلی هرمی قسمتی یا بعضا تمام شرایط زیر دیده می شود:
1- تهییج کردن برای به دست آوردن مبالغ هنگفت و پورسانت های تصاعدی
2- گفتن عباراتی به صورت مبهم در مورد پتانسیل های درآمدی
3- نبود هیچ محصول یا خدمات، یا در صورت بودن محصول یا خدمات تفاوت قیمت زیاد آن با قیمت واقعی
4- درآمد بسیار زیاد برای سران سیستم و تفاوت بسیار زیاد پورسانت آنها با پورسانت افراد پایینی
5- اطمینان دادن به افراد زیر مجموعه در مورد درآمدزا بودن سیستم

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:22 |

مقدمه  ( بخش اول )                                                                                                      

 

تجارت الکترونیک واژه‌ای است که برای تجارت از طریق سیستم‌های اطلاعاتی، ارتباطی بکار می‌رود. تجارت الکترونیک با وجود این که مدت زمانی زیادی از عمر آن نمی‌گذرد ولی نقش بسزا و چشم گیری در زندگی روزمره ما به عهده گرفته‌است به طوری که اجتناب از آن کار آسانی نیست. یکی از ساده‌ترین و کار آمدترین نقش تجارت الکترونیک در زندگی روزمره کاربران اینترنتی، خرید و فروش اجناس و تبادل وجوه مربوطه از طریق کارت های هوشمند می‌باشد.
هدف از تجارت الکترونیک که در واقع ترکیبی از تکنیکها و شگردهای بازرگانی است. همکاری، رقابت و بازدهی بیشتر شرکتهای مختلف می‌باشد به طوری که طی ۱۵ سال گذشته سبب توانایی شرکتها در زمینه‌هایی مثل اصلاح روشهای تجارتی و پیشرفت در زمینه ارتباطی با شرکتهای مرتبط و بالاخره گسترش دامنه بازرگانی، تجاری حتی در مقیاسهای بزرگ و جهانی شده‌است. تجارت الکترونیک دارای زیر شاخه‌های عمده‌ای به شرح زیر می‌باشد:

۱- تجارت الکترونیک
۲- کسب و کار الکترونیک
۳- بازاریابی الکترونیکی
۴- بانکداری الکترونیکی
۵- کارت های هوشمند
۶- مدیریت روابط عمومی با مشتری

 

(بخش دوم)

تاریخچه تجارت الکترونیک                                                                          

انسان از ابتدای خلقت تاکنون روشهای تجاری متفاوتی را تجربه کرده‌است. در ابتدا سیستم تبادل کالا رایج بود. شکارچی گوشت را با سلاح عوض می‌کرد. این سیستم اشکالات فراوانی داشت. مثلاً ممکن بود شکارچی نتواند سلاح سازی را پیدا کند که به گوشت احتیاج داشته باشد. در این صورت گوشتها فاسد می‌شدند .
در بعضی تمدن ها سیستم کالای محبوب به وجود آمد. در سرزمینی که گندم غذای اصلی مردم آن بود، شکارچی گوشت را با گندم و گندم را با سلاح تعویض می‌کرد. این روش هم مشکلات زیادی داشت. کالای محبوب در سرزمینهای مختلف متفاوت بود. از طرف دیگر معیاری برای سنجش ارزش آن وجود نداشت و حمل و نقل آن هم مشکل بود بدون شک اختراع پول اولین انقلاب در زمینه تجارت بود. ارزش آن مشخص بود، حمل آن آسانتر بود، فاسد نمی‌شد و همه طالب آن بودند. فواید استفاده از پول به اندازه‌ای بود که حتی تا چند دهه قبل کمتر کسی انتظار یک انقلاب دیگر را داشت. ارتباط بین تجارت و تکنولوژی دیر زمانی است که وجود داشته و ادامه دارد. در واقع، یک پیشرفت تکنیکی باعث رونق تجارت شد و آن هم ساخت کشتی بود. در حدود ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد، فینیقیان تکنیک ساخت کشتی را بکار بردند تا از دریا بگذرند و به سرزمینهای دور دست یابند. با این پیشرفت، برای اولین بار مرزهای جغرافیایی برای تجارت باز شد و تجارت با سرزمینهای دیگرآغاز شد. اکنون، شبکه جهانی اینترنت مانند همان کشتی است که نه تنها فواصل جغرافیایی، بلکه اختلافات زمانی را نیز کمرنگ نموده و صحنه را برای نمایشی دیگر آماده کرده‌است.ترکیب تجارت و الکترونیک از سال ۱۹۷۰ آغاز شد. برای گسترش و پذیرش تجارت الکترونیک لازم است که پیش نیازهای این تکنولوژی از جمله زیرساختار مخابراتی، مسایل قانونی و ایمنی پیام رسانی مهیا شود.
مهم‌ترین هدف در تجارت حال چه از روشهای بسیار پیشرفته الکترونیکی استفاده کند و چه از روشهای سنتی و قدیمی -همانا دستیابی به پول و سود بیشتر است. طبیعتا در این میان، نقش بانکها و موسسات اقتصادی در نقل وانتقال پول بسیار حیاتی است. هنگامی که در سال ۱۹۹۴ اینترنت قابلیتهای تجاری خود را علاوه بر جنبه‌های علمی و تحقیقاتی به نمایش گذاشت،موسسات تجاری و بانک ها در کشورهای پیشرفته اولین نهادهایی بودند که تلاش جدی خود را برای استفاده هر چه بیشتر از این جریان بکار انداختند. محصول تلاش آنها نیز همان بانکداری الکترونیک امروزی است. سپس به سرعت مشخص شد که اینترنت بستر بسیار مناسبی برای انواع فعالیتهای بانکداری و اقتصادی بشمار می‌رود.
بانکداری و تجارت الکترونیک هم اکنون در جهان به عنوان یک بحث بسیار تخصصی و در عین حال، بسیار پیچیده تبدیل شده‌است و تطبیق آن با سیاستهای تجاری و اقتصادی کشورهای مختلف نیاز به تحقیق و برنامه ریزی دقیق دارد.
در بررسی تاریخچه تجارت الکترونیک درمی یابیم که بورسهای اوراق بهادار نیز موسسات دیگری بودند که به سرعت فعالیت خود را با روند پیشرفت اینترنت هماهنگ کردند و موفق شدند که در عرض مدت کوتاهی، با توجه به برتریهای اینترنت در مقایسه با روشهای قدیمی، به دلیل سرعت و دقت بالا، به موفقیتهای بی نظیری دست یابند.
تجارت الکترونیک، علی رغم جوان بودن در جهان شناخته شده و در سالهای اخیر رشد فزاینده و غیرقابل پیش بینی داشته‌است. این رشد تصاعدی حاصل استفاده از یک ابزار، یعنی اینترنت می‌باشد. البته تجارت الکترونیک فقط در شاخصه‌ها یا کشورهای خاصی جا افتاده و استفاده می‌شود. برای مثال، در سال ۱۹۹۷ صنعت جهانگردی و توریسم مسوول ۲۰ تا ۳۰ درصد از فروشهای مجازی بوده.

(بخش سوم)

تعریف تجارت الکترونیک                                                                            

تجارت الکترونیک انجام کلیه فعالیتهای تجاری با استفاده از شبکه‌های ارتباطی کامپیوتری، به ویژه اینترنت است. تجارت الکترونیک، نوعی، تجارت بدون کاغذ است. به وسیله تجارت الکترونیک تبادل اطلاعات خرید و فروش و اطلاعات لازم برای حمل و نقل کالاها، با زحمت کمتر و مبادلات بانکی با شتاب بیشتر انجام خواهد شد. شرکتها برای ارتباط با یکدیگر،محدودیتهای فعلی را نخواهند داشت و ارتباط آنها با یکدیگر ساده تر و سریع تر صورت می‌پذیرد. ارتباط فروشندگان با مشتریان نیز می‌تواند به صورت یک به یک با هر مشتری باشد. به عبارت دیگر، تجارت الکترونیک نامی عمومی برای گستره‌ای از نرم افزارها و سیستم‌ها است که خدماتی مانند جستجوی اطلاعات، مدیریت تبادلات، بررسی وضعیت اعتبار، اعطای اعتبار، پرداخت به صورت روی خط، گزارش گیری و مدیریت حسابها را در اینترنت به عهده می‌گیرند. این سیستم‌ها زیربنای اساسی فعالیتهای مبتنی بر اینترنت را فراهم می‌آورند. هدف از بکارگیری تجارت الکترونیک، ارائه روشی جدید در انجام امور بازرگانی می‌باشد. به واسطه این روش، تاجران قادرند که محصولات و خدمات خود را به شکل تمام وقت و به تمام خریداران در سرتاسر جهان - مستقل از مرزهای جغرافیایی و ملیتها -عرضه کنند.
بسیاری از مردم، تجارت الکترونیک را منحصر به خرید و فروش از طریق شبکه اینترنت می‌دانند، در حالیکه این امر فقط بخش کوچکی از تجارت الکترونیک را تشکیل می‌دهد و این مفهوم اکنون گستره وسیعی از جنبه‌های مختلف تجاری و اقتصادی را دربرگرفته‌است. به سادگی می‌توان هرگونه فعالیت تجاری و مالی بین موسسات و افراد مختلف را در حیطه تجارت الکترونیک گنجاند.
تجارت الکترونیک روش دیگری برای تبادلات الکترونیکی اطلاعات و انجام مبادلات تجاری است که یک پل الکترونیکی را بین مراکز تجاری ایجاد کرده‌است. تجارت الکترونیک با حجم کمتری از اطلاعات که لزوما در قالب یکسانی نبوده و بین مردم عادی رد و بدل می‌شود، سر و کار دارد. تجارت الکترونیک در ابتدای پیدایش خود، چیزی بیش از یک اطلاع رسانی ساده تجاری نبود و هرکس می‌توانست محصولات خود را با استفاده از صفحات وب بر روی اینترنت تبلیغ نماید. آمار منتشره از ۵۰۰ شرکت نشان می‌دهد که حدود ۳۴ درصد از آنها در سال ۱۹۹۵ و حدود ۸۰ درصد در سال ۱۹۹۶ از روش فوق برای تبلیغ محصولات خود استفاده کرده‌اند.تا پایان سال ۲۰۰۱ بیش از ۲۲۰ بیلیون دلار معاملات مالی توسط صدها سایت تجاری بر روی اینترنت انجام پذیرفت.

(بخش چهارم)

مزایاها و معایب تجارت الکترونیک                                                                 

سوالی که ممکن است همینک مطرح شود این است که تجارت الکترونیک غیر از مواردی که پیش از این به آن اشاره شد چه فایده‌ای دارد ؟

- افزایش فروش و در پی آن افزایش درآمد و توان سرمایه گذاری
- افزایش سطح رفاه زندگی مردم از طریق ایجاد اشتغال، کاهش ترددها و افزایش سرعت عمل
- جهانی شدن
- کاهش هزینه‌های تبلیغات برای شرکتها وبه دلیل عدم حضور واسطه


البته همچون تمام فناوریها و تکنولوژیهای ساخت بشر معایبی هم در استفاده از تجارت الکترونیک وجود دارد، برخی از این معایب به قرار زیر است:

- تأثیر ناشناخته آن بر روابط اجتماعی انسان
- ورشکستگی به علت عدم توانایی شرکتهای کوچک و کاهش تولید

نقل از : ویکی پدیا

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:20 |
+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:19 |

در این کتاب الکترونیکی بیش از 120 ترفند رجیستری ویندوز که می تواند قابلیت های ویندوز را به طرز چشمگیری طبق خواسته شما تغییر و گسترش دهد. این کتاب کاملا به صورت فارسی و به زبانی ساده بیان گردیده است.




120 ترفند کاربردی رجیستری �?یند�?ز XP حجم فایل : 277 کیلوبایت

120 ترفند کاربردی رجیستری �?یند�?ز XP کلمه عبور فایل: www.p30net.com

120 ترفند کاربردی رجیستری �?یند�?ز XP قیمت رایگان

120 ترفند کاربردی رجیستری �?یند�?ز XP دانلود Acrobat Reader




Download

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:16 |

در این کتاب الکترونیکی، 100 عدد از بهترین ترفند های ویندوز XP به صورت فارسی در یک فایل PDF ، گرد آوری گردیده است. با این کتاب می توانید به صورت رایگان و بسیار سریع، تجربه کار با ویندوز اکس پی خود را افزایش دهید.




یکصد ترفند �?یند�?ز XP حجم فایل : 315 کیلوبایت

یکصد ترفند �?یند�?ز XP دریافت Acrobat Reader

یکصد ترفند �?یند�?ز XP کلمه عبور: www.p30net.com



Download

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 10:15 |
   مشتركين تلفن همراه شركت ارتباطات سيار از اين پس مي‌‏توانند با ارسال يك پيام كوتاه SMS به شماره 30009 از كاركرد به روز تلفن همراه خود مطلع شوند
مشتركين مي‌‏توانند درخواست خود را مبني بر دريافت صورت حساب تلفن همراه در تاريخ مورد نظر به صورت يك پيام كوتاه به شماره 30009 ارسال كرده و پس از آن منتظر دريافت ريز صورت حساب خود به صورت اعلام كاركرد تلفن شهري، بين شهري، پيام كوتاه و ديگر هزينه‌‏هاي مورد نظر باشند كه تا به امروز تنها هر دو ماه يكبار و به صورت دوره‌‏اي بر قبوض كاركرد منظور مي‌‏شد .
طريقه ارسال بدين صورت است که تاريخ ابتدا و انتها را با کما از هم جدا کرده و ارسال مي کنيم.به طور مثال براي دريافت صورت حساب خود از تاريخ 25 اسفند 85 تا 29 فروردين 86 متن پيامي که بايد ارسال کنيم به صورت زير است.
851229,860129
براساس اين گزارش، مشتركين تنها بايد تاريخ مورد نظر خود را به صورت عدد به شماره مذكور ارسال كنند
+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 11:3 |
فنلاند از 179 هزار و 585 جزیره تشکیل شده است.
ـ زنبورها از بوی عرق بدشان می‌آید و به کسی که به نوعی بدنش بو دهد یا عطر و ادکلن زده باشد حمله می‌کند.
ـ‌ از بین رنگها رنگ سفید برای زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه ای ناراحت کننده است.
ـ انسان با خوردن 20 نیش از زنبور عسل در آن واحد خواهد مرد.
ـ بدن زنبور داران در برابر نیش زنبورها مقاوم می‌شود و اغلب می‌توانند بیش از صد عدد نیش زنبور عسل را تحمل کنند و احساس ناراحتی هم نکنند.
ـ از آنجا که زنبور عسل بی نظمی را دوست ندارد،‌ اگر جلوی کندوی آنها بایستید و مانع رفت و آمد آنها شوید به شما حمله خواهند کرد.
ـ نور خورشید فقط تا عمق 400 متری آب دریا نفوذ می‌کند.
ـ سختی آب مشابه سختی بتن است.
ـ رعد و برقی به طول 6/1 کیلومتر دارای الکتریسیته کافی برای روشن کردن یک میلیون لامپ است.
ـ‌ هنگام صحبت برای بیا ن هر کلمه 72 ماهیچه به کار گرفته می‌شود.
ـ لایه پوستی که آرنج را پوشانده است هر 10 روز یکبار عوض می‌شود.
ـ خون میگوها آبی رنگ است، عنکبوتها خونی روشن و شفاف دارند.
ـ دانه نوعی درخت غول پیکر از خانواده کاج فقط 005/0 گرم وزن دارد.
ـ 85% گیاهان در اقیانوسها رشد میکنند.
ـ زرافه تازه متولد شده 2 متر قد دارد.

 

ـ انسان بالغ روزانه به هنگام کارهای سخت ممکن است تا 15 لیتر عرق کنند.

ـ وزن کوه یخی متوسط الحجم 20 میلیون تن است.

ـ مردم فیلیپین به بیش از هزار لهجه سخن میگویند.

ـ زرافه همواره ایستاده وضع حمل می‌کند و نوزادش از فاصله 180 سانتیمتری به زمین میافتد.

ـ کره زمین سالانه شاهد بیش از 50 هزار زمین لرزه است.

ـ تا سه هزار سال پبش عمر متوسط مردم مصر 30 سال بود.

ـ قدرت سیب در تحریک دستگاه عصبی از کافئین بیشتر است.

ـ پنگوئن تنها شناگری است که نمیتواند پرواز کند.

ـ دندان انسان چندین برابر از صخره محکمتر و سخت تر است.

ـ ادیسون 1097 اختراع داشته است.             

ـ در هر قطره آب 3300 میلیون اتم وجود دارد.

ـ قلب فیل در هر دقیقه 200 بار می‌تپد.

ـ تنها موجودی که میتواند به پشت بخوابد انسان است.

ـ ابوعلی سینادرحدود238جلدکتاب نوشته است.

ـ ارسطو2000سال پیش ویتامین A را کشف کردوآن را برای چشم مفید دانست.

ـ وزن جشم زرافه دو برابرمغزآن است.

ـ کره مریخ با سرعت240کیلومتردر ساعت به دور خورشید می گردد.

ـ حروف ابجداز الفبای مردم فنیقیه اقتباس شده است.

ـ نخستین تقویم شمسی که شناخته شدتقویم مصریان است.

ـ کرمهای ابریشم در 56 روز86 هزار برابر وزن خود غذا می خورند.

    -   یکی ازرود های کامبوج شش ماه  سال از شمال به جنوب   وشش ماه دیگر از جنوب به شمال جریان دارد

-          روغن ساعت گران بها ترین محصول نفت خام است.

-          خون ملخ ها سفید رنگ است.

-          فندک پیش از کبریت اختراع شده است.

-          دیوار چین با ارتفاع و ارض شش متر  حدود 600 سال پیش توسط امپراتوری سسینگ بنا شد.

-          پر جمعیت ترین شهر جهان تکیو با 30 میلیون نفر جمعیت است.

-          مایع موجود در نار گیل جای گزین خوبی برای پلاسمای خون است.

-          ارگ بم بزرگترین مجموعه ی خشتی و گلی جهان است.

-          اگر تخم مار را به زمین بیندازیم نمی شکند بلکه به سبب خاصیتی که پوسته  آن دارد مانند یک توپ به سمت بالا می رود.

-          کتابخانه ی کنگره ی امریکا با بیش از 120میلیون جلد کتاب بزرگترین کتابخانه ی جهان است.

-          بیشترین حرف مورد استعمال در انگلیسی (E) و کمترین آن (Q) است.

 

۱.موش های صحرایی انقدر سریع تولید مثل می کنند که دو موش صحرایی در ۱۸ ماه می توانند ۱ میلیون فرزند داشته باشند

۲.قدرت بینایی جغد ۸۲ برابر انسان است

۳.مروارید درون سرکه حل می شود

۴.زرافه می تواند با زبانش گوش های خود را تمیز کند

۵.شاهین می تواند با سرعت ۲۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت کند

۶.فقط ۳۰ درصد مارهای دنیا سمی هستند

۷.کنه می تواند یک سال بدون غذا زنده بماند

۸.اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید کم کم رنگش سفید می شود

۹.ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند

۱۰.چشم های شتر مرغ از مغزش بزرگتر است 

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 10:59 |

Messenger.jpg

برنامه اي كه با آن مي توانيد از طريق بلوتوث اس ام اس بدهيد.

برای دانلود اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 10:44 |
نرم افزار word براي موبايل شما ....

ميكروسافت ورد

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 10:36 |

تهران - خبرگزاری اقتصادی ایران
یك كارشناس اقتصادی گفت: اعمال سیاستهای انقباضی لازم ولی كافی نیست، چراكه این سیاستها تنها به حذف یكی از عوامل ایجاد كننده تورم كمك می كند در حالی كه تغییر روش كمك رسانی دولت به مردم، تكمیل كننده بحث در خصوص خروج از تورم است.

به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران ، سیاستهای انقباضی لازم ولی كافی نیست، چراكه این سیاستها تنها به حذف یكی از عوامل ایجاد كننده تورم كمك می كند در حالی كه تغییر روش كمك رسانی دولت به مردم، تكمیل كننده بحث در خصوص خروج از تورم است.

 

عبدالحسین ساسان اظهارداشت: تورم در ایران در حال حاضر دارای دو منشأ تئوریك یعنی سیاستهای انبساطی و سیاستهای برابری طلبانه‌ است، كه در این مسیر صرف اعمال سیاستهای انقباضی كنونی، به هیچ‌وجه به تورم خاتمه نمی‌دهد.

 

وی با بیان اینكه در همه جای دنیا سیاستهای برابری، تورم‌زا است افزود: اگر بخواهیم هر دو منشأ را اصلاح كنیم ، پیشنهاد من متاثر از نظریه بوكانان (برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۸۶ ) ادامه سیاستهای انقباضی و تغییر روش كمك رسانی دولت به مردم است به طوری كه به جای روشهایی چون توزیع سهام عدالت به ارائه خدماتی همچون ارائه مشاوره های رایگان در خصوص مسایل ژنتیكی، تغذیه و پزشكی بپردازد.

 

وی افزود: اینگونه روشها، بسیار ارزانتر از سایر روشهایی است كه به كار گرفته می شود و در نهایت در مسیر رفع تورم ناكام می ماند.

 

این اقتصاددان تاكید كرد من در بحث حل مشكل تورم اعتقاد به روشهای تعجیلی ندارم كما اینكه با تغییر همین نحوه خدمات رسانی به مردم بسیاری از مشكلات نه تنها در كوتاه مدت بلكه در بلندمدت نیز به نتایج موثر می انجامد.

 

وی تاكید كرد: من در بحث خروج از تورم موافق وعده های غیرقابل وصول نیستم چون معتقدم معجزه و جهش در اقتصاد معنی ندارد و هر حركتی هم قرار صورت گیرد قطعا به شكل تدریجی ثمربخش خواهد بود.

 

ساسان گفت: اینكه دولت سعی می كند با اعمال سیاستهای انقباضی به مداوی سیاستهای انبساطی گذشته بپردازد ، اقدامی ارزشمند است ولی تنها با اكتفا به این روش به نتیجه نخواهد رسید.

 

وی افزود: دست روی دست گذاشتن در بحث تورم، همانقدر به تورم دامن می زند كه اعمال برخی سیاستهای نادرست كه سطح توقع مردم را افزایش می دهد.

 

این كارشناس اقتصادی یادآور شد: دولت با روشهای بسیار ارزان به تدریج می تواند به بهبود وضع اقتصادی جامعه و كاهش تورم كمك كند.

 

وی با اشاره به اینكه وقتی اقتصاد آزاد بنیان‌گذاری شد، بحث روی كاغذ ایده‌آل به نظر می رسید و به سرعت به كیمیای سعادت بشر تبدیل شد افزود: بحثی كه روی كاغذ بسیار خوب عمل می كرد، كم كم مشكلات خود را نشان داد.

 

این اقتصاددان با اشاره به مشكلات اقتصاد آزاد گفت: یكی از مشكلات اقتصاد آزاد به وسیله یك آمارشناس به نام فیلیپ كشف شد، وی گرچه اقتصاددان نبود ولی با جمع آوری آمارهای تورم و بیكاری در انگلستان، متوجه شد كه همیشه بین اشتغال و كاهش قیمت‌ها تضاد وجود دارد؛ هرگاه بیكاری اندك شده، تورم زیاد شده است و هرگاه تورم كاهش یافته بیكاری افزایش یافته است.

 

وی با بیان اینكه چالشهای اقتصاد آزاد یكی پس از دیگری بروز یافت و كم كم تضاد بین برابری با نرخ رشد اقتصادی خود را نشان داد افزود: به این ترتیب با تغییر سیاستهای دولتها در راستای توزیع عادلانه درآمد (توزیع برابر گونه آنها) هم تورم با افزایش روبرو شد و هم رشد اقتصادی دچار كاهش شد.

 

ساسان اضافه كرد: در آینده بشر این اشكالات را رفع خواهد كرد و همانطور كه در زمینه درمان و دارو به پیشرفتهای بزرگ رسید در اقتصاد نیز به توفیقاتی دست خواهد یافت.

وی افزود : به هر تقدیر سه دیدگاه كلی در بحث اقتصاد آزاد وجود دارد كه از جمله آنها دیدگاه فریدمن است.

 

یك كارشناس اقتصادی خاطرنشان كرد: فریدمن معتقد بود، تضاد وجود دارد ولی باید عدالت را به پای كارآیی و رشد اقتصادی قربانی كرد.

 

وی اضافه كرد: در حقیقت فریدمن پذیرفت كه نظام اقتصاد آزاد ابزاری نیست كه همه آرزوهای خوب بشر را محقق كند، بلكه دارای ضعف است و این ضعف نیز در عدم سازگاری در رشد اقتصادی و برابری نهفته است.

 

ساسان گفت: فریدمن می‌گفت در كوتاه مدت تضاد مذكور وجود دارد ولی در بلندمدت اقتصاد آزاد بدون مشكل است.

 

وی افزود: پس از فریدمن، اقتصاددان بزرگ دیگری به نام جان راولز نظر متفاوتی را ارائه كرد، وی می‌گفت این تضاد در بلندمدت حل نمی‌شود و در كوتاه مدت و بلندمدت اجتناب ناپذیر است .

 

ساسان با اشاره به اینكه در اواخر قرن بیستم یك غول دیگر به نام بوكانان (برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۸۶ ) در اندیشه بشر ظاهر شد كه سعی می كرد تا با نظریه جدیدخود مشكل اقتصاد آزاد را حل كند افزود: نظریه بوكانان این بود كه اگر مستقیماً بخواهیم به طبقات محروم كمك كنیم، این كمكها برعلیه طبقات محروم عمل خواهد كرد.

 

وی افزود: بوكانان معتقد است، وقتی به طبقات محروم كمك كنیم قبل از هرچیز تورم رشد می‌یابد، به طوری كه محرومین بیش از آنكه از محل كمكهای دولت نفع ببرند، عملاً از محل تورم و كاهش اشتغال(براثر كاهش رشد اقتصادی) آسیب‌ می‌بینند .

 

این كارشناس اقتصادی خاطرنشان كرد: بنابراین پیگیری‌ سیاستهای برابری با كمك به محرومین عملاً ضد محرومین خواهد بود ولی می‌توان كمكها را به صورت مهارت، دارو، درمان و آموزش برای محرومین مطرح كرد.

 

وی افزود: نظر بوكانان این بود كه هر نوع كمكی به محرومین باید به شكلی باشد كه به ارتقای بهداشت، درمان، تغذیه سالم و سرانجام ایجاد اشتغال بیانجامد.

 

ساسان با بیان اینكه اگر بتوانیم فقط به اشتغال كمك كنیم به طور خودكار مشكلات محرومین كاهش خواهد یافت.

 

وی با اشاره به اینكه كمك به محرومین آنهم از طریق ارائه خدماتی چون خدمات پزشكی و در كاهش تورم موثر است افزود: اینگونه اقدامات سبب می شود، تا نه تنها از تولد فرزندان معیوب جلوگیری شود بلكه تغذیه مردم نیز اصلاح شود.

 

این كارشناس اقتصادی در ارائه اینگونه خدمات به انواع روشهای موجود اشاره كرد و افزود: مثلا برای اصلاح و فرهنگسازی لازم برای مصرف اسفناج در بین مردم آمریكا به ساخت فیلم كارتونی اقدام شد تا به وسیله آن، علایق مردم آمریكا نسبت به اسفناج تغییر كرد.

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 10:16 |
+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 11:33 |
parukhat.jpg

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 11:31 |
------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 

 

خوارترین کارفرما کسی است که با ندادن و یا کم کردن دستمزد زیر دست فرمانروایی می کند . ارد بزرگ

 

هر گاه مهر به شما اشاره کند دنبالش بروید .حتی اگر گذرگاهش سخت و ناهموار است .و وقتی بال هایش شما را در بر می گیرد اطاعت کنید .حتی اگر شمشیری که در میان پرهایش پنهان است شما را زخمی کند .و اگر با شما سخن گفت او را باور کنید .گر چه صدایش رویاهای شما را بر آشوبد چون باد شمال که باغ را ویران می کند . جبران خلیل جبران

 

آدمی برای فرار از خدا طبیعت را عامل همه چیز می داند و  هنجاری در طبیعت در کار نیست بلکه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند. فريدريش ويلهلم نيچه

 

شاه به دانایی و خاطر نگهداشتن مردمان نامبردار است نه به خودستایی و غرور و بیدادگری . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


بخشیدن تخت و اورنگ به خویشاوندان ، از زبونی است . ارد بزرگ

 

شما در بسیاری از رنجها بر سر دو راهی قرار گرفته اید ، و این رنجها جرعه هایی هستند بسیار تلخ و زهرآگین که پزشکی حکیم و چیره دست بیماریهایی را که در درونتان ریشه دوانیده اند ، با آنها علاج می کند . جبران خلیل جبران

 

قدرت خواهی آدمی و نه میل به شناخت اولین عامل برای گرایش او به فلسفه بوده است. فريدريش ويلهلم نيچه

 

 پرحرف را که دشمن راستی و خصم روان پاک است هرگز نپذیر . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


بهترین آموزگار استاد ، شاگرد اوست . ارد بزرگ

 

در هر کاری که انجام می دهی ، روح خود را در آن سهیم گردان و اطمینان داشته باش که تمام ارواح پاکی که از این خاکدان رو به اقلیم بالا رخت بر بسته اند ، از عالم بالا فرود آمده و اطراف تو حلقه زده اند و به دقت در اعمال تو می نگرند . جبران خلیل جبران

 

مي خواهم آدميت را به تصميم هايي وادارم كه به سراسر آينده بستگي دارد. شايد چنين پيش آيد كه همه هزاره ها، والاترين عهد و پيمان هاي خود را بنام من ببندند. فريدريش ويلهلم نيچه

 

آنکه پیروی  خرد است دل به هوس نمی سپارد . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


اگر می خواهی بزرگ شوی ، از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن . اُرد بزرگ

 

کسی که کشته می شود ، در جریان قتل خود سهمی دارد و نمی تواند از آن تبرئه شود . آن که چیزی از وی به سرقت می رود نمی تواند از سرزنش برکنار باشد.آدم نیکوکار هرگز نمی تواند خود را از اعمال تبهکاران تبرئه کند ، و آدم پاک نمی تواند از آلودگی و ناپاکی تبهکاران در امان باشد . چه بسا که آدم  مجرم ، خود قربانی کسی است که جرم و جنایت را در حق او انجام داده. جبران خلیل جبران

 

آدم برتر از ابرآدم بسيار دور  است . فريدريش ويلهلم نيچه

 

خود رایی و خودبینی ، همه کام و مراد خود طلبیدن و دیگران را نامراد و خوار و زبون خواستن ، راه اهرمن ، و دل به بهی و نیکی سپردن راه یزدان است . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد . اُرد بزرگ

 

آدميت روح خداوند است در زمين.در اعماق روح، شوقی است که آدم را از ديده به ناديده ، و به سوی فلسفه و آسمانها سوق می دهد. جبران خلیل جبران

 

ابرآدم است كه مي آفريند . فريدريش ويلهلم نيچه

 

بیزاری بجوی از کسی که دریغش می آید که کسی از نیکی و یاری کس دیگر بهره یابد ، نه دانشور است و نه می خواهد که از دانش دیگران سود جوید . بزرگمهر بختگان

 

 

------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 

 

هیچ گاه برای آغاز دیر نیست ، همین بس که به خود بگویم این بار کار نا تمام را پایان می دهم . ارد بزرگ

 

اگر نوازندگان و پایکوبان و بازیگران به سوی شما آمدند ،از بخشش های آنان بگیرید و هرگز محرومشان نسازید ، زیرا آنان میوه ها و عطر ها را چون شما جمع آوری می کنند و با اینکه متاع خود را از رویاها به دست می آورند و کالای خود را از خوابها و خیالها ساخته اند ولی ، به هر صورت ، کالای آنان زیبنده ترین جامه برای روح شما و لذیذترین غذا برای روان شماست . جبران خلیل جبران

 

از ابرآدم است كه آدم هاي برتر دلگرمی و شجاعت مي گیرند . فريدريش ويلهلم نيچه

 

دانای روشندل کسی است که به فرمان دیو از راه یزدان پاک جهان آفرین برنگردد. بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


میان گام نخست و آرمان بازه ای نیست ، آنچه داریم  اندازه نبروی کنونی ماست . ارد بزرگ

 

رنجدیده ! اگر بکوشی تا چیزی از مال خویش را به مردم بذل کنی بی تردید رستگاری . جبران خلیل جبران

 

سرود ابرآدم ، سرود ارزش هاي نو آفريده است . فريدريش ويلهلم نيچه

 

آنکه  خشم بر او چیره نشود و بر گنهکار سخت نگیرد از گزند در امان است . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


در پشت هیچ در بسته ای ننشینید  تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید  و اگر نیافتید همان در را بشکنید . ارد بزرگ

 

چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت . جبران خلیل جبران

 

 آرامش مدام نیز کسل کننده است. گاهی طوفان هم لازم است. فريدريش ويلهلم نيچه

 

آنکه طالب آسایش جان و تن است باید شکیبا و بردبار باشد ، در دوستی  و داد و ستد با مردم کژی و کاستی و فریبکاری نکند . چون گناهی از کسی بیند و بر او دست یابد ببخشد ، و کینه خواه و تیز خشم و دشمن سوز و نا بردبار نباشد .  بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


فرودستان ، در بهترین هنگامه هم ، بهانه های فراوان ، برای انجام ندادن کار های خویش دارند . ارد بزرگ

 

این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند. جبران خلیل جبران

 

یک عمر صرف کسب اعتقاد کردم و در پایان به بی اعتقادی رسیدم. فريدريش ويلهلم نيچه

 

ستوده و نیک فرجام کسی است که دادگر و نیکنام و در کردار و گفتار به هنجار باشد . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


اگر آغاز زندگی ات با سپیده دم و روز همزاد  گشت همواره در جست و جوی چراغ و پناهگاهی برای شبانگاهان باش ، و اگر درشب و سیاهی  آغاز شد از امید در خود چراغی بیافروز که پگاه خوشبختی نزدیک است. اُرد بزرگ

 

اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند . جبران خلیل جبران

 

آدمی حق انتخاب ندارد چون محکوم و مجبور به سرنوشت است. فريدريش ويلهلم نيچه

 

فر و شکوه زمانی فزونی می یابد که دانا نزدمان ارجمند باشد ، و کام بدخواه را به زهر بی اعتنایی بیالایم . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


گاهی تنها راه درمان روانهای پریشان ، فراموشی است.  اُرد بزرگ

 

دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است. جبران خلیل جبران

 

فریب بهار را نخور. تابستانی و پاییز و زمستانی هم هست. فريدريش ويلهلم نيچه

 

کسی در شمار دانایان است که بر آنچه از دستش رفته افسوس نخورد  ، از نایافته به رنج نباشد ، چون در طلب مرادی با سختی رویا رو شود سست نگردد و دل به ناامیدی نسپارد . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 11:29 |
------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


اهل خرد ، پیشتاز روزگار خویش اند . ارد بزرگ

 

رابطه دلی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خلیل جبران

 

آنچه ناگزیر و حتمی الوقوع است مرا خشمناک نمی کند. عشق به سرنوشت در اعماق دل من نهفته است. فريدريش ويلهلم نيچه

 

ده چیز بر ده گروه خاصه بر دانش پژوهان نکوهیده است : دروغ گفتن به فرمانروا ، سپهبدی که زر بر سپاه خویش نپراگند ، مرد سپاهی که از پیکار بهراسد ، دانشمندی که چون چیزی در نظرش مطبوع افتد دل به هوس سپارد و از گناه نترسد ، پزشکی که خود بیمار و دردمند شود . تنک مایه ای که به دروغ به سرمایه و دارایی خویش نازد ، سفله ای که بر هر کس که چیزی دارد رشک برد ، خردمندی که زود خشم بود ، و به چیز کسان طمع ورزد ، کسی که رهنمایی از نادان امید دارد ، و آنکه کارگاه و یا بنیادی سترگ را به کاهلی سپارد ، و بی خردی که خردجوی نباشد . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


نقد و ارزیابی بی کینه ، پاداشی است که ارزش آن را باید دانست .  ارد بزرگ

 

پند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟! جبران خلیل جبران

 

از آنچه باعظمت است یا باید هیچ نگفت یا با عظمت سخن گفت و با عظمت سخن گفتن یعنی به دور از آرایش وآلایش . فريدريش ويلهلم نيچه

 

بخشنده نیکخوی آن کس است که به بخشش جانش را آراسته گرداند . دور از جوانمردی است که بخشنده بر آن کسی که چیزی به او داده یا خیری رسانده منت نهد . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


مردمان توانمند  در خواب نیز ، رهسپار جاده پیشرفتند .  ارد بزرگ

 

مگر نه چیزی که امروز در تسلط توست ناچار روزی از دست تو خواهد رفت ؟ پس ، اکنون از ثروت خویش ببخش و بگذار فصل بخشش یکی از فصلهای درخشان زندگی تو باشد . جبران خلیل جبران

 

زن بازيچه اي باد پاك و ظريف، همچون گوهري، رخشان از فضيلت هاي جهاني كه هنوز در كار نيست.در عشق تان فروز ستاره فروزان باد! واميدتان اين باد: بادا كه ابر آدم را بزايم!.  فريدريش ويلهلم نيچه

 

دانایان روشندل می دانند که دوران زندگی دراز نیست ، تن آدمی از این جهان است و روان از سرای دیگر . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


آنکه  دیگران را ابزار  پرش خویش می سازد ، تنها خواهد ماند .  اُرد بزرگ

 

ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی . جبران خلیل جبران

 

مرد و زن هر دو خود را در مورد يكديگر فريب مي دهند، زيرا آنچه براي آنان گرامي و قابل احترام است، تنها آرمان هاي خودشان است. فريدريش ويلهلم نيچه

 

اگر شاه به تو مهربان باشد دلیر و گستاخ مشو ، از آنکه طبع شاه چون آتش است و دل شیر از آن می هراسد . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 

 

پر حرفی در هنگام اندرز ، از اثر آن می کاهد . اُرد بزرگ

 

وقتی حیوانی را ذبح می کنی ، در دل خود به قربانی بگو:نیروی که فرمان کشتن تو را به من داد ، نیرویی است که بزودی مرا از پای در خواهد آورد و هنگامی که لحظه موعد من فرا رسد ، من نیز همانند تو خواهم سوخت ، زیرا هنجاری که تو را در برابر من تسلیم کرده است بزودی مرا به دستی قوی تر خواهد سپرد. خون تو و خون من عصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی (در آن سویی طبیعت ) آماده شده است. جبران خلیل جبران

 

سنجيدگي و  هنر زن در دلربايي، شوخ وشنگي، و  سبكسري است؟ چرا آنان بايد به دنبال كشف حقيقت زن باشند ، در حاليكه هنر بزرگ او دروغگويي و مهم ترين مساله مورد علاقه اش سرو وضع و زيبايي است؟.  فريدريش ويلهلم نيچه

 

نام جستن بی دلیری میسر نمی گردد ، و زمانه از بددلان بیزار است . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


هم رنگ دیگر کسان شدن ، باور هیچ کدام از بزرگان نبوده است .  اُرد بزرگ

 

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .
زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران

 

برخلاف ‹‹انديشه هاي مدرن›› درباره ي زن و مرد، آموزش واقعي در مورد رابطه ي جنس ها را بايد در فرهنگ هاي شرقي يافت. فريدريش ويلهلم نيچه

 

خود را با هوس نزدیک مکن که خرد از تو روی بر می تابد . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


آنکه به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است . اُرد بزرگ

 

تاسف ، ابرسیاهی است که آسمان ذهن آدمی را تیره می سازد در حالی که تاثیر جرائم را محو نمی کند . جبران خلیل جبران

 

چه ؟ آيا مي كوشي كه ده بار يا صد بار دو چندان شوي ؟ نكند بهر خود مريدان بسيار مي جويي ؟ - پس مي بايد ظرفهاي تهي ( هيچ ) را بجويي. فريدريش ويلهلم نيچه

 

برای آدمی دشمن دانا از دوست نادان بهتر است . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


کین خواهی از خاندان یک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه نیروی آدمهای  فرهمند . اُرد بزرگ


شما را اگر توان نباشد که کار خود به عشق در آمیزید و پیوسته بار وظیفه ای را  بی رغبت به دوش می کشید ، زنهار دست از کار بشویید و بر آستان معبدی نشینید و از آنان که به شادی ، تلاش کنند صدقه بستانید.زیرا آنکه بی میل ، خمیری در تنور نهد ، نان تلخی واستاند که آدم را تنها نیمه سیر کند ، و آنکه انگور به اکراه فشارد ، شراب را عساره ای مسموم سازد ، و آنکه حتی به زیبایی آواز فرشتگان نغمه ساز کند ، چون به آواز خویش عشق نمی ورزد ، تنها می تواند گوش آدمی را بر صدای روز و نجوای شب ببندد. جبران خلیل جبران

 

در جايي كه ديگر تنها چيز درخشان زر دكانداران است دكانداران سروري كنند! امروز ديگر روزگار شهرياران نيست! آنچه امروز خود را ملت مي نامد شايسته هيچ شهرياري نيست. بنگريد كه اين ملت ها خود اكنون چگونه چون دكانداران رفتار مي كنند: آنان از كمترين بهره در هيچ زباله اي نمي گذرند! در كمين يكديگرند و يكديگر را مي پايند و نام آن را ‹‹حس همجواري›› مي گذارند .  فريدريش ويلهلم نيچه

 

اگر خرسند و رضا باشی زندگی به دلخواه می سپاری . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


از آه و نفرین بزرگان و ریش سفیدان هر ایلی باید ترسید . اُرد بزرگ

 

کار تجسم عشق است. جبران خلیل جبران

 

زمين روزي از آن ابرآدم می شود . فريدريش ويلهلم نيچه

 

در آیین خرد در هر کاری اندیشه باید . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


دودمانی که بزرگان و ریش سفیدانش خوار باشند ، به کالبد بی جانی ماند که خوراک جانوران دیگر شود . اُرد بزرگ

 

شما می توانید بانگ طبل را مهار کنید و سیم های گیتار را باز کنید ، ولی کدامیک از فرزندان آدم خواهد توانست چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟ جبران خلیل جبران

 

زمان ما پيش رس بدنيا آمدگان هنوز فرا نرسيده است، فقط پس  فردا از آن من است . فريدريش ويلهلم نيچه

 

هرکس گوش نصیحت نیوش داشته باشد ، و دل به آموختن بسپارد ، بسا سخنان سودمند که از دانایان بشنود . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند .  اُرد بزرگ

 

از يك خود كامه، يك بدكار، يك گستاخ، يا كسی كه سرفرازی درونی اش را رها كرده، چشم نيك رای نداشته باش .  جبران خلیل جبران

 

ايرانيان راستگوترين و راست تيرانداز ترين قوم تاريخ اند.  فريدريش ويلهلم نيچه

 

کسی که زبانش را از بد گفتن باز دارد ، و دل هیچ کس را به گفتن سخنان زشت نیازارد . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


دودمان بی نیا و مرد کهن ، به هزار آیین اهریمنی گردانده می شود . اُرد بزرگ

 

زندگی روزمره شما پرستشگاه و نیز دیانت شماست . جبران خلیل جبران

 

تقريبا هر چيزي كه وجود دارد در معرض تاويل است؛ زندگي خود چيزي نيست جز ستيزه و جدال ارزش ها و مبارزه براي تاويل انديشه ها و آرمان ها. فريدريش ويلهلم نيچه

 

سخنی که سودی در آن نیست نگفتن بهتر ، چه سخن بی سود در مثل مانند، آتشی است که دودش بسیار و گرمی و فروغش سخت اندک باشد . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 

 

گِره های که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود ، به یک نگاه و یا ندای ریش سفیدی گشاده می گردد . اُرد بزرگ

 

در پهنه ی پندار و خلسه ی خیال ، فراتر از پیروزیهای خود بر نشوید ، و فروتر از شکستهای خود نروید . جبران خلیل جبران

 

انديشه هاي ما، آري و نه گفتن هاي ما، و اگر و اما گفتن هاي ما، همه با همان ضرورتي از درون ما رشد مي كنند كه ميوه از دل درخت- به هم مر بوط و با هم خويشاوندند، و همه از يك اراده، يك وضع جسماني، يك خاك، و يك خورشيد نشان دارند .  فريدريش ويلهلم نيچه

 

برای نادان پیرایه ای سزاورتر و زیباتر از خاموشی نیست . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 

 

ریش سفید داراترین به اندیشه است نه به دارایی و اندوخته . اُرد بزرگ

 

چه ناچيز است زندگی كسی كه با دست هايش چهره خويش را از جهان جدا ساخته و چيزی نمی بيند، جز خطوط باريك انگشتانش را .  جبران خلیل جبران

 

بدترين خوانندگان کتاب آنانی اند كه چون «سربازان غارتگر» عمل مي كنند، يعني از هر جا كه دستشان برسد تكه يي بر مي دارند. فريدريش ويلهلم نيچه

 

فرخنده روزگار کسی است که اهرمن او را از راه راست بیرون نبرد و همواره بی گناه زندگی کند . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


دانش امروز  فر بسیاری در پی داشته ، اما  نیروی جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد . امنیت را  بزرگان خردمند به ما می بخشند .  اُرد بزرگ

 

چه زیباست هنگامی که در اوج شادی و بی نیازی هستی دست به دعا برداری . جبران خلیل جبران

 

اکنون به شما مي گويم که مرا گم کنيد وخود را بيابيد.وتنها آن گاه که همگان مرا انکار کرديد،  نزد شما  باز خواهم آمد. فريدريش ويلهلم نيچه

 

دانش برترین داده های یزدان پاک است . خردمند همیشه سرور است ،  بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 


ریش سفیدان ، زنجیر ارتباط نسل ها هستند . و قوم بدون ریش سفید ، گذشته ای کم رنگ دارد و  آیین های به جای مانده ، به هزار گونه ، تفسیر می شود . اُرد بزرگ

 

 بسياری از دين ها به شيشه پنجره می مانند.راستی را از پس آنها می بينيم، اما خود، ما را از راستی جدا می كنند .  جبران خلیل جبران

 

سرنوشت من اين است كه پس از مرگ دوباره به دنيا بيايم . فريدريش ويلهلم نيچه

 

اگر  کوه با همه سنگینی و عظمت و صلابت  که وی راست فرمان شاه را سبک دارد تیره رای خیره سری بیش نیست . بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

 

 

چهار چوب نگاه ما زمینی است ، اما برآیند اندیشه ما جنبه آسمانی نیز پیدا می کند . ارد بزرگ

 

ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار . جبران خلیل جبران

 

حقيقت چيزي نيست كه بايد يافته يا كشف  شود، بلکه چيزي است كه بايد آفريده شود و فرايندي را نامگذاري كند ؛ شناساندن حقيقت نوعي تعيين فعالانه است و نه آگاه شدن از چيزي كه به خودي خود قطعي و تعيين شده است.که آن واژه ديگري است براي خواست قدرت . فريدريش ويلهلم نيچه

 

به هنگام نبرد هوشیار و نگهدار تن خویش باش . چون دشمن در برابر تو ایستاد بر آشفته مشو و تدبیر نیکو کن .  بزرگمهر بختگان

 


------((¯`''·.¸ جملات زیبا ¸.·''´¯))------

+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 11:26 |
انگار نمی دونید ما تویی چه کشوری زندگی می کنیم و با چه جمعیتی

جمعیت ایران = با 70 میلیون
نفت ایران تویی دنیا = دوم هست
گاز ایران = اول هست در دنیا
منابع طیبعی سنگ آهن و ... = تویی دنیا جزو 10 کشور اول هستیم
موثعیت جغرافیایی = در خاورمیانه اول و در دنیا خاورمیانه اول
از نظر تاریخ = در دنیا اول نباشیم دوم هستیم آثار تاریخی ما تویی موزه پاریس و ... زیاده
از نظر مغز و شعور و نخبها = در دنیا همیشه چند مدال طلا داریم

خوب این یک نما کوچک از کشور ایران پولدارترین افراد تویی آمریکا ایرانیا هستند که یک نمونه معمولیش آفا حسین ثابت ( صاحب هتل داریوش و هتلهایی جزایر قناری در اسپانیا و بزرگترین هتلدار اسپانیا و اروپا که مشهدی هم هستند )

دوست عزیز این قدر تویی خواب هپروت نیاشید درسته ما الان از همون قدمی کی بوده حقمون و بخوره حالا آقاراده ها و شیخا و ... یا شاه و انگلیس و روسیه ولی دیگه مثایسه ما با اغثانستان و .... درست نیست

در مورد مثال با چین و ... بابا ما 70 میلیون جمعیت با این همه نعمت خدا داده اونا با چند میلیارد جمعیت و کمترین نعمتهای خدا رو دارند اصلا قابل مقایسه نیستیم اگه هر ایران کار هم نکنه و فقط یک سوم از منابع رو استفاده بکنه چین به گرد پای ما هم نمی رسن

یک نمونه زنده : کوبت یک کشور کوچک ولی پر از نقت ظرف فقط 10 سال این قدر سرمایه گزاری در کشورها غربی کرد از پول نفتش که دیگه برای 2 سال نفت یک سوم الان تولید می کرد چون در آمدش و از نقت کشیده بود بیرون و از سود فروش نفتش کارخانه هایی عظیم خریده بود که سر جنگ عراق مجبور شد همه رو به آمریکا بده تا ازش محافظت کنه

فکر می کنید چرا آمرکیا و یا روسه هی هرینه می کنند تا ایران رو از 10000 سال پیش تصرف کنند عاشق چشم و آبروی ما که نیستند که با جمعیت میلیاردیشون بیان جمعیت میلیونی ما رو داشته باشند

در کل اشتباه
+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 11:14 |
یک مرد ثروتمند چینی اهل شانگهای ۱۰۱ میلیون یوان سرمایه گذاری کرده است تا تیمی از متخصصان را گردهم بیاورد.
فکر می کنید تخصص این افراد چیست؟ یافتن همسر، این مرد جوان که گفته می شود از روستایی در استان شانگ دونگ به شانگهای آمده ، از طریق سرمایه گذاری در بورس ثروتمند شده است. او همسری می خواهد که اهل نین جینگ باشد و زیر ۲۶ سال سن داشته باشد. متخصصان استخدام شده توسط این مرد تاکنون ۱۲۰ کاندیدا برای همسر او یافته اند و تعداد داوطلبان همچنان رو به افزایش است.
+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 11:13 |
tamirkarr.jpg
+ نوشته شده توسط ادی دست قشنگ در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 11:5 |